Dude
مشتری کافه   
ارسال ها: 275
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 28
تشکرها : 1107
( 2641 تشکر در 271 ارسال )
|
RE: آورده اند که ... درود.
در واقع جای این پستها محله شلوغ چینیها و بخش اینترنت گردی باید باشد. با این وجود، وقتی از شکست تجاری فیلمهایی مانند "رستگاری در شاوشنک" یا "شوگرلز" صحبت میشود، منظور شکست آنها در زمان اکران اولیه است، نه سرنوشت نهاییشان در بازار. برای مثال، فیلم "رستگاری در شاوشنک" در بازار ویدیویی و تلویزیونی به موفقیتی چشمگیر دست یافت. در سال ۱۹۹۵، فروش نسخه ویدیوییش تنها از "شیرشاه" دیسنی کمتر بود، که پرفروشترین فیلم ویدیویی آن دهه بود. فیلم "باشگاه مبارزه" نیز در ادامه به یکی از پرفروشترین فیلمهای خانگی در قالب دی وی دی و بلو-ری بدل شد و دو سال پیاپی برای استودیو فاکس رکورد فروش ثبت کرد. همچنین آثاری مانند "بلید رانر"، "چیز"، "گزارش اقلیت" و حتی "اسکات پیلگریم در برابر دنیا" در زمان اکران شکست خوردند، اما بعدها به فیلمهایی محبوب و کالت تبدیل شدند. فیلمهایی مانند "شوگرلز" و "جزیره کاتروت" که باعث ورشکستگی شرکت "کارولکو" شدند، سرانجام برای "MGM" که حق پخششان را خریده بود. سودآور شدند. "شوگرلز" بیش از 100 میلیون دلار فروش داشت و یکی از موفقترین محصولات ویدیویی دهه 90 شد. بابیلون شزل هم امیدوارم به این جمع ملحق بشود. فیلم "دنیای آبی" با احتساب هزینههای بازاریابی، زیان بزرگی برای سازندگانش بهجا گذاشت و باعث شد کوین کاستنر به سرعت جایگاهش را از دست بدهد. در گذشته هم "کلوپاترا" با بودجه سرسامآور 31 میلیون دلار (معادل بیش از 300 میلیون دلار امروزی) را می شود گفت. با این حال، "کلوپاترا" پس از حدود 40 سال و "دنیای آبی" پس از نزدیک به 20 سال توانستند از مرز زیان عبور کنند.
فیلم "دروازههای بهشت" که استودیوی "یونایتد آرتیستز" را به ورشکستگی کشاند. شکست فیلمهای پرخرجی مانند "جنگاوران اخترناو"، "الکساندر" ، "جان کارتر" و "رنجر تنها" نیز در یادها مانده، آثاری با بودجههایی بین 120 تا 250 میلیون دلار که حتی هزینه تولید خود را بازنگرداندند. اما در کنار این آثار شناختهشده، گروهی از فیلمها نیز وجود دارند که تنها معدودی از دوستداران سینما به یاد دارند. در سایتهایی مانند IMDb امتیاز نسبتاً بالایی دارند، اما تنها با چند هزار رأی ثبت شده برایشان. و حتی یافتن نسخهای با کیفیت خوب از آنها دشوار است. استودیوها نیز تمایلی به بازسازی یا انتشار دوباره آنها ندارند، چون میدانند خریدار چندانی نخواهند داشت. استودیوها ناچارند آنها را از پلتفرمهای خود حذف کرده و تنها از طریق فروش حق پخش به شبکهها یا سرویسهای دیگر، بخشی از زیان را جبران کنند.
بقول مارتین مکدونا: دو قانون اصلی وجود دارد: "ادا و اصول در نیاور، و ملالآور نباش. سعی نکن از تماشاگر خود باهوشتر باشی."
با توجه به این گفته، دورانی شده که کارگردانهایی با فیلمهایی خاص که بتوانند، حس «فهم برتر» و «تماشاگر خاص بودن» را به مخاطبانی بدهند، نه وزن گذشتگان را دارند، نه مخاطب وسیعی دارند و نه حامیان مالی. فیلمهایی که بخش بزرگی از شیفتگی نسبت به آنها، نه از خود اثر، که از احساس متفاوت بودن از دیگران میآید. و این حس تمایز، نوعی لذت روانی و حتی جایگزین هویت است. به قول پیر بوردیو!
| |
| ۱۴۰۴/۸/۲ عصر ۱۰:۵۷ | |
تشکر شده توسط : |
آلبرت کمپیون, Classic, مارک واتنی, سروان رنو, master of puppet, ترنچ موزر |