[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آورده اند که ...
نویسنده پیام
Dude آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 268
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 28


تشکرها : 1099
( 2581 تشکر در 264 ارسال )
شماره ارسال: #30
RE: آورده اند که ...

درود

آورده اند که، در آپارتمان کوچکی در نیویورک، دو کارگردان ایتالیایی الاصل، مقابل تلویزیون در حال پخش زنده چهل و سومین بزم اسکار، نشسته‌ بودند. جایزه‌ "بهترین فیلمنامه‌ اوریجینال" قرار بود نزدیک پایان مراسم اهدا شود، بنابراین کوپولا تا آن لحظه روی صندلیش آرام نداشت. و ... لحظه سرنوشت‌ساز فرا می‌رسد. جورج سیگال و سارا مایلز، ستارگان دوران خود، روی صحنه می‌آیند. پس از چند شوخی معمول و اعلام نامزدها ، مایلز پاکت را باز می‌کند و کمی هیجان زده، اما با شوق نام برنده را می خواند. اسکورسیزی به سمت دوستش برمی‌گردد و می‌پرسد: «و چطور می‌خواهند بعد از گرفتن اسکار اخراجت کنند؟»

آن شب و آن تندیس فیلمنامه، کوپولا را در جریان پرتنش ساخت فیلم "پدرخوانده" نجات داد. تا آوریل 1971، چندین صحنه از فیلم را فیلمبرداری کرده بودند، اما کوپولا، هر لحظه ممکن بود کنار گذاشته شود. تهیه‌کنندگان فیلم به شدت از هر کاری که او با فیلم می‌کرد، بدشان می‌آمد. در آن زمان، کارخانه‌ رؤیاسازی از رمق افتاده بود، و بازار سینما از رونق. و راه یافتن کارگردانان، بازیگران، فیلمبرداران و فیلمنامه‌نویسان جوان، تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسید.

کوپولا اولین گام خود در سینما را مدیون راجر کورمن- پادشاه فیلم‌های بی کیفیت (B-Movie)- که از استخدام دانشجویان جوان، نمی‌ترسید و کارهای مختلفی به آنها می سپرد، بود. برای مثال، کوپولا در ابتدا مشغول بازتدوین فیلم‌هایی از شوروی برای اکران در آمریکا بود. کورمن حق پخش فیلم‌های کم‌سروصدای اروپایی را، ارزان می‌خرید، صداگذاری می‌کرد، برخی صحنه‌ها را دوباره می‌چید یا فیلمبرداری می‌کرد و در سینماهای درجه دو با عنوان جدید و اغلب با داستانی جدید اکران می‌کرد.

کورمن پس از مدتی، به کوپولا اجازه داد اولین فیلم بلند کامل خود را کارگردانی کند. و از او خواست که، نسخه کم‌بودجه خودش از "روانی" هیچکاک را بسازد. و اولین فیلم کوپولا، فیلم ترسناک سیاه و سفید بسیار ارزان و آشفته "جنون 13" شد. تا پیش از "پدرخوانده"، کمدی ‌"تو حالا پسر بزرگی شده‌ای" با وجود حضور در جشنواره‌ کن، در گیشه شکست خورد. موزیکال "رنگین‌کمان فینِیان" اندکی سود آورد، اما رابطه‌ کوپولا با استودیوی وارنر را خراب کرد. و درام شاعرانه‌ "مردان باران" چنان شخصی و کم‌خرج بود که تماشاگر عام، بی اعتنا از کنارش گذشت.

کوپولا به‌همراه دوستش جورج لوکاس، به سان‌فرانسیسکو رفت،تا شرکت مستقلی به نام American Zoetrope تأسیس کند.  اما کوپولا در آغاز دهه 70 با بدهی‌های فزاینده American Zoetrope روبرو بود. و شکست سنگین فیلم نخست لوکاس، "THX 1138"، تیر خلاصی شد بر پیکر نیمه جان زوتروپ.

تماس از استودیو پارامونت او را در اتاق مونتاژ، جایی که همراه لوکاس مشغول بازسازی "THX 1138"بودند، غافلگیر کرد. در ابتدا، نمی‌خواست "پدرخوانده" را کارگردانی کند، که این موضوع رابرت اوانز (تهیه‌کننده) را بسیار عصبانی کرد. اوانز نمی‌توانست باور کند که این کارگردان جوان با اعتبار مخدوش و با فیلم‌های عجیب و غریب هم، بمانند کارگردانهای معروفتر، پیشنهادش را رد کند!

به قولی: "هر فیلم مجموعه‌ای از اتفاق‌های نامحتمل است که تنها وقتی کنار هم می‌نشینند، معنا پیدا می‌کنند." و در مورد "پدرخوانده"، این جمله کاملاً درست بود. بیشتر کسانی که در پروژه حضور داشتند، از همان روزهای نخست، مطمئن بودند که دارند در فیلمی شکست‌خورده کار می‌کنند. بعضی از مدیران پارامونت مطمئن نبودند که فیلم برای تماشاگران عام جذاب باشد. "آل پاچینو" بعدها در چند مصاحبه گفته بود: "فکر می‌کردم داریم بدترین فیلم تاریخ سینما را می‌سازیم!" حتی خود کوپولا فکر می‌کرد که بر اساس یک رمان جذاب، یک فیلم گانگستری گفتگو محور و خواب‌آور ساخته است که، کمتر کسی تا انتها تماشایش خواهد کرد.

اولین اختلافات بین کوپولا و اوانز (تهیه‌کننده پارامونت) از همان مرحله‌ طراحی کلی فیلم آغاز شد. اوانز می‌خواست فیلمی سریع، سرگرم‌کننده و پرسود بسازد. چیزی که بتواند تا وقتی تب رمان "پدرخوانده" فروکش نکرده، به بازار بیاید. اما کوپولا نگاه کاملا متفاوتی داشت. او تحت تأثیر سینمای اروپا،  می‌خواست فیلمی اصیل، غنی و از نظر جزئیات تاریخی دقیق بسازد. کوپولا اصرار کرد که فیلم در نیویورک فیلمبرداری شود. که گران‌تر بود. استودیو اصرار داشت که به سنت لوئیس بروند. دومین تصمیمی که کوپولا اجازه اش را نداد، انتقال وقایع کتاب از دهه 40 به دهه 70 بود. این هم هزینه تولید فیلم را کاهش می‌داد، زیرا لازم نبود خودروهای مربوط به 30 سال قبل اجاره شود، دکورها تغییر کند و لباس‌های خاصی مطابق مد دوران گذشته دوخته شود. اوانز از نحوه‌ کارگردانی کوپولا ناراضی بود، از آرامش بازی‌ها، از دکورهای سنگین. سیاهی لشکری که کوپولا از میان ایتالیایی‌ها انتخاب کرده بود هم، آشکارا او را آزار می‌داد. و مهم‌تر از همه، در آن روزگار، مد غالب سینما، فیلم‌های روشن و رنگارنگ بود. اما کوپولا و فیلم‌بردارش گوردون ویلیس عمداً از سایه و نور کم استفاده کردند، تا حس خفقان، سنگینی و اضطراب و غیرهم را منتقل کنند.

اوانز، به عنوان نماینده هالیوود قدیم، به جادوی ستاره‌ها باور داشت، و تقریبا همه را - از رابرت ردفورد گرفته تا جک نیکلسون - پیشنهاد کرد. اوانز به شدت با پاچینوی جوان مخالف بود و ...

۱۴۰۴/۷/۲۰ عصر ۰۱:۲۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ممل آمریکایی, مارک واتنی, Classic, آقای با, سروان رنو, آلبرت کمپیون, رابرت, ترنچ موزر
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
آورده اند که ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۳/۱۲/۱۸, صبح ۰۹:۱۸
RE: آورده اند که ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۳/۱۲/۲۳, صبح ۰۸:۲۳
RE: آورده اند که ... - پیرمرد - ۱۳۹۳/۱۲/۲۹, صبح ۱۲:۱۲
RE: آورده اند که ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۴/۱/۱۳, صبح ۱۲:۴۸
RE: آورده اند که ... - زرد ابری - ۱۳۹۴/۱/۱۸, عصر ۰۹:۵۴
RE: آورده اند که ... - منصور - ۱۳۹۴/۳/۲۳, صبح ۰۸:۲۳
RE: آورده اند که ... - پیرمرد - ۱۳۹۴/۳/۲۳, عصر ۱۲:۲۹
RE: آورده اند که ... - منصور - ۱۳۹۴/۳/۲۴, صبح ۰۹:۲۲
RE: آورده اند که ... - ژیگا ورتوف - ۱۳۹۴/۳/۲۴, عصر ۰۹:۲۰
RE: آورده اند که ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۴/۴/۱۲, عصر ۰۸:۳۳
RE: آورده اند که ... - ژیگا ورتوف - ۱۳۹۴/۴/۲۴, عصر ۰۲:۰۶
RE: آورده اند که ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۴/۴/۲۸, عصر ۰۳:۴۲
RE: آورده اند که ... - ژیگا ورتوف - ۱۳۹۴/۵/۲, عصر ۰۳:۴۶
RE: آورده اند که ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۴/۵/۱۳, صبح ۰۸:۳۲
RE: آورده اند که ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۴/۵/۱۴, عصر ۱۱:۳۴
RE: آورده اند که ... - ژیگا ورتوف - ۱۳۹۴/۶/۱۴, عصر ۰۱:۴۸
RE: آورده اند که ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۴/۶/۱۹, صبح ۰۶:۴۰
RE: آورده اند که ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۴/۶/۳۰, عصر ۰۸:۳۶
RE: آورده اند که ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۴/۱۰/۸, عصر ۰۸:۵۲
RE: آورده اند که ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۴/۱۰/۱۳, عصر ۰۳:۳۹
RE: آورده اند که ... - آقای همساده - ۱۳۹۵/۱/۲۳, صبح ۱۱:۳۲
RE: آورده اند که ... - سروان رنو - ۱۴۰۱/۳/۱۹, صبح ۱۰:۵۰
RE: آورده اند که ... - کلانتر چانس - ۱۴۰۱/۴/۸, صبح ۱۰:۴۸
RE: آورده اند که ... - کلانتر چانس - ۱۴۰۱/۴/۲۱, صبح ۰۸:۳۸
RE: آورده اند که ... - کلانتر چانس - ۱۴۰۳/۸/۲۰, صبح ۰۹:۲۲
RE: آورده اند که ... - کلانتر چانس - ۱۴۰۳/۸/۳۰, عصر ۰۲:۵۳
RE: آورده اند که ... - Dude - ۱۴۰۴/۷/۲۰ عصر ۰۱:۲۸
RE: آورده اند که ... - Dude - ۱۴۰۴/۸/۲, عصر ۱۰:۵۷
RE: آورده اند که ... - master of puppet - ۱۴۰۴/۸/۴, عصر ۰۲:۵۹
RE: آورده اند که ... - Dude - ۱۴۰۴/۸/۴, عصر ۰۷:۳۷