[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 4.2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نکات جالب ، خواندنی و دیدنی از سینمای کلاسیک
نویسنده پیام
Savezva آفلاین
جک لمون
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۱۰
اعتبار: 42


تشکرها : 1059
( 2299 تشکر در 187 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: نکات جالب ، خواندنی و دیدنی از سینمای کلاسیک

هوارد هاکس کارگردان بزرگ آمریکایی در مصاحبه ای با جوزف مک براید که بعد ها تبدیل به کتاب مشهوری شد در رابطه با اینکه چطور از لورن باکال یک بازیگز توانا ساخته اینچنین گفته است:

 باکال قبل از اینکه در داشتن و نداشتن بازی کند به 4 ماه تمرین بسیار شاق تن در داد. اولین بار عکسی از او در یک مجله مد دیدم. می خواستم در ابتدا تنها اطلاعاتی راجع به زمینه زندگی و سابقه او به دست بیاورم، اما منشی من به اشتباه او را از نیویورک به هالیوود دعوت کرد. وقتی اولین بار او را دیدم صدایش نازک و تو دماغی بود. چنان اشتیاقی به شروع کار در فیلم داشت که دلم نیامد او را به شهرش باز گردانم. به منشی ام گفتم چند استودیو را به او نشان داده و راهیش کند. اما او به این بسنده نمی کرد. به او گفتم دخترهای فیلمهای من موجوداتی هستند دنیا دیده و سرد و گرم چشیده. ضمنا با صدای تو دماغی هم حرف نمی زنند... اما هیچ کدام از این موانع منصرفش نکرد. چند وقتی گذشت روزی از منشی ام پرسیدم از آن دختر چه خبر؟ گفت در حال تمرین بر روی صدایش است و گفته تا تمرین هایش تمام نشود حاضر نیست برگردد. حدود سه هفته بعد او آمد و با صدای بم گفت: حال شما چطور است؟ انصافا زحمت کشیده بود.

یک بار پس از یک مهمانی به او گفتم : چرا برای خودش مصاحبی پیدا نمی کند تا بعد از مهمانی او را به خانه برساند؟ گفت: مردها زیاد از من خوششان نمی آید. پرسیدم چرا؟ شاید باهاشون خوشرویی نمی کنی؟ جواب داد: به حد افراط! بهش گفتم: اشتباهت هم همینجاست سعی کن به جای خوشرویی با مردها به آنها اهانت کنی! در نوبت بعدی مهمانی با قیافه ای مرموز آمد پیشم و گفت: بالاخره مردی را پیدا کردم که مرا به خانه برساند. گفتم: چه جوری؟ گفت بهش اهانت کردم. پرسیدم: چی گفتی؟

جواب داد: از این مرد پرسیدم کراواتش را از کجا خریده و وقتی او پرسید برای چی می خوام بدونم گفتم می خوام به دوستانم سفارش کنم از این مغازه خرید نکنند.

از باکال پرسیدم این مرد کی بود گفت کلارک گیبل!!

مدتی بعد نزد فیلمنامه نویس رفتم و گفتم فکر می کنی بتوانیم دختری را ابداع کنیم که در جسارت و گستاخی به پای بوگارت برسد؟ دختری که به افراد توهین کرده و این کار را با لبخند هم انجام دهد؟

 پرسید: یک چنین موجودی را از کجا می تونی پیدا کنی؟ گفتم نمی دونم ولی می شود چنینی شخصیتی را در فیلمناهم بوجود آورد. در این مدت من باکال را هم زیر نظر داشتم و به او تمرین های خاص انجام می دادم مثلا بهش می گفتم من دختری می خواهم که با لهجه اسپانیایی صحبت بکنه . او می رفت و با تلاش زیاد این کار را می کرد. وقتی نزد من می آمد گفتم نظرم عوض شده و می خواهم با لهجه سوئدی حرف بزنه و ...

سر انجام او به مرحله ای رسید که از اجرای عهده هر نقشی بر می آمد. و این گونه شد که اعلام کردم لورن باکال نقش اول فیلم داشتن و نداشتن را بازی خواهد کرد. از اینجا بود که به اصطلاح یک شبه به ستاره ای مبدل شد...

پ.ن: این کتاب را در بخش کتابهای سینمایی معرفی کرده ام.


سفید پوشیده بودم با موی سیاه/ اکنون سیاه جامه ام با موی سفید
۱۳۸۸/۶/۲۳ عصر ۰۵:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, بانو, موسيو وردو, Scarlett, دلشدگان, مرتضی, سم اسپید, اسکورپان شیردل, دن ویتو کورلئونه, الیور, الیشا, ژان والژان, مگی گربه, Papillon, رزا, کنتس پابرهنه, خانم لمپرت, الیزا دولیتل, واتسون, سوفیا, بانو الیزا, بیلی لو, ریچارد, آدری لاووا, کلانتر چانس
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: نکات جالب ، خواندنی و دیدنی از سینمای کلاسیک - Savezva - ۱۳۸۸/۶/۲۳ عصر ۰۵:۵۸
[split] نگارخانهء کافه - خانم لمپرت - ۱۳۹۳/۸/۲, صبح ۱۱:۳۲
[split] اینترنت گردی ... - BATMAN - ۱۳۹۳/۱۱/۱۷, صبح ۰۴:۴۶