[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 19 رای - 4.37 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی
نویسنده پیام
دیوید لارابی آفلاین
کافه نشین
*

ارسال ها: 7
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۵/۳/۳
اعتبار: 8


تشکرها : 15
( 92 تشکر در 7 ارسال )
شماره ارسال: #1298
RE: کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی

رابین هود

 انیمیشن‌ قرن بیستم،(محصول ۱۹۷۳ کمپانی دیزنی) نه یک فیلم، که یک خاطره‌ی قدیمی است؛ منشوری که گویی نور طلایی ظهرهای کودکی را برای همیشه در خود ذخیره کرده است. اما وقتی با نگاهی پخته و حرفه‌ای از فراز زمان به تماشایش می‌نشینم، درمی‌یابم که این افسانه‌ی ساده و حیوان‌صفت، لایه‌هایی از سخن گفتن را در خود نهفته دارد که چه‌بسا در هیاهوی پیکسل‌های پرزرق‌وبرق امروز، گم شده‌اند. رابین هود دیزنی، در اصل، یک واقعیت برای عدالت است، که با ضرب‌آهنگی آرام و صمیمانه، درس‌های بزرگ انسانی را زمزمه می‌کند.

رابین، روباهی مکار و چالاک است؛ نه صرفاً به دلیل پیشینه‌ی ادبی روباه، که به این دلیل که روباه در ادبیات عامه، تجسم هوش فرودست در برابر قدرت قهریه است. پرنس جان، شیری بی‌یال و نازک‌نارنجی، گویی نسخه‌ای کاریکاتوری از اقتدار توخالی است؛ بزدلی که تاج بر سر دارد اما حتی غرشش نیز ناله‌ای کودکانه بیش نیست. سِر هیس، مار هیپنوتیزمگری که همیشه یک گوشش بسته است، استعاره‌ی دقیقی از دیوان‌سالاری فاسدی است که چشم بر حقیقت می‌بندد. این شخصیت‌پردازی بصری، پیش از آنکه داستان پیش برود، پایه اخلاقی اثر را بنیان می‌نهد: فضیلت در سادگی و چالاکی، و شرارت در تکبر و ناکارآمدی.

فیلم با نمایش کتابی چرمین آغاز می‌شود که راوی،داستان را ورق می‌زند. این قاب‌بندی، آگاهانه به ما می‌گوید که با یک اسطوره طرف هستیم، نه یک گزارش خبری. در دنیایی که پر از خشونت‌های بصری است، این انتخاب یعنی فاصله‌گذاری حماسی؛ یعنی دعوت به سفری در قلمرو خیال که حقیقتی واضح‌تر از واقعیت دارد.

مشهورترین شعار داستان یعنی دزدیدن از ثروتمندان و بخشیدن به فقرا در این انیمیشن، به عملی مکانیکی تبدیل نشده است. اوج این سخاوت در صحنه‌ایست که رابین و جان کوچولو، با لباس مبدل فالگیر، وارد اردوگاه فقرا می‌شوند و کیسه‌های طلا را می‌بخشند. نکته اینجاست که رابین این کار را با شوخ‌طبعی و بازیگوشی انجام می‌دهد؛ او تحقیر نمی‌کند، منت نمی‌گذارد، بلکه شادی را به دل محرومان بازمی‌گرداند. درس بزرگ این صحنه این است: کمک به هم‌نوع، اگر با حفظ کرامت او همراه نباشد، فقط صدقه است، نه عدالت.

عشق میان رابین (یک یاغی فراری) و ماریان (ندیمه‌ی دربار سلطنتی) از جنس آن عشق‌های ممنوعه است که دیوارهای قدرت را بی‌اعتبار می‌کند. ماریان، برخلاف بسیاری از شاهدخت‌های دیزنی، منفعل نیست؛ او آماده است تا از زندگی اشرافی چشم بپوشد و حتی در برابر عموی مستبد خود، پرنس جان، بایستد. در سکانس مسابقه‌ی تیراندازی، نگاه‌های ردوبدل‌شده میان آن دو، سرشار از شجاعت است. این عشق می‌آموزد که پیوند حقیقی، نه با تمکین به قواعد طبقاتی، که با مبارزه در کنار یکدیگر معنا می‌یابد.

رابطه‌ی رابین و جان کوچولو (خرسی مهربان و تنومند) تصویری باشکوه از رفاقت مردانه است. جان کوچولو وفادار است، اما نه از سر ترس، بلکه از سر عشق برادرانه. غر غر های گاه‌وبیگاه او از سرما و گرسنگی، و در عین حال حاضر شدنش برای به خطر انداختن جان، عمق پیوندی را نشان می‌دهد که نیاز به توضیح اضافی ندارد. در پایان فیلم، وقتی پرنس جان به خاطر فرار رابین، جان کوچولو را تهدید می‌کند، او چیزی نمی‌گوید این صحنه، درس ایستادگی به خاطر دوست است، حتی زیر فشار شکنجه.جالب است که سرنگونی پرنس جان با شمشیر اتفاق نمی‌افتد، بلکه با طنز گزنده‌ی راوی و تحقیر  او صورت می‌گیرد. مکیدن شست و گریه‌های کودکانه‌ی پرنس جان، فیگوری به‌غایت مضحک از قدرت می‌سازد. درس اینجاست: مستبدان را نباید به وحشت انداخت، که با افشای حقارت درونیشان باید شکست داد. این یک بیانیه‌ی عمیقاً اخلاقی در باب مقاومت است.

رابین هود با ضرب‌آهنگی نفس‌گیر و (قهرمان، زاده تا بر جهان حاکم شود) بیگانه است. سکانس معروف قدم زدن در جنگل (با نوای سوت و سازدهنی) تقریباً هیچ کنش روایی ندارد؛ فقط نمایشی از زیستن در طبیعت است. انیمیشن امروز، تحت تأثیر الگوریتم‌های جذب توجه، جسارت هیچ نگفتن و بودن را از دست داده است. امروز همه چیز باید سریع، کات‌های پیاپی و ارجاع‌های سایبری باشد. در رابین هود، زمان کش می‌آمد تا مخاطب، بوی برگ‌های خیس جنگل شروود را حس کند.رابین هود، با آنکه تیراندازی قهار است، شکست‌ناپذیر نیست. او در باتلاق گیر می‌افتد، لباس مبدلش مضحک است، در نبرد نهایی مجروح می‌شود و جان کوچولو و ماریان نجاتش می‌دهند. این قهرمان ترک‌خورده به مخاطب می‌گوید: تو هم می‌توانی رابین هود باشی؛ کافی است قلبی برای بخشندگی داشته باشی. در مقابل، انیمیشن‌های امروز (با محوریت ابرقهرمانان مارول یا قهرمانان شکست‌ناپذیر فانتزی) اغلب بر استثناگرایی فرد تأکید دارند: تو خاص متولد شده‌ای، قدرتی درونت نهفته است که دیگران ندارند. در شروود، رابین یک روباه معمولی با قلبی بزرگ است؛ این پیام، به‌مراتب توانمندسازتر از ژن‌های جهش‌یافته است.

در سکانس رقص عاشقانه‌ی رابین و ماریان، نور شمع‌هایی که روی آب شناورند، لرزشی انسانی دارد. امروزه نورپردازی کامپیوتری به چنان درجه‌ای از واقع‌گرایی رسیده که دیگر لرزش دست هنرمند در آن غایب است. تصویر مدرن اغلب بیش از حد صیقلی شده.موسیقی متن فیلم، فراموشی‌ناپذیر است. ترانه‌ای که رابین و جان کوچولو در فرار از دست داروغه زمزمه می‌کنند، یک مکالمه‌ی خودمانی است، نه یک پروداکشن عظیم موسیقایی. در انیمیشن‌های امروز، ترانه‌ها اغلب به قصد فروش آلبوم و تبدیل شدن به تک‌آهنگ‌های پاپ ساخته می‌شوند. اما در اینجا، آواز یا زمزمه‌ی عاشقانه‌ی ماریان، بخشی از تاروپود قصه‌اند، نه میان‌پرده‌ی تبلیغاتی.

امروزه مد شده که ضدقهرمان بسازیم و مرز خیر و شر را محو کنیم به نام پیچیدگی روانشناختی. رابین هود شجاعانه، خیر و شر را ساده و بی‌پرده ترسیم می‌کند: فقر بد است، سخاوت خوب است. اما این سادگی به معنای سطحی‌بودن نیست؛ بلکه وضوح اخلاقیست. شرارت پرنس جان از جنس طمع کودکانه است، و خوبی رابین از جنس سخاوت بزرگ‌منشانه. این تمایز شفاف، به کودک (و بزرگسال) یک قطبنمای اخلاقی می‌دهد تا در جهان واقعی، ظلم را توجیه‌ناپذیر ببیند. مدرنیته‌ی سینمایی گاه چنان در توجیه بدی غرق می‌شود که فراموش می‌کند بعضی چیزها، مثل مالیات‌های کمرشکنی که گرسنگان را می‌فشارد، واقعاً شر مطلق هستند.

رابین هود دیزنی را می‌توان یک ضدحماسه‌ی صمیمی نامید. این فیلم، برخلاف انیمیشن‌های پرخرج امروزی که در جستجوی نجات کهکشان‌ها هستند، مأموریتی ساده‌تر داشت: نجات یک خرگوش کوچک از گرسنگی در روز تولدش، با یک سکه طلا. و دقیقاً در همین مقیاس کوچک و انسانی است که ابدیت جای می‌گیرد.

در روزگاری که انیمیشن‌ها برای حفظ تمرکز مخاطب دست به هر گونه محرکی میزنند بازگشت به جنگل شروود، دیدار دوباره‌ی آن روباه خوش‌قلب و دوست خرسش،نه یک نوستالژی ساده، که ضرورتی فلسفی است. ضرورت یادآوری اینکه شجاعت، گاهی همین است: نواختن ساز در آتش، عاشق شدن زیر تیغ مالیات، و خندیدن به صورت قدرتی که تاج بر سر دارد اما از تاریکی می‌ترسد


میرسد اینجا بهاری تازه با احوال نو
۱۴۰۵/۳/۲۲ عصر ۱۲:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ممل آمریکایی, مارک واتنی, شارینگهام, آلبرت کمپیون, mr.anderson, رابرت, ترنچ موزر, BATMAN, سروان رنو, Classic, سندباد, مراد بیگ, مموله
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
برنامه بچه های دیروز - هری لایم - ۱۳۹۰/۴/۱۷, عصر ۰۶:۴۶
داگ فادر - دون دیه‌گو دلاوگا - ۱۳۹۹/۷/۲, صبح ۰۱:۰۴
شجاع وشیرین - مموله - ۱۳۹۹/۱/۲۱, عصر ۰۹:۱۸
RE:پرسی پارکبان - مموله - ۱۳۹۹/۱/۲۳, عصر ۰۸:۰۸
کارتون قدیمی میکروبی - مموله - ۱۳۹۹/۱/۲۴, عصر ۰۸:۱۲
RE:مسافرکوچولو - مموله - ۱۳۹۹/۵/۲۱, عصر ۰۲:۴۰
RE: موش کوهستان - مموله - ۱۳۹۹/۹/۲۵, عصر ۰۹:۱۶
ای کی یو - مموله - ۱۴۰۰/۳/۱۱, عصر ۱۱:۱۲
سه بچه خرس عروسکی - رابرت - ۱۴۰۰/۶/۲۲, عصر ۰۹:۱۵
RE: کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی - دیوید لارابی - ۱۴۰۵/۳/۲۲ عصر ۱۲:۵۵
RE: [split] اینترنت گردی ... - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۳/۲۷, عصر ۰۶:۱۷
RE: [split] اینترنت گردی ... - سناتور - ۱۳۹۰/۳/۲۷, عصر ۰۹:۵۹