[-]
جعبه پيام
» <شارینگهام> تسلیت بابت درگذشت هنرمند همه کاره، مرحوم سیروس ابراهیم‌زاده، روحش شاد
» <شارینگهام> سلام و درود. اول مهر که یادآور روزهای روشن دانایی و دوستی های ماندگارِ مدرسه است ، تبریک می گویم.
» <سرگرد راینهارت> نمایش قلب کوچک پریسا به یاد سیروس ابراهیم زاده تقدیم به دوستان در بخش مربوطه
» <سرگرد راینهارت> صدای ایشان در نمایشهای رادیویی در کنار اثار تلویزیونی و سینمایی ایشان ماندگار شد... نام و یادش گرامی
» <سرگرد راینهارت> سیروس ابراهیم زاده درگذشت.صدای همیشه جوان رادیو
» <سرگرد راینهارت> درود بر همه دوستان
» <BATMAN[تصویر: p311308_spaceship-.png] https://cdn.imgurl.ir/uploads/n491186_Antique.mp4
» <سروان رنو> نگاهی به دوبله اول و دوم فیلم هومبره (مرد) پل نیومن .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=94&pid=4736
» <باربوسا> متاسفانه رهبر نوربخش دوبلور جوان بر اثر سانحه رانندگی از دنیا رفت.
» <آدمیرال گلوبال> سال ها قبل شبکه آموزش https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=509&page=33
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینمای امروز "مدرن و پست مدرن"
نویسنده پیام
Dude آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 275
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 28


تشکرها : 1107
( 2641 تشکر در 271 ارسال )
شماره ارسال: #32
RE: سینمای امروز "مدرن و پست مدرن"

جدیدا که با تلگرام آشنا شدم و با دیدن عناوین فیلمهایی که مردم با شوق و ذوق به آنها اظهار علاقه می کنند، فقط به درک معنی عشاق سینما نزدیک شدم. و متوجه شدم رابطه ام با سینما دورتر از اینهاست و با لحاظ این نکته و بعنوان یک سینما دوست معمولی. و با تشکر از کنتس گرامی.

 کاش از اول بدنبال دوبله شده  la notte 1961  گشته بودم.

و امیدوارم اشکالی نداشته باشد اگر احساس قدردانی و تحسین خود را نسبت به این کانال ‌باورناپذیر خوب، ابراز کنم.

دقیق نمی‌دانم درباره کدام فیلم آنتونیونی نوشته بودند، البته اگر هم می‌دانستم، تفاوت زیادی نمی‌کرد، چون تنها فیلمی که از آنتونیونی بطور کامل دیده بودم Blowup بود. علاقه زیادی به این گونه فیلم ها نداشتم، و از قبل هم شک داشتم که اصلا مخاطب هدف اثر باشم، مثل بقیه‌ فیلم‌های درباره‌ آدم‌های رقت‌انگیز، مثلا همین زوج دلزده‌ای که تلاش می‌کنند از ملال زندگی فرار کنند. زن زیبای نجیب وفاداری، با عشقی بی جواب، گیر افتاده در قراردادی با مردی خودشیفته و خیانتکار، که نامه نوشته قلم نویسنده و نه احساس واقعی، گواه بود بر اینکه، مطلقا به خاطر ثروت و موقعیت با او ازدواج کرده.  و راستش در طول فیلم حواسم به خودم پرت می شد از اینها که وضعشان معلوم بود، و فیلم گاهی کاملا از داستان جدایم می کرد با به یاد آوردن خاطرات و احساسات و فکرهایی.

مخاطب هدف و تماشاگر خاص این فیلم، قطعا لذت بیشتری می‌برد و درکش هم عمیق‌تر است. با این‌همه، فیلم قابل‌هضم بود و توانست تا آخر با خودش همراهم کند. در مقایسه با مثلا بن هور و فیلم های تاریخی، یا فیلمهایی از براندو مثل تانگوی پاریس و بسیاری دیگرش که هر قدر خواستم هم نشد!

 فیلم لذت بصری داشت، متاثر از ویدیوی با کیفیت از آقای امیر منصوری که متشکرم. دوبله با لحن طبیعی را دوست داشتم، که لذت تماشا را بیشتر کرد. و ضمنا آن زن، از پانسیون و جایی برای ملاقات و خلوت و خیانت گفته بود، نه اطاق برای مسافر!

 حرفهای این خانم زیبا، بی ربط به موضوع نبود! کمی اغراق گویی و پر گویی دارد و می شد با گزیده گویی، نیم ساعت طولش ندهد.

در کل خوب و با احساس گفت، ولی اینقدرغلو و بزرگ انگاری تارکوفسکی و کلا هنر هم لازم نبود بنظرم.  اینطور که می گویند، هنر وسیله‌ای است برای رسیدن به اهدافی عاطفی، فکری، اجتماعی یا معنوی. مانند  لذت، یا فرار از واقعیت، آرامش، تجربه‌ای زیباشناختی، اشباع احساسی، کاهش استرس، فرار از روزمرگی، شناخت خود، یافتن هم‌دلی، گسترش افق دید، غنای ذهن، درک بهتر جهان، تقویت هویت فردی یا جمعی.

اما لزوما همه، اینها را در هنر نمی جویند، و کاملا طبیعی است که کسی ذاتا آدمی ظریف‌طبع یا حساس مثل این خانم احتمالا اشکنازی نباشد و هیچ نیازی به یک اثر هنری خاص احساس نکند. و علاقه‌ای نداشته باشد که بفهمد صاحب اثر دقیقا چه می‌خواسته بگوید.حالا یکی هم مشکل و مساله و نیازی نداشت که بخواهد به واسطه فیلم تارکوفسکی رفعش کند! یکی معنا را در کتاب‌ها می‌جوید، دیگری در کار، طبیعت، خانواده، دین، ورزش، فناوری یا دوستی و ...

یعنی او، خودش است. و علایق و مسیرهای درک دنیایش فرق دارد. و این نه عیب است، نه بیماری، و نه فاجعه، بلکه گوناگونی طبیعی سرشت انسان‌هاست.

تحت تاثیر دیده ها و شنیده های راست یا دروغ؛ انگیزه برای تماشای فیلم زیبای آینه کفایت کرد! راوی که گویی در لایه‌های حافظه پرسه می‌زد، دوران کودکی، مادر، همسر، پسرش، حس گناه و کوتاهی، ترس‌ها و احساساتش را به یاد می‌آورد. از چیزهایی که تجربه نکرده بود و نمی‌توانسته به یاد داشته باشد هم، آگاه بود! بقول آن خانم از ویدیو: "تارکوفسکی مرز میان خاطره، رویا، تخیل، یادهای دیگران و حتی ناخودآگاه جمعی را از بین می‌برد! این دانستن از جنس «از کجا» نیست، جریان سیال ذهن انسان در حال مرگیست، که این آگاهی از ناخودآگاه و ژرفای روحش سرچشمه می‌گیرد! او مثل آینه، نه تنها خاطرات خود، بلکه حس‌های جامانده در فضا، دردهای ناگفته‌ دیگران، و زخم‌های به ارث‌رسیده را نیز بازتاب می‌دهد! چه بسا آن لحظه را ندیده باشد، اما آن ندامت، رنج، دلتنگی و ترس بی‌نام را حس کرده باشد!"

جدای از این حرفهای مشکوک زنانه ، این حرفهایش جالب توجه بود:"  پدر شاعرش، اندکی پس از تولد پسرش خانواده را ترک کرد و آندری بدون پدر، بزرگ شد در فضایی از تنهایی و جستجوی درونی شدید، با درک کودکانه از فاجعه‌ای که بعدها به زبان هنری او تبدیل می‌شود."  شخصیت اصلی فایت کلاب به صراحت می گفت «ما نسل مردانی هستیم که توسط زنان بزرگ شده‌ایم» مردی که در آنجا از شدت بی‌هویتی به خشونت روی می‌آورد تا خود را پیدا کند. در اینجا دچار دوگانگی، تردید، و هویت مردانه‌ ناپایدار است. زندگی‌اش سرشار از تأمل، بازگشت به مادر، خانه و گذشته است. او توانایی ایستادن بر پای خود و پذیرش خود را ندارد.

«دو صد گفتار نیارزد نیم کردار» توصیف دقیقی از مکانیسم اصلی یادگیری کودکان هم هست: الگوبرداری از رفتار. در نبود الگوی قاطع، باثبات، و مقتدر مردانه،  کودک هنجارهای خاصی از رفتار را یاد نمی گیرد. و بی‌هویت، مطیع بیش‌ازحد، و بدون توان ریسک یا تصمیم‌گیری رشد می‌کند. در مواجهه با زنان، دچار ترس یا وابستگی شدید، در موقعیت‌های مردانه (رقابت، تصمیم‌گیری، رهبری)، منفعل یا فراری. ودر رویارویی با زندگی واقعی، یا خشونت انفجاری دارد یا مطیع بیش‌ازحد هستند، مثل باز همان قهرمانان فایت کلاب! بلوغ‌نیافتگی هیجانی،مسئولیت‌گریزی( برای گناهکار دانستن همیشگی کسی دیگر هم)، احساس بی‌کفایتی، و گاه طغیان و خشونت برای اثبات مردبودنش.

۱۴۰۴/۳/۱۱ عصر ۰۱:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, پهلوان جواد, آرلینگتون, آلبرت کمپیون, سروان رنو, اکتورز, BATMAN, کوئیک, مراد بیگ, Classic, ترنچ موزر, باربوسا
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
فیلم oppenheimer اوپنهایمر - سروان رنو - ۱۴۰۲/۵/۱۸, صبح ۱۱:۰۱
RE: سینمای امروز "مدرن و پست مدرن" - Dude - ۱۴۰۲/۱۰/۱۵, صبح ۰۲:۲۲
RE: Fight Club - کنتس پابرهنه - ۱۴۰۳/۸/۲۰, صبح ۰۳:۵۷
RE: Fight Club - Dude - ۱۴۰۳/۸/۲۲, عصر ۰۲:۰۰
RE: سینمای امروز "مدرن و پست مدرن" - Dude - ۱۴۰۴/۳/۱۱ عصر ۰۱:۱۱