[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


موضوع بسته شده 
 
رتبه موضوع
  • 11 رای - 4.18 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آخرین فیلم کلاسیک که دیدم ...(بایگانی 1)
نویسنده پیام
Dude آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 268
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۰/۲
اعتبار: 28


تشکرها : 1099
( 2581 تشکر در 264 ارسال )
شماره ارسال: #246
RE: آخرین فیلم کلاسیک که دیدم ...

با سلام

در جمع دیگری از دوستداران سینما، کسی در ستایش این فیلم -که ندیده بودم- نوشته بود. فیلم "پل واترلو" داستانی است آمیخته با لطافت احساسات و تلخی جدایی، که در قلب جنگ روایت می‌شود. شاید امروز ساده‌لوحانه یا کمی ملودرام به نظر برسد، اما در مقایسه با آن سالهای هالیوود، اثری درخور تحسین و شایسته عنوان یک درام احساسی است. این فیلم با هنرنمایی ویوین لی، روایتی است از تحول شخصیتی به‌نام مایرا، زنی که شادمانی معصومانه‌ای کودکانه اش به تجسمی از درد پنهان و خاموش بدل می‌شود. و لی، با بازی استادانه‌اش، این دگرگونی را نمایان می‌کند.

 برای روی، جنگ ماجراجویی و هیجان بود، پر از ناشناخته‌های جذاب. اما برای مایرا، جنگ تصویری بی‌پرده از جهنمی است که بود. زمانی که خبر مرگ روی به او می‌رسد، زندگی برای مایرا معنای خود را از دست می‌دهد. او که برای اولین بار عاشق شده بود، همه‌چیز خود را به پای این عشق قربانی کرد، از شغل و رفاه گرفته تا زندگی شخصی. اما زیبایی شکننده و خالص او تاب مقاومت در برابر واقعیت‌های لخ و بی‌رحمانه زندگی وجنگ را ندارد. مایرا، برخلاف روی، نه قوی بود و نه خوش‌بین. امیدی به آینده و انتظاری از زندگی نداشت. رویای خوشبختی آینده به درد فقدانی جبران‌ناپذیر بدل شد. و بهمراه گرسنگی، فقر، تنهایی و ناامیدی، انگیزه‌ای برای مبارزه نگذاشت. با این‌ حال، روحی پاک و بی‌آلایش در او ماند که هرگز کسی را بابت مصائبش یا اشتباهش سرزنش نکرد.