[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات سودا زده من
نویسنده پیام
رابرت آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 152
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۶/۲۰
اعتبار: 30


تشکرها : 2345
( 2212 تشکر در 152 ارسال )
شماره ارسال: #67
اخبار بامدادی (قسمت اول)

(۱۴۰۲/۱۱/۱۹ عصر ۰۳:۲۱)instrumental music نوشته شده:  

یه آهنگیه دیدم خیلیا دنبالشن ...

هم اینجا و هم سایتای دیگه ...

آهنگ هواشناسی شبکه ی یک که قدیما پخش میشد ...

نمیدونم کسی تو این سایت اصلش رو پیدا کرد یا نه ...

من فکر کنم پیداش کردم ...

البته ریتمش یه نمه تند تره ... فقط یه نمه ... شایدم اینطور به نظرم رسید ... نمیدونم ...

ولی این لینک رو میذارم یه نگاه بندازین ...

https://soland.ir/#/player1?catid=26&trackid=52

 

 instrumental music در این پست چند موسیقی بی‌کلام را معرفی کرده که در برنامه‌های مختلف تلویزیون مورد استفاده قرار گرفته‌اند. همان‌طور که ایشان اشاره کرده، مشخصاً موسیقی که لینک آن در خطوط بالا آمده است، بیشتر در قسمت هواشناسی بخش اخبار بامدادی شبکه یک سیما مورد استفاده قرار می‌گرفته است. یعنی آخرین آیتم این بخش که در انتهای خبر ساعت ۹ صبح روی آنتن می‌رفت...

از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۸ اخبار بامدادی شبکه یک سیما ترکیب خاصی داشت. یک نوبت خبر کوتاه ساعت ۶ صبح، دیگری ۷ صبح (اخبار ورزشی)، سپس ۸ صبح و در نهایت ۹ صبح پخش می‌شدند که آخری مفصل‌تر از سه نوبت قبلی بود. مجموع این ۴ نوبت خبری، بخش اخبار بامدادی حساب می‌شدند که یک حق‌الزحمه برای عوامل آن (سردبیر، چهار دبیر خبر، دو گوینده (یک نفر گوینده خبر ورزشی ساعت ۷ بامداد از تحریریه ورزشی) تایپیست و مسئول اتوکیو، کارگردان، صدابردار، دو تصویربردار، دو تهیه کننده، دو تدوینگر + عوامل فنی) در نظر گرفته می‌شد.*

آن زمان که سیستم و دستگاه‌های تدوین خطی بودند،** معمولاً رفقای خوش‌ذوق موسیقی‌ها و افکت‌های صوتی زیبا و خوش‌ریتم را روی نوارهای بتاکم کپی کرده و هنگام مونتاژ گزارش و یا موسیقی-تصویرهای مختلف (اعم از راهپیمایی تا همین هواشناسی) از آنها استفاده می‌کردند.

موسیقی مورد نظر در پست instrumental music از زمره همین موسیقی‌ها بود که اول بار توسط دوست خوش‌ذوقی که در ساخت وله و آنونس حرف اول را می‌زد، انتخاب شد. دلیل استفاده همکاران تدوین از این موسیقی‌ها که غالباً توسط یانی، کلایدرمن، ونجلیس، میشل ژار و ...*** ساخته شده و یا انواع ملودی‌های بی‌کلام (مخصوصاً اسپانیایی) را شامل می‌شدند، ایجاد تنفس برای بیننده و دور کردن او از فضای سنگین خبر بود.

اگر به خاطر داشته باشید دهه‌های پیش، موسیقی‌های زیاد و خوش‌آوا و همچنین موسیقی-تصویرهای پر احساس در فاصله بخش‌های مختلف خبری پخش می‌شدند که امروزه هیچ خبری از آن رویه نیست! انصافاً بیشتر سردبیرهای آن دوران هم به ذوق هنری بچه‌ها احترام گذاشته و اجازه پخش این نوع آیتم‌ها را می‌دادند. مخصوصاً در آیتم هواشناسی دست همکاران باز بود و همه روزه بچه‌هایی که دل و دماغ بیشتری داشتند، تصاویر روز و خام زیبا (معمولاً مناظر طبیعت) را از خبرگزاری‌های خارجی و اخبار شهرستان‌ها گرفته و با سلیقه مونتاژ می‌کردند.

شخصاً غیر از مناظر طبیعت و صدها موسیقی-تصویر مختلف که در دوران فعالیت در پخش اخبار سیما تدوین کرده‌ام، چهار آیتم را که با موسیقی فوق‌الذکر آماده کردم بسیار بیشتر دوست داشته و دارم. این آیتم‌ها خبری (News) بودند که باکس پخش نداشته و من آنها را با هماهنگی سردبیر و بر اساس داستانی که در ذهنم برای تصاویر می‌ساختم، آماده می‌کردم و فقط یک زیرنویس، شرحِ ماوقع را برای بیننده توضیح می‌داد. وجه مشترک هر چهار آیتم، حالت دراماتیک فراوان و غیر‌قابل توصیفی بود که تحت تأثیر موسیقی پیدا شده و حتی اشک بیننده جاری می‌شد:

اول: کوهنوردی که در ارتفاعات اسپانیا دچار حادثه شد و یک هلی‌کوپتر برای نجات او اقدام کرد. فرد امدادگر، در همان حال که هلی‌کوپتر در آسمان بود به زحمت از طنابی که دور کمرش بود، آویزان شده و کوهنورد مصدوم را روی برانکارد مخصوص گذاشت و با دقت آتل‌بندی کرد. هلی‌کوپتر اوج گرفت که ناگهان طناب رها شد و مصدوم و امدادگر به اتفاق و با شدت به پایین سقوط کرده و بدن و سر و صورت‌شان به شکل وحشتناکی به صخره ها برخورد می‌کرد تا آنجا که هر دو بدن، بدون کوچکترین حرکتی در یک سراشیبی متوقف شدند.****

دوم: دختر بچه دو-سه ساله روستایی که در یکی از کشورهای اروپای شرقی (فکر می‌کنم لهستان) به درون یک چاه با دهانه بسیار تنگ سقوط کرده بود و پدرش و اهالی روستا دور چاه جمع شده و بی‌تاب بودند. هیچ انسان بالغی نمی‌توانست وارد دهانه تنگ چاه شود. اهالی بیکار ننشسته و با دست خالی و بیل شروع به برداشتن خاک‌های نرم اطراف دهانه کردند. بعد هم یک بیل مکانیکی با فاصله نسبی شروع به برداشت خاک‌های سطحی کرد تا مقدمات نجات فراهم شود. (بیل‌های مکانیکی امکان نزدیک شدن زیاد به چاه را نداشتند؛ زیرا زمین سست بود و احتمال فرونشست زمین بسیار زیاد) در همین احوال دخترک ژیمیناست چهارده-پانزده ساله‌ای که بدن لاغر و نحیفی داشت، داوطلب ورود به چاه شد! طناب محکمی را به کمرش بستند. چند نفر از مردان طناب را گرفته و با دقت و احتیاط دختر را به درون چاه فرستادند. دخترک ژیمیناست با سر و به صورت وارونه و البته در حالیکه بدنش را مثل چوب خشک کرده و به حالت کاملاً عمودی درآورده بود، وارد چاه شد... لحظات دلهره‌آوری برای حاضران سپری می‌شد... پس از لحظاتی نفس‌گیر، به ترتیب پا، کمر، سر و در انتها دستان دخترک ژیمیناست از چاه بیرون آمدند که با احتیاط و زحمت دختر بچه کوچک را گرفته بود. اطرافیان هر دو دختر را گرفتند و غرق بوسه کردند...   

سوم: (این تصاویر توسط هلی‌کوپتر امداد آمریکایی و از بالا گرفته شده بودند.) پس از ماه‌ها خشکسالی در صحرای مرکزی آفریقا، باران فراوان باریده و متعاقب آن سیلی ویرانگر جاری شده بود. خانه‌های سست و گِلی بومیان تخریب شده و تا شعاع کیلومترها هیچ جنبنده‌ای دیده نمی‌شد. ابعاد سیل خیلی وحشتناک بود و کشورهای متعددی برای ارائه کمک‌های بین المللی آمده بودند. در این احوال، خلبان متوجه یک زن روی شاخه‌های بالایی یک درخت عظیم‌الجثه می‌شود. هلی‌کوپتر به درخت نزدیک شده و یک امدادگر به یاری زن می‌شتابد. به زودی معلوم می‌شود، زن جوان باردار و پا به ماه است و از بد حادثه درد زایمان امانش را بریده است! دختر بی‌نوا از ترس جان، خود را بالای درخت رسانده و مدت زیادی روی شاخه‌ها مانده بود! خلاصه با زحمت فراوان زن جوان را به هلی‌کوپتر منتقل می‌کنند. (از اینجا به بعد تصاویر روی زمین گرفته شده بودند) زن جوان، نوزاد تازه به دنیا آمده‌اش را در آغوش گرفته و امدادگران در حال انتقال او به یک محل امن هستند. زن جوان در همان هلی‌کوپتر و با کمک امدادگران وضع حمل کرده بود!

سه موسیقی-تصویر بالا را برای انتهای نوبت خبری ساعت ۹ صبح تدوین کرده بودم؛ اما آیتم زیر را با استفاده از همین موسیقی و برای گفتگوی ویژه خبری ساعت ۲۲:۳۰ شبکه دو آماده کردم که پخش آن بازخوردهای متفاوت داشت. بعضی آن را بسیار پسندیدند و عده‌ای دیگر (مخصوصاً سردبیر وقت آن بخش خبری) نسبت به آن موضع گرفتند:

چهارم: جوانی دچار مرگ مغزی شده و خانواده‌اش به اهدای اعضای او رضایت داده بودند. آن روزگار بحث اهدای عضو تازه مطرح شده و تبلیغات زیادی صورت می‌گرفت. دوربین با خانوده پسر جوان همراه شده و از آخرین وداع آنها با جگر گوشه‌شان فیلم گرفته بود. سردبیر اصرار داشت که چند تصویر از این خداحافظی را در خبر بگنجاند. من همین موسیقی را روی تصاویر Slow Motion تدوین کرده و آخرین وداع پدر، مادر و سایر بستگان را به صورت داستان‌وار و از لحظه ورود برانکارد پسر جوان تا خروج از کادر مرتب کردم. نتیجه بسیار دراماتیک و پر احساس بود. عوامل رژی هنگام پخش تصاویر به گریه افتاده و تحت تأثیر قرار گرفته بودند؛ اما سردبیر با داد و فریاد به باکس تدوین آمد و نوع آیتم را با روح خبر متضاد دانست. او معتقد بود، این تصاویر بیشتر ضد تبلیغ بر علیه اهدای عضو بوده‌اند...

اکنون که سال‌ها از آن شب می‌گذرد، فکر می‌کنم حق با سردبیر بوده است؛ اما به هر حال حس و حال من در آن لحظه به گونه‌ای بود که نمی‌توانستم طور دیگری به این وداع نگاه کنم و موسیقی- تصویر بسازم.

اما تدوین این نوع آیتم‌ها، علاوه بر سرعت عمل بالا و قدرت تصمیم‌گیری سریع و در لحظه برای انتخاب نماها به تحمل فشار و استرس هم نیاز داشت؛ زیرا تدوینگر ناچار بود در فرصت محدود (حداکثر ۲۰ دقیقه) منابع تصویری و صوتی‌اش را آماده کرده، داستان دراماتیکش را در ذهن بسازد و نهایتاً بدون فرصت اشتباه به صورت خطی مونتاژ کند. با تمام این اوصاف لذتی که در تدوین این نوع آیتم‌ها وجود داشت، به مراتب بیشتر از مونتاژ خبرهای سیاسی بود!

مطلب instrumental music خاطرات گذشته را برایم زنده کرد. من هم تمام این‌ها را نوشتم تا بگویم‌ در سال‌های اخیر نه تنها ظاهر استودیوها و سر و شکل بخش‌های خبری تغییر پیدا کرده؛ بلکه نوع نگاه به چیدن آیتم‌ها نیز به کل عوض شده و ذات خبرها به شدت خشن‌تر و آزاردهنده‌تر از قبل شده است. 

در پایان لینک دو قطعه دیگر را که معمولاً از آنها نیز به عنوان صدای زمینه استفاده می‌کردم، تقدیم می‌کنم:

Dj Dado

Starry Nite

-------------------------------------------

* هیچ کدام از همکاران مایل به حضور در این شیفت نبودند که ان‌شاء الله علت آن را در پست بعدی بیان خواهم کرد.ashk

** درمورد سیستم خطی و دستگاه‌های آن دوران در این پست مفصل توضیح داده‌ام.

*** نحوه نگرش مسئولان ارشد صدا و سیما به آهنگسازان و در کل هنرمندان در طول ادوار مختلف جالب توجه است. اگر عمری بود، در یک پست مجزا خاطره‌ای را تقدیم خواهم کرد.

**** سال‌ها طول کشید تا با مشاهده یک مستند درمورد این حادثه، فهمیدم خوشبختانه هر دو نفر زنده مانده و با وجود جراحت‌های جدی، سلامت خود را بازیافتند.  

         


يا رادَّ ما قَدْ فات... (ای برگرداننده آنچه از دست رفته است...)
۱۴۰۲/۱۱/۲۱ عصر ۰۹:۲۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, لوک مک گرگور, کوئیک, سروان رنو, شارینگهام, Emiliano, آقای ماگو, mr.anderson, Classic, Dude, مراد بیگ, دون دیه‌گو دلاوگا, اکتورز, تونی سوپرانو, آدمیرال گلوبال, پیرمرد, باربوسا
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۰/۶/۳۰, عصر ۱۰:۰۹
پیش شماره - رابرت - ۱۴۰۰/۶/۳۱, عصر ۰۹:۳۵
خارج از نوبت - رابرت - ۱۴۰۰/۷/۱۸, عصر ۱۱:۳۲
آنا... - رابرت - ۱۴۰۱/۲/۵, عصر ۰۵:۲۷
RE: آنا... - مموله - ۱۴۰۱/۲/۵, عصر ۰۹:۳۵
RE: خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۲/۲/۳۱, صبح ۰۱:۱۸
RE: خاطرات سودا زده من - Classic - ۱۴۰۲/۳/۱, صبح ۱۱:۰۵
RE: خاطرات سودا زده من - سناتور - ۱۴۰۲/۳/۴, عصر ۰۳:۲۳
RE: خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۲/۱۱/۲۵, عصر ۱۰:۳۵