[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 19 رای - 4.37 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی
نویسنده پیام
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
***

ارسال ها: 220
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1033
( 1855 تشکر در 216 ارسال )
شماره ارسال: #1254
RE: کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی

زمانی که کارتون دوقلوها برای اولین بار پخش شد ده سال داشتم. عاشقش شدم. عشقی به شدت واقعی. عجیب هم نبود. آن زمان این کارتون عشق اکثر بچه ها به حساب می آمد. راستش را بخواهید هنوز هم دوستش دارم. نه به خاطر اینکه بی نقص است. اتفاقاً اشکال کم ندارد‌. نه به خاطر اینکه همیشه نوآوری داشت. اتفاقاً بعضی قسمت ها کلیشه و کم حادثه می شدند. اما شیفته فضاسازی اش بودم. تعلیق های پیاپی اش و دلهره هایی که به ما بچه ها منتقل می کرد. موسیقی های عجیب و غریبی که رهایمان نمی کردند. و البته این سوژه که عده‌ای قرار بگذارند تا در زمانی مشخص همدیگر را ببینند، اما بروز یک سری مشکلات فرسنگ ها بینشان فاصله بیندازد برایم بی اندازه شگفت انگیز بود! هیچکس دوست ندارد برنامه های زندگی اش از هم بپاشند، ولی اینها که کاراکترند. چه اشکالی دارد سختی بکشند تا ما لذت ببریم! اتفاقا یکی از قسمت هایی که باعث شد دوقلوها و مارتین از هم جدا شوند"زن یونانی" نام داشت که هیچگاه پخش و احتمالا دوبله هم نشد. با وجود اینکه حالا دیگر تمام قسمت هایش را دیده‌ام، قصد ندارم از داستان این کارتون و یا سانسورهای که داشت صحبت کنم. چرا که این روزها تقریباً همه این چیزها را می دانند. هدف این پست تنها این است که یادی از گذشته ها کرده و چیزهایی بنویسم که تا قبل از این زیاد به آن پرداخته نشده است.

درست است که امروز شاید خیلی هایمان حسرت دوران بچگی را می خوریم، ولی واقعیت این است که هیچ بچه ای دوست ندارد بچه قلمداد شود. بنابراین وقتی کارتون یا سریالی برایش پخش می کنند که در آن معیارهای بزرگسالانه به چشم می خورند هیجان زده می شود. کارتون دوقلوها این معیارها را داشت. کلی قتل در قسمت های مختلف آنهم به شکل وحشیانه و گاهی با تبر جلوی دیدمان قرار می گرفت. کشمکش های بین بزرگسالان، بی رحمی، دورویی، خیانت و از خود گذشتگی، نیز از دیگر معیارهای این کارتون بودند که بیشتر به دنیای بزرگسالی تعلق داشتند. گاه باعث می شد فکر کنیم واقعا چند درصد از انسانهایی که در دنیای واقعی می شناسیم به خاطر مقداری پول حاضرند کارهای شیطانی انجام دهند؟ دنباله دار بودن بسیاری از قسمت ها ما را برای پیگیری حریص تر می کرد. بخیل بودن تلویزیون ملی وضع را بدتر نیز کرده بود. با توجه به اینکه تنها پنجاه و دو قسمت داشت و چند قسمتش هم زیر سانسور حذف شده بود تلویزیون مدام به دنبال بهانه ای می گشت که بعضی جمعه ها آن را پخش نکند. این در حالی بود که کارتون صد و بیست و هشت قسمتی فوتبالیست ها نه تنها هم جمعه و هم یکشنبه پخش می شد، بلکه در ایام عید و مناسبت های دیگر نیز پای ثابت برنامه‌های تلویزیون بود. خلاصه کارتون دوقلوها مهمترین مشغله زندگی آن دوران من بود! حتی از خود می پرسیدم چرا تصاویری که در تیتراژ هستند در خود کارتون وجود ندارند؟ گاهی این را به سانسورها نسبت می دادم که البته درست نبود. آن زمان نمی دانستم که این کارتون بر پایه رمان ساخته نشده است. به همین دلیل آرزویم بود که اگر رمانش وجود داشته باشد آنرا هم بخوانم. حتی به خاطر دارم در دوران نوجوانی شروع به نوشتن داستانی در ادامه این کارتون کردم!

نکته جالب ادای احترام این کارتون نسبت به پیرمردها بود. در بعضی از قسمت های این کارتون کاراکترها جملات جالبی چون «بهم دورغ نگو پیرمرد» و یا «دوباره به هم می رسیم پیرمرد» را بر زبان می راندند! اکثر شخصیت های این انیمیشن پیرمرد بودند هر چند که گرافیک اش چنین چیزی به ما نشان نمی داد. از همان ابتدای کارتون اشاره شده بود که دو شخصیت کارتون یعنی پودونگ رئيس گارد سلطنتی و دکتر شاوکو رئيس بیمارستان پیرمرد هستند. اما حتی بعد از گذشت دوازده سال که دوقلوها بزرگ شدند, نه تنها یک تار موی سرشان سفید نشد، بلکه بهتر از هر جوانی می توانستند مسافرت کنند و یا بجنگند! امپراطوریست که از همان ابتدا بسیار کهن‌سال بود بعد از گذشت دوازده سال نه تنها هنوز زنده است، بلکه دچار کوچکترین ضعف جسمانی هم نشده است. و یا مارتین که در ابتدای کارتون یک مرد جوان است و حداقل ده سال تجربه کاری در دریا را دارد، پس از دوازده سال در حالی که باید به مرز میانسالی رسیده باشد, تغییر چندانی نکرده و همچنان مرد جوان خطاب می شود! ‌‌‌‌‌هر چند که این موضوع شاید از نقطه ضعف های این انیمه باشد اما اعتماد به نفس انسان های پیر را بالا می برد تا فکر کنند آنها نیز همچنان می توانند مفید باشند و کارهای مهم انجام دهند!

تقریباً هیچکدام مان نمی دانستیم این کارتون محصول چه کشوری است و نام واقعی آن چیست. اواسط دهه هفتاد اینترنت که نداشتیم. تلویزیون نیز که اطلاع رسانی نمی کرد. شبیه هیچ کارتون دیگری هم نبود که بخواهیم از روی آن تشخیص دهیم. گرافیک اش به کارتون های ژاپنی که نمی خورد. محتوای پر از بدبختی و استرس اش نیز به کارتون های عمدتاً شاد غربی نمی خورد. تمرکز داستانش بر روی چینی ها و داستان پر از مشکلاتش که بیشتر به آثار شرقی گرایش داشت، مرا بدین وا داشته بود که به اشتباه فکر کنم این کارتون باید چینی باشد. راستش دوقلوها گرافیک چندان خوبی نداشت و اینهم باعث می شد که بیشتر فکر کنم چینی است. کاراکترها گاهی صورتی صاف داشتند و گاهی پر چین و چروک می شدند. در قسمت اول مارتین کمی قدبلندتر از دکتر شاوکو است اما در اواسط کارتون می بینیم که شاوکو دو برابر مارتین شده است!! آخر از چه زمانی چینی ها قدبلندتر از فرانسوی ها شده اند؟! البته امروزه که چینی های زیادی دیده ام می توانم بگویم که این کارتون در رسم چهره‌های مردم چین و حالت های صورت شان موفق عمل کرده است. بعد عاطفی کارتون نیز مانند اکثر کارتون های غربی ضعیف بود. هر چقدر که کارتون های ژاپنی از ما اشک گرفتند در این کارتون حتی سکانس مرگ کاپیتان تورنیه نیز نتوانست اشکمان را در آورد.

سالها گذشت. دوران اینترنت آمد و من جزو آن خاطره بازانی بودم که بی وقفه در اینترنت به دنبال لینک آثار قدیمی می گشتند که یکی از مهم‌ترین شان از نظر من همین دوقلوها بود. آن روزها تا نیمه دوم دهه هشتاد هیچ خاطره بازی را نمی شناختم. خودم بودم و خودم. چرا که اصلأ باور نمی کردم کسان دیگری هم باشند که برای اینجور چیزها وقت بگذارند. هدفم این بود که بفهمم یکی از لذت بخش ترین خاطرات دوران کودکی و نوجوانی ام را مدیون چه کسی هستم؟! و آن روز که لینکش را یافتم از شادی در پوست خودم نمی گنجیدم. امروز شاید همه ما بدانیم که سازنده اش کسی نیست جز ژان شالوپن تهیه کننده فرانسوی و سازنده انیمیشن های مشهور جهانی که امروزه شهرتش را مدیون کارتونی است با نام کاراگاه گجت! جالب اینکه خود وی همسری چینی دارد.

اما سوال مهم این است که چرا این کارتون که خاطرات مهم دوران کودکی من و امثال من است امروز اینقدر مهجور مانده است. چرا به مانند کارتون هایی چون کارآگاه ویژه و یا سوپرمن و مردان ایکس و غیره تبدیل به یک اثر کالت نشده و الگوی هیچ اثر دیگری نیز واقع نشده است. بعید به نظر می رسد، حتی اکثر فرانسوی ها بدانند که روزی در کشورشان همچین اثری ساخته شده است. اصلا خود ژان شالوپن که آنرا ساخته و در این سالهای عمرش نویسندگی سری های جدید کارتون کاراگاه گجت را برعهده داشته، یادش میاد که این اثر متعلق به اوست و اهمیتی به آن می دهد؟!! شاید هم دوقلوها سود لازمه را برایش کسب نکرده باشد و در نتیجه خاطره خوبی از آن ندارد. البته آمریکایی نبودن نیز تاثیر خود را دارد. اصولاً آثار آمریکایی بیشتر به چشم می آیند و به هر دلیلی که هست احتمال ماندگار شدنشان بیشتر است. بله قبول دارم اثر کاملی نیست و بعضی از قسمت هایش کشش لازمه را ندارند و یا قسمت های پایانی ریتم خود را از یک اثر ماجراجویانه به اثری حماسی، انقلابی تغییر می دهند، اما اتمسفرش استثنایی است. برخلاف خیلی از کارتون های ماجراجویانه که با چاشنی کمدی همراهند این کارتون فهمیده بود که ماجراجویی خنده ندارد بلکه استقبال از خطر با دلهره و تعلیق همراه است. ضد قهرمان کارتون، پودونگ بهترین ضد قهرمانی است که یک اثر کارتونی تابه‌حال به خود دیده است که البته بخش مهمی از آن کاریزما را مدیون دیالوگ های منحصر به فردی بود که بر زبان می راند!

هر چه که هست دوقلوهای سرنوشت برای من کالت است. اثری است که با تمام ضعف هایش نمی توان از یادش برد. اثری که وجودش را مدیون ژان شالوپن هستیم‌‌‌‌‌. اثری که باید سرمشق کارتون هایی که بعد از آن ساخته شدند قرار می گرفت، اما افسوس که نگرفت.


من به شانس اعتقاد ندارم. به خودم اعتقاد دارم!
۱۴۰۲/۳/۱۷ صبح ۱۰:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسلون کلورا, Emiliano, Classic, مارک واتنی, رابرت, مموله, کوئیک, سروان رنو, کاپیتان باگواش, مورفیوس, آرلینگتون, باربوسا, BATMAN, کنتس پابرهنه, مراد بیگ, زرد ابری, آدمیرال گلوبال, شارینگهام, پیرمرد, Dude, اکتورز, دون دیه‌گو دلاوگا
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
برنامه بچه های دیروز - هری لایم - ۱۳۹۰/۴/۱۷, عصر ۰۶:۴۶
داگ فادر - دون دیه‌گو دلاوگا - ۱۳۹۹/۷/۲, صبح ۰۱:۰۴
شجاع وشیرین - مموله - ۱۳۹۹/۱/۲۱, عصر ۰۹:۱۸
RE:پرسی پارکبان - مموله - ۱۳۹۹/۱/۲۳, عصر ۰۸:۰۸
کارتون قدیمی میکروبی - مموله - ۱۳۹۹/۱/۲۴, عصر ۰۸:۱۲
RE:مسافرکوچولو - مموله - ۱۳۹۹/۵/۲۱, عصر ۰۲:۴۰
RE: موش کوهستان - مموله - ۱۳۹۹/۹/۲۵, عصر ۰۹:۱۶
ای کی یو - مموله - ۱۴۰۰/۳/۱۱, عصر ۱۱:۱۲
سه بچه خرس عروسکی - رابرت - ۱۴۰۰/۶/۲۲, عصر ۰۹:۱۵
RE: [split] اینترنت گردی ... - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۳/۲۷, عصر ۰۶:۱۷
RE: [split] اینترنت گردی ... - سناتور - ۱۳۹۰/۳/۲۷, عصر ۰۹:۵۹