[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> فیلمی که حس و حال واقعی جنگ جهانی دوم را دارد : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...6#pid47426
» <شارینگهام> فیلم «شب بیست و نهم» در سینمای ایران بی نظیره، فیلم ترسناک همتای اون نیست.
» <BATMAN> با این وجود حمید رخشانی با تیزهوشی بالا تونسته در سکانسهای مختلف ذهن مخاطب تیزبین و نکته سنج رو به فیلم نامه و داستان اصلی ارجاع بده
» <BATMAN> اونزمان به کارگردان اجازه ندادن فیلمنامه اصلی رو کارگردانی کنه در نهایت مجبور شده زیر تیغ سانسور بره، به همین دلیل بیننده حین تماشا با تناقضات زیادی مواجه میشه
» <BATMAN> درسته شارینگهام عزیز، شب بیست و نهم بهترین فیلم ترسناک سینمای ایرانه/ دختر همسایه در واقع همون جن بوده ، بخاطر همین یجاها ازش صدای موجودی درنده خو به گوش میرسه
» <شارینگهام> بتمن جان، گرچه مسخره بود، ولی تجدید خاطره ی خوبی بود!
» <BATMAN> چه خنده دار و البته مسخره https://uupload.ir/view/tanz_akj2.mp4/
» <شارینگهام> درود بر یاران کافه،نسخه ی دوبله« بانویی با سگ ملوس» موجوده؟
» <آدمیرال گلوبال> ممنون...دوبله آواز زیر باران جایی پیدا میشه
» <کنتس پابرهنه> درود بر همه دوستان... جناب آدمیرال اسم فیلم‌ها به ترتیب از چپ به راست: "سامورایی"، "مسابقه‌ی بزرگ" و" آواز زیر باران" هست.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
" کافه کلاسیک " ، داستان .
نویسنده پیام
آرلینگتون آفلاین
در به در کافه
*

ارسال ها: 95
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۱/۳/۲۳
اعتبار: 22


تشکرها : 758
( 723 تشکر در 93 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: " کافه کلاسیک " ، داستان .

دوستان عزیز . گمشده ، داستانیست کودکانه . نمیدانم این قصه را کجا شنیده ام و یا شاید کتابی بوده کودکانه که در خردسالی داشته ام و اکنون هیچ به یاد ندارم .امید که شما سروران گرانقدر در یافتنش این حقیر را یاری کنید .( شب هنگام، تا  سحر ، نوایی دلنشین ، به گوش میرسید.نوازنده ناشناس بود . لاکپشت را نکوهش کردند که بسیار تن پروری و روزها همیشه در خواب . برخیز و مانند ما تلاش کن و در اندیشه ی زمستانی سخت باش . در فردایی سخت و سرد ، گرسنگی تو را خواهد کشت که ما تو را یاری نخواهیم کرد.فصل سرد از راه رسید .هوهوی باد و کولاک . نیمه شب اما ، نوازنده غوغا می کرد . واپسین شب زمستان ، آخرین شبی بود که آواز شنیده شد . در بهار ، به خواسته ی گرگ ، اهالی جنگل ، شب هنگام بر آن شدند تا نوازنده را یافته ، علت سکوت را جویا شوند . که بیشه و دشت با نوای سحرانگیز به خواب میرفت .  نغمه خوان را یافتند .  .لاکپشت را . یارای نواختن دیگر نداشت . مرده بود . از سرما و گرسنگی . همگان دانستند که خواب روز لاکپشت ، نتیجه ی بیداری شبانه ی اوست.)

۱۴۰۱/۱۱/۲۲ عصر ۰۸:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : شارینگهام, کوئیک, مارک واتنی, سروان رنو, باربوسا, BATMAN, کلانتر چانس
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
" کافه کلاسیک " ، داستان . - اکتورز - ۱۳۹۳/۱۱/۶, صبح ۰۵:۱۰
RE: " کافه کلاسیک " ، داستان . - اکتورز - ۱۳۹۳/۱۱/۷, صبح ۰۲:۲۴
RE: " کافه کلاسیک " ، داستان . - اکتورز - ۱۳۹۳/۱۱/۹, صبح ۰۳:۳۱
RE: " کافه کلاسیک " ، داستان . - اکتورز - ۱۳۹۳/۱۱/۱۳, صبح ۰۵:۱۳
RE: " کافه کلاسیک " ، داستان . - آرلینگتون - ۱۴۰۱/۱۱/۲۲ عصر ۰۸:۴۴
RE: " کافه کلاسیک " ، داستان . - اکتورز - ۱۴۰۲/۱۰/۲۳, عصر ۰۸:۳۳