[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
احساسات و نگرش ها در مورد فیلمهایی که دیده ایم کتابهایی که خوانده ایم
نویسنده پیام
نینا آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 19
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۱۱/۱۳
اعتبار: 3


تشکرها : 13
( 119 تشکر در 19 ارسال )
شماره ارسال: #4
احساسات و نگرش ها در مورد فیلمهایی که دیده ایم کتابهایی که خوانده

تو در کدام کهکشان نشسته‌ای؟.

بعضی خبرها کوتاهند اما انگار هزاران صفحه درد را با خود  دارند. هزارن خاطره و حرف و بغض.

امیر هوشنگ ابتهاج هم رفت . با کاروانی که به راه افتاده بود

دیر است گالیا/ به ره افتاد کاروان

اولین بار نام ابتهاج با این شعر به گوشم خورد

(بانگ دریادلان چنین خیزد/ کار هر سینه نیست این آواز)

و انگار تمام این سالها خروشیده بود در شعر.

و آنچه میکفت در قلب می نشست

و بعدها خیلی بعد شعرهایی را از او خواندم که گویا آسودگی را برنمی تابید
در روي من مخند/شيريني نگاه تو بر من حرام باد/ بر من حرام بادزين پس شراب و عشق/ بر من حرام باد تپش هاي قلب شاد

ودر همهمه درد عشق ورزیدن هر چند به اراده نیست اما انگاردر شعرش زمانی برای آن نداشت

زود است گاليا / نرسيده ست کاروان!

و انگار موقعش نمی رسید شاید چون بعضی دردها هستند  که تنها میشود لمس کرد اما به سختی در کلام درک میشود
اينجا به خاک خفته هزار آرزوي پاک/ اينجا به باد رفته هزار آتش جوان/ دست هزار کودک شيرين بي گناه/ چشم هزار دختر بيمار ناتوان

 وآه از امیدی که هنوز در آن شعرها بود
من نيز باز خواهم گرديد آن زمان/ سوي ترانه ها و غزلها و بوسه ها/ سوي بهارهاي دل انگيز گل فشان

و اندوهی که  زبان مشترک  قلبها بود

آهوان گم شدند در شب دشت/ آه از آن رفتگان بی‌برگشت

و صبری که درآن شعرها همیشه مرا به گریه می انداخت
هنوز صبر من به قامت بلند آرزوست/ عزیز هم‌زبان/ تو در کدام کهکشان نشسته‌ای؟


نمیدانم در این روزگار پرتلاطم وزن و درد خاطرات  با او چه کردند نمیدانم توانست عشق را به تمامی در آغوش کشد یا نه.. نمیدانم دیداری با  یارانش به دست آورد یا چشم به راه کهکشانهای دوردست چشم به آسمان دوخت نمیدانم صبر را تا کی تحمل کرد نمی دانم آن روح های پرتلاطم روزی که  آرام میگیرند به چه فکر می کنند نمیدانم اکنون درکدام کهکشان است یا اینکه توانسته است یارانش را در کهکشانهای دوردست بیابد یا نه. اما شعرهایش زبان مشترکی شدند برای عشقی غریب و دور و آرام.و سایه شعرش تا ابد بر سر این سرزمین غنی گسترده گشت.

و به هر حال

رودها به آغوش دریا میروند تا آرام گیرند و سایه ها سرانجام نور را در آغوش می کشند.

پس

بدرود تا شاید دیداری دیگر در  کهکشانی دیگر.


ارتش ما ارتشي از سايه‌ها است
۱۴۰۱/۵/۱۹ عصر ۰۲:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, مارک واتنی, سروان رنو, باربوسا, oceanic, آلبرت کمپیون, Emiliano, ترنچ موزر
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
احساسات و نگرش ها در مورد فیلمهایی که دیده ایم کتابهایی که خوانده - نینا - ۱۴۰۱/۵/۱۹ عصر ۰۲:۱۲