[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارتhttps://www.picofile.com/f/qJOB7dJcxS/ن...https://www.picofile.com/f/qJOB7dJcxS/نمایش-صوتی-قلب-کوچک-پریسا-اثر-محمد-مجلسی-MP3-128K.mp3
» <شارینگهام> تسلیت بابت درگذشت هنرمند همه کاره، مرحوم سیروس ابراهیم‌زاده، روحش شاد
» <شارینگهام> سلام و درود. اول مهر که یادآور روزهای روشن دانایی و دوستی های ماندگارِ مدرسه است ، تبریک می گویم.
» <سرگرد راینهارت> نمایش قلب کوچک پریسا به یاد سیروس ابراهیم زاده تقدیم به دوستان در بخش مربوطه
» <سرگرد راینهارت> صدای ایشان در نمایشهای رادیویی در کنار اثار تلویزیونی و سینمایی ایشان ماندگار شد... نام و یادش گرامی
» <سرگرد راینهارت> سیروس ابراهیم زاده درگذشت.صدای همیشه جوان رادیو
» <سرگرد راینهارت> درود بر همه دوستان
» <BATMAN[تصویر: p311308_spaceship-.png] https://cdn.imgurl.ir/uploads/n491186_Antique.mp4
» <سروان رنو> نگاهی به دوبله اول و دوم فیلم هومبره (مرد) پل نیومن .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=94&pid=4736
» <باربوسا> متاسفانه رهبر نوربخش دوبلور جوان بر اثر سانحه رانندگی از دنیا رفت.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات سودا زده من
نویسنده پیام
رابرت آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 152
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۶/۲۰
اعتبار: 30


تشکرها : 2382
( 2215 تشکر در 152 ارسال )
شماره ارسال: #8
آن خانه که عاشقش بودم!

آنچه امروز می نویسم، خاطره ای از دوردست هاست. آن قدر دوردست که عملاً دست یافتنی نیست!

در دوران کودکی ما و اوایل دهه شصت خورشیدی مجموعه انیمیشنی به نام رکسیو پخش می شد. شاهکاری از سازنده بولک و لولک، یعنی لخوسواف مارشاوک.

همان انیمیشنی که در تیتراژش، رکسیو با جدیت بر روی نگاتیوهای فیلم، استمپ می کوبید. همان که فکرهای مختلف به شکل ابر به مغز رکسیو هجوم می آوردند و او قادر بود، آنهایی را که دوست نداشت، به راحتی و با حرکت دست یا پارس کردن، پخش و پلا کند!

فلایرهای تبلیغاتی دریافت شده از شرکت توزیع کننده اثر

 من رکسیو را به چند دلیل خیلی دوست داشتم:

اول آنکه داستان های این مجموعه، بسیار حرفه ای نوشته شده بودند. ماجراها زیبا، ساده و بدون کلام روایت می شدند و بدون آنکه قصد نصیحت مخاطب را داشته باشند، پیام خود را منتقل می کردند. به عنوان نمونه، قسمتی که تقدیم حضور می شود، با الهام از داستانی بین المللی ساخته شده که ما در ایران، آن را با این نام می شناسیم: وقتی جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت بود؟

اما در داستان رکسیوی مهربان، سرانجام جیرجیرک ختم به خیر شده و همه چیز با خوشی تمام می شود.

دوم اینکه، مارشاوک در این انیمیشن، اشاره های زیادی به بولک و لولک داشته و گاه حتی آنها را نیز وارد ماجرا می کند و آن موقع ما چقدر ذوق می کردیم که شخصیت های یک کارتون وارد کارتون دیگر می شوند. اصلاً مگر می شود؟! :rolleyes:

سوم آنکه من همیشه با دیدن صورت رکسیو به یاد چارلی چاپلین می افتادم. همان میمک، همان چشم و ابروها و همان مهربانی و صداقت!

اما چهارمی شاید مضحک به نظر برسد، ولی بسیار واقعی است. شاید باور نکنید، در عالم کودکی خیلی دوست داشتم، خانه ای مثل خانه رکسیو داشته باشم. خانه چوبی رکسیو خیلی برایم جالب و بامزه بود. در خیالم، خود را به جای رکسیو تصور می کردم که در همان خانه کوچک و فسقلی زندگی می کنم، روی همان تخت می خوابم و کتابخانه ای به همان جمع و جوری دارم! کلید لامپ بالای سرم است و هر موقع اراده کنم، آن را خاموش و روشن می کنم!

اگر فرصتی دست داد، در آینده از انیمیشن های زیبای اروپای شرقی و مکتب زاگرب* بیشتر خواهم گفت...





* مکتب زاگرب: رواج تولید و خلق انیمیشن با سبکی خاص که در دهه 1950 میلادی از کشور یوگسلاوی سابق آغاز شد. بسیاری از آثار انیمیشن پخش شده از تلویزیون ایران در دهه های 50 و 60 خورشیدی، برگرفته از این مکتب و ساخته هنرمندان اروپای شرقی بودند. 


يا رادَّ ما قَدْ فات... (ای برگرداننده آنچه از دست رفته است...)
۱۴۰۰/۱۱/۳ صبح ۱۲:۳۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مراد بیگ, Emiliano, مارک واتنی, سروان رنو, باربوسا, شارینگهام, Kathy Day, آقای ماگو, Classic, مورفیوس, rahgozar_bineshan, آدمیرال گلوبال, لوک مک گرگور, نیومن, EDWIN, کلانتر چانس, اکتورز
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۰/۶/۳۰, عصر ۱۰:۰۹
پیش شماره - رابرت - ۱۴۰۰/۶/۳۱, عصر ۰۹:۳۵
خارج از نوبت - رابرت - ۱۴۰۰/۷/۱۸, عصر ۱۱:۳۲
آنا... - رابرت - ۱۴۰۱/۲/۵, عصر ۰۵:۲۷
RE: آنا... - مموله - ۱۴۰۱/۲/۵, عصر ۰۹:۳۵
RE: خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۲/۲/۳۱, صبح ۰۱:۱۸
RE: خاطرات سودا زده من - Classic - ۱۴۰۲/۳/۱, صبح ۱۱:۰۵
RE: خاطرات سودا زده من - سناتور - ۱۴۰۲/۳/۴, عصر ۰۳:۲۳
RE: خاطرات سودا زده من - سروان رنو - ۱۴۰۲/۱۱/۲۵, عصر ۱۰:۳۵