[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 13 رای - 4.08 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )
نویسنده پیام
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 92


تشکرها : 12544
( 21099 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #100
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

اتفاقا  موضوع علت جدایی مونیک از آلبر برای من هم مدت ها معما بود.

حتی هنوز هم به یقین منطقی نرسیده ام گرچه در عشق هیچ منطق کاملی وجود ندارد.

اما چیزی که بیشتر قانع کننده به نظر می رسد این است که مونیک بعد از پشت سر گذاشتن دو بحران پشت سر هم ( دستگیر شدن آلبر و شکنجه  توسط پارتیزان ها ) شوک روحی بزرگی دریافت کرد. در این زمان دریافت کمک  از جانب آن افسر متفقین , روزنه یک عشق و علاقه تازه را برای او باز کرد.

همچنین به نظر می رسد دوری طولانی مدت او از آلبر ( به دلیل زندان شدن آلبر ) تاثیر زیادی داشته ( هر چه از دیده رود از دل نیز برود ) .  اقدامات آخر آلبر در اظهار علاقه بیشتر به کافه و پول هم باعث تشدید احساس مونیک شد و شاید با پایان جنگ حس کرد که به یک هوای تازه نیاز دارد که خاطرات تلخ قدیمی را فراموش کند. آلبر هم با غرور و رفتار خشک اش نتوانست ( یا عمدا نخواست ) در ابتدای جدایی اقدام محکمی انجام دهد تا آن رابطه جدید بین مونیک و افسر متفقین شکل نگیرد. شاید اگر آن روز با دسته گل وارد آپارتمان شده بود , مونیک دوباره به آغوش اش باز می گشت.

اما آلبر عاشق تر از این حرف ها بود ... او اجازه داد مونیک راحت باشد و جایی باشد که دوست دارد.

آن سکانس پایانی دیدارشان که آلبر پاک پول را به مونیک تقدیم می کند دریایی حرف و پیام داشت.

:heart:


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۷/۶/۲۳ عصر ۰۳:۲۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کمیسر مولدوان, rahgozar_bineshan, زرد ابری, Classic, پرنسس آنا, مموله, مکس دی وینتر, جناب سرگرد, جیمز باند, لوک مک گرگور, کلانتر چانس, ممل آمریکایی
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
پیانوی مکس - برت گوردون - ۱۳۹۳/۱۰/۳۰, عصر ۰۱:۲۷
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش ) - سروان رنو - ۱۳۹۷/۶/۲۳ عصر ۰۳:۲۲