[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 4.2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نکات جالب ، خواندنی و دیدنی از سینمای کلاسیک
نویسنده پیام
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 394
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 62


تشکرها : 7981
( 8560 تشکر در 292 ارسال )
شماره ارسال: #53
RE: نکات جالب ، خواندنی و دیدنی از سینمای کلاسیک

سلام... شاید بهتر بود به عنوان این تاپیک یک واژه آموختنی هم در کنار جالب و خواندنی اضافه می شد... برخی فیلم ها به خصوص فیلمهای عصر طلایی کلاسیک دارای چنان بار آموزشی هستند که از صدها کلاس و کنگره و همایش بیفایده که تنها خاصیتشان پر تر شدن جیب برگزارکنندگان آنها است، برتر و کاربردی ترند...

کاریکاتور از: کیارش زندی- خط خطی

بگذریم...

آسمان خراش جهنمی 1974

فاجعه آتش سوزی و انهدام پلاسکو خواه ناخواه در خاطر تمامی کلاسیک دوستان (همان گونه که سروان رنو هم اشاره ای داشتند) فیلمی نمادین، پرهزینه و پرستاره  را تداعی نمود با نام آسمان خراش جهنمی The Towering Inferno، که در آن پل نیومن به همراه استیو مک کویین ستارگان اول فیلم در نقش مهندس سازه و آتش نشان بودند. تقارن تقریبی تولد پل نیومن بازیگر اسطوره ای با مراسم بزرگداشت قهرمانان آتش نشان شهیدمان بنده را برانگیخت تا مطلبی در این زمینه تقدیم شما عزیزان کنم.

جیم دونکان (ویلیام هولدن) مالک برج 138 طبقه مسکونی-تجاری در قلب سانفرانسیسکو درپی تدارک مراسمی باشکوه برای افتتاح این بلندترین آسمان خراش دنیاست. پیش از تکمیل ساختمان دامادش سیمونز (ریچارد چمبرلین) برای کاهش هزینه ها در سیم کشی برق ساختمان مواد نامرغوب را جایگزین کرده و نمی داند با این حماقت چه خطری برج غول پیکر را تهدید می کند. مهندس داگلاس رابرتز (نیومن) طراح و آرشیتکت برج که برای افتتاحیه حضور یافته است، وقتی با اشکالاتی در سیستم الکتریکی ساختمان مواجه و از شاهکار سیمونز واقف می شود، به مالک آن، هشداری جدی مبتنی بر ضرورت رفع ایراد مزبور و تعویق افتتاحیه می دهد. اما مالک ترتیب اثر نمی دهد. در نتیجه برج در شب جشن به علت اضافه بار الکتریکی آتش می گیرد. آتش نشانهای شهر به رهبری مایک اوهالورن (مک کویین) برای فرونشاندن حریق و نجات جان مهمانان جشن که در میان شعله های آتش محصور شده اند، می شتابند... مدیریت این بحران به داگ و مایک دو مسئول متعهد و متخصص یکی در امر سازه و دیگری در اطفا حریق سپرده می شود...

باید فیلم را ببینید و صحبتهای ابتدایی مایک اوهالورن در بدو ورود به محل حادثه و گرفتن اطلاعات ساختمان از کارشناسان حاضر در صحنه، جهت برنامه ریزی درست و اصولی برای مهار آتش را بشنوید. خبری هم از کله گنده های شهر همراه اعوان و انصار و محافظانشان در سر صحنه، برای نمایش همدردی نیست. ازدحام مردم به سرعت توسط نیروهای آتش نشانی و امنیتی کنترل و جمعیت پراکنده می شوند و تنها عواملی در محوطه آسمان خراش باقی می مانند که می دانند باید برای مهار این بحران و نجات جان انسانهای دربند آتش چگونه عمل نمود...

فیلم البته از لحاظ فنی هم حرفهای زیادی برای گفتن دارد. حضور بازیگران قدری چون فی داناوی، سوزان بلک لی، فرد آستر، ریچارد چمبرلین، جنیفر جونز، او. جی. سیمپسون، رابرت وگن، رابرت واگنر در فیلم ایروین آلن و کارگردانی جان گیلرمین تنها بخشی از اعتبارزایی برای این فیلم زیبا می باشد. آسمان خراش جهنمی با کسب نامزدی برای چندین شاخه مختلف اسکار به خصوص بهترین فیلم، آدمک طلایی موسیقی، ادیت و فیلم برداری را از آن خود نمود. اما آنچه بیش از هر چیز به فیلم برداری جلوه می داد، طراحی صحنه های عظیم آتش سوزی در سکانسهای متفاوت درون و بیرون ساختمان بود. برای خلق صحنه های آتشین موارد ایمنی مو به مو رعایت شده بود، حتی از هر بازیگری که مستقیم در موقعیتهای خطرناک یا صحنه ای آتش بار نقشی ایفا می کرد، یک آتش نشان حقیقی و مجهز، محافظت می نمود. پل استدلر مسئول بدلکاری فیلم در تاکید ضرورت ایمن سازی صحنه گفت: " در بسیاری فیلم ها اگر اشتباهی روی دهد بدلکار صدمه می بیند، ولی در آسمان خراش جهنمی اگر اشتباهی پیش می آمد، می توانست به مرگ بدلکار منجر شود."

فقط جهت یک انتراکت کوچک عرض کنم حضور و بازی پسر پل نیومن، اسکات در نقش یکی از آتش نشانان تیم مایک، گرچه اندک اما جالب توجه بود.


اما بازگردیم به بحث آموزشی، فیلم آسمان خراش جهنمی علاوه بر هیجان و جذابیتهای سینمایی که برای مخاطب به ارمغان آورد، توجه عموم را مسائل ایمنی درباره ساختمان های بلند جلب نمود و همچنین حس احترام و قدردانی از انسانهای شجاع و متعهد که برای امداد رسانی در موقعیت های خطرناک از جان خویش هم دریغ نمی کنند، در دل همگان زنده کرد. پیام فیلم حتی در تیتراژ آغازین به وضوح نمایان است:

"به کسانی که از زندگی خود می گذرند تا دیگران بتوانند زندگی کنند... به آتش نشانان سراسر جهان... این فیلم به سپاسگزاری از آنان اختصاص یافته است."

در سکانسهای متعدد فیلم، مجموعه امکانات آتش نشانی آن زمان (حدود 45 سال قبل) به نمایش گذاشته می شود تا بیننده را تحت تاثیر عظمت فاجعه و اهمیت تجهیزات مقابله با بحران، قرار دهد:


ناخودآگاه با دیدن این صحنه ها نظرم به تیم مدیریت بحران! و امکانات ابزاری به روز ما در مقایسه با ابزار آلات نیم قرن پیش در فیلم، در فرونشانی آتش و آوار برداری پلاسکوی 17 طبقه معطوف شد به راستی ما تا چه حد برای مقابله با چنین فجایعی آمادگی داریم؟ هرچند نباید از حق گذشت که آتش نشانان دلاور ما با مهارت و تعصب و با وجود سختی دسترسی به کل ساختمان به علت کوتاهی نردبان ها موفق به اطفا حریق طبقات بالا شدند و وقوع انفجارات همزمان متعاقب خاموشی آتش سبب ریزش ساختمان گردید و کندی عملیات آواربرداری بلای جان انسانهای بیگناهی شد که زیر آوار محبوس شده بودند.

برگردیم به فیلم ... بد نیست همین جا به دیالوگ بسیار پر مفهوم مایک اوهالورن سردسته آتش نشان ها و همکارش که از سنگینی کپسول نصب شده روی لباسشان گلایه می کنند، اشاره کنم:

مایک: -چرا این لعنتی ها رو انقدر سنگین می سازند؟!

آتش نشان: -اه کدوم کارشون مثل آدم بوده؟!

مایک: -واسه فوتبالیست ها کلاه های ضد ضربه ساختن، ولی به فکر ما که با جونمون بازی می کنیم نیستن!

آتش نشان: -اگه ما هم بلیط می فروختیم، می ساختن!


دیالوگ بعدی مربوط به صحنه پایانی فیلم است. آتش سوزی مهار شده، برج خالی نیم سوخته به حال نزاری افتاده است. اکثر مهمانان نجات یافته اند ولی با این وجود تعدادی تلفات و کشته چه از افراد عادی و چه آتش نشان برجای مانده است. ابتدا بین داگ و نامزدش (فی داناوی) و سپس سخنانی تاثیرگذار بین مایک و داگ رد و بدل می شود، لطفا دقت بفرمایید:

داگ (با اشاره به آسمان خراش سوخته): -نمی دونم شاید بهتر باشه به همین شکل باقی بمونه تا دیگران و آیندگان ازش عبرت بگیرند...


مایک: -می دونی ما امشب شانس آوردیم! میزان تلفات از 200 نفر هم کمتره اما اگه وضع همینطور پیش بره بعدها میزان تلفات از 10000 نفر هم تجاوز می کنه. ما مجبوریم انقد دود بخوریم و جسد خارج کنیم تا آخرش یکی از ما بپرسه ساختمان رو چجوری باید بنا کرد؟

داگ: - خیلی خوب من ازت می پرسم!

مایک: - تو جای منو که بلدی... خداحافظ آقای مهندس

فیلم تمام شد. از پلاسکو هم حتی دیگر تلی از آوار نمانده و احتمالا با رویش قارچ گونه یک برج سر به فلک کشیده بر مدفن پلاسکو، یاد آن هم بزودی از خاطرمان پاک می گردد... کاش فیلم هایی ازین دست و فجایعی حقیقی ازین قبیل برای مردم و به ویژه مسئولان مایه عبرت و جبران مافات بود اما افسوس... نرود میخ آهنین در سنگ...



در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۵/۱۱/۱۲ عصر ۰۵:۵۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, جیمز باند, سروان رنو, مراد بیگ, اسکورپان شیردل, نیومن, بیلی لو, هانا اشمیت, شارینگهام, بوچ کسیدی, تارا, L.B.Jefferies, زینال بندری, BATMAN, rahgozar_bineshan, باربوسا
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
[split] نگارخانهء کافه - خانم لمپرت - ۱۳۹۳/۸/۲, صبح ۱۱:۳۲
[split] اینترنت گردی ... - BATMAN - ۱۳۹۳/۱۱/۱۷, صبح ۰۴:۴۶