[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> فیلمی که حس و حال واقعی جنگ جهانی دوم را دارد : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...6#pid47426
» <شارینگهام> فیلم «شب بیست و نهم» در سینمای ایران بی نظیره، فیلم ترسناک همتای اون نیست.
» <BATMAN> با این وجود حمید رخشانی با تیزهوشی بالا تونسته در سکانسهای مختلف ذهن مخاطب تیزبین و نکته سنج رو به فیلم نامه و داستان اصلی ارجاع بده
» <BATMAN> اونزمان به کارگردان اجازه ندادن فیلمنامه اصلی رو کارگردانی کنه در نهایت مجبور شده زیر تیغ سانسور بره، به همین دلیل بیننده حین تماشا با تناقضات زیادی مواجه میشه
» <BATMAN> درسته شارینگهام عزیز، شب بیست و نهم بهترین فیلم ترسناک سینمای ایرانه/ دختر همسایه در واقع همون جن بوده ، بخاطر همین یجاها ازش صدای موجودی درنده خو به گوش میرسه
» <شارینگهام> بتمن جان، گرچه مسخره بود، ولی تجدید خاطره ی خوبی بود!
» <BATMAN> چه خنده دار و البته مسخره https://uupload.ir/view/tanz_akj2.mp4/
» <شارینگهام> درود بر یاران کافه،نسخه ی دوبله« بانویی با سگ ملوس» موجوده؟
» <آدمیرال گلوبال> ممنون...دوبله آواز زیر باران جایی پیدا میشه
» <کنتس پابرهنه> درود بر همه دوستان... جناب آدمیرال اسم فیلم‌ها به ترتیب از چپ به راست: "سامورایی"، "مسابقه‌ی بزرگ" و" آواز زیر باران" هست.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهی دوباره به کازابلانکا ...
نویسنده پیام
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,305
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 93


تشکرها : 12615
( 21194 تشکر در 1783 ارسال )
شماره ارسال: #13
RE: نگاهی دوباره به کازابلانکا ...

(۱۳۹۵/۶/۱۶ صبح ۰۷:۲۵)جیمز باند نوشته شده:  

البته سروان رنوی گرامی بیشتر اطلاع دارند چون خیلی از وقتشونو در کافه ریک میگذروندن! من فقط گاهی اونجا سر میزدم!! در اون روزهایی که الزا اومد، من سنگاپور بودم!! بعد که برگشتم نه ریکی بود و نه سروان رنویی!!!!:cheshmak:

درسته ؛

بعد از کشته شدن سرگرد اشتراسر ,  من و ریک به کنگوی برازاویل رفتیم . یک قلعه فرانسوی اونجا بود که ما تا پایان جنگ در اونجا موندیم. بعد ریک برگشت به آمریکا و من که نمی تونستم از آرمان های رایش سوم  دست بکشم به شهر ریوی برزیل رفتم. در اونجا با چند تا از فراریان نازی و به کمک دانشمندان آلمانی قرار بود بمب اتم بسازیم. کارها داشت خوب پیش می رفت و کلی اورانیوم غنی کردیم تا اینکه یک روز هنگام سوارکاری در باشگاه اسب سواری ناگهان الیزا سر راه من ظاهر شد. ( =فیلم بدنام) اسمش رو به آلیشا هوبرمن تغییر داده بود. ویکتور لازلوی آب زیر کاه با همدستی فردی به نام هیچکاک اون رو فرستاده بود تا از ما جاسوسی کنه. :eee2

 خلاصه از عشق ما به اینگرید بدجوری سوء استفاده شد. بقیه اش رو هم که خودتان می دانیدcryyy!


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۵/۶/۱۷ صبح ۱۲:۲۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جیمز باند, Papillon, آمادئوس, ال سید, زرد ابری, Savezva, باربوسا
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
نگاهی دوباره به کازابلانکا ... - Green - ۱۳۹۳/۹/۲۱, صبح ۰۱:۰۶
RE: نگاهی دوباره به کازابلانکا ... - سروان رنو - ۱۳۹۵/۶/۱۷ صبح ۱۲:۲۶