[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارتhttps://www.picofile.com/f/qJOB7dJcxS/ن...https://www.picofile.com/f/qJOB7dJcxS/نمایش-صوتی-قلب-کوچک-پریسا-اثر-محمد-مجلسی-MP3-128K.mp3
» <شارینگهام> تسلیت بابت درگذشت هنرمند همه کاره، مرحوم سیروس ابراهیم‌زاده، روحش شاد
» <شارینگهام> سلام و درود. اول مهر که یادآور روزهای روشن دانایی و دوستی های ماندگارِ مدرسه است ، تبریک می گویم.
» <سرگرد راینهارت> نمایش قلب کوچک پریسا به یاد سیروس ابراهیم زاده تقدیم به دوستان در بخش مربوطه
» <سرگرد راینهارت> صدای ایشان در نمایشهای رادیویی در کنار اثار تلویزیونی و سینمایی ایشان ماندگار شد... نام و یادش گرامی
» <سرگرد راینهارت> سیروس ابراهیم زاده درگذشت.صدای همیشه جوان رادیو
» <سرگرد راینهارت> درود بر همه دوستان
» <BATMAN[تصویر: p311308_spaceship-.png] https://cdn.imgurl.ir/uploads/n491186_Antique.mp4
» <سروان رنو> نگاهی به دوبله اول و دوم فیلم هومبره (مرد) پل نیومن .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=94&pid=4736
» <باربوسا> متاسفانه رهبر نوربخش دوبلور جوان بر اثر سانحه رانندگی از دنیا رفت.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 12 رای - 3.92 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زندان : تاریخچه , ادبیات و ... سینما !
نویسنده پیام
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 394
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 62


تشکرها : 7981
( 8560 تشکر در 292 ارسال )
شماره ارسال: #13
RE: زندان : تاریخچه , ادبیات و ... سینما !

Cool Hand Luke

فیلمی متفاوت


با درود فراوان،

پیشتر در جایی نوشته ام که مقوله زندان در سینما را دوست دارم چون از موضوع فرار از زندان خوشم می آید. سوژه ای است که معمولا پشتش فکر و اندیشه و راهکارهای هوشمندانه نهفته است. به همین بهانه امروز فیلم لوک خوش دست 1967 Cool Hand Luke به کارگردانی استوارت روزنبرگ را دیدم که متعجبم نمود چون بسیار متفاوت از فیلمهای هم ژانر خود بود.

بیش از پردازش داستان، نویسنده و کارگردان روی شخصیت پردازی لوک اصرار ورزیده بودند، گرچه کار آنقدر عالی از آب درآمد که دان پیرس سناریست فیلم برای نگارش فیلم نامه نامزد اسکار شد. البته بازی تحسین برانگیز پل نیومن در نقش لوک جکسون هم که وی را کاندید اسکار نمود، در این میان بی تاثیر نبود. با این حال تنها اسکار فیلم نصیب جرج کندی برای بازی زیبایش در نقش درگلاین شد که آن هم اسکار بهترین هنرپیشه مکمل بود.

فیلم فقط حول محور لوک می چرخد. کاراکتر لوک حاشیه ساز و لاقید ترسیم شده است. او قادر به رعایت چارچوب های اجتماعی نیست. لوک یک جامعه ستیز در درجات خفیف است که با جرمی کاملا مسخره (بریدن پارکومترهای کنار خیابان) که حتی در قانون جزایش تعریف نشده، به زندان می افتد. در آنجا هم با مبارزه ای تن به تن، نابرابر و تا آخرین نفس با سردسته زندانیان درگلاین ملقب به جاهل (جرج کندی) ایستادگی خود را در عین درهم شکستگی، به نمایش می گذارد و بتدریج زندانیان را شیفته محسناتش می کند؛ لوکِ مقاوم، سرخوش، انرژی بخش، محرک و شادی آور... لوک جکسون مردی که دور زمانی قهرمان جنگ بوده و مفتخر به دریافت نشان لیاقت شده است!

ماجراجویی های لوک پایانی ندارد و با اینکه دوره محکومیت او نسبتا کوتاه است اما توان تحمل نظام دیکتاتور مآبانه رییس زندان و عواملش را ندارد و بارها اقدام به فرار می کند. البته بیننده تمام هویت مستبدانه حاکم بر زندان را در عینک آیینه ای سیاه زندانبان خشن و بی رحم، محصور و متجلی می بیند، که اتفاقا در آخرین فرار لوک و درگلاین، با گلاویز شدن جاهل و زندانبان، به پایین می افتد و خورد می شود، صحنه ای کلیشه ای و نمادین که به مذاق بیننده خوش می آید.

اما هر فرار و دستگیری مجدد لوک جکسون با مجازاتی بدتر پاسخ داده می شود هرچند او دست بردار نیست. نکته قابل تامل این است که پشت هیچ یک از اعمال لوک "اندیشه و نقشه" نیست کارهایش خلق الساعه است برای همین شخصیتش غیرقابل پیش بینی است. او یک ضد قهرمان ابن الوقت است که نه نابغه است نه مکار، اما تحسین ما را بر می انگیزد و دوستش داریم چه وقتی که در خلوت مستانه خود، به اموال عمومی آسیب می زند چه وقتی که در نتیجه یک شرط بندی مسخره با حضور همه زندانیان و شاید به هدف شاد کردن آنان با خوردن 50 تخم مرغ چون مسیح مثل نعشی مصلوب روی تخت زندان رها می شود تا با دم و هم خویشتن، خود را از نو احیا کند.

بله با تمام این اوصاف لوک خوش دست، خوش برخورد و ناجی در جمع هم تنهاست و بیننده سردرگم می ماند! پس این بامزگی ها، روحیه بخشی ها، خطر کردن ها و پایداری در برابر نظام زورگوی حاکم آیا خریداری ندارد؟! زندانیانِ دیگر شاید مثل مشتی گوسفند به نظر آیند هرجا علفی باشد چرا می کنند و تمام که شد پی کارشان می روند. پس مبارزه طلبی لوک از کجا نشأت می گیرد؟! شاید همه این ساختار شکنی ها و تمایزها برای آنست که حداقل خودش را به خودش ثابت کند و... می کند و برای همین است که در واپسین لحظات فارغ از بازی تلخ سرنوشت، لبخند می زند...


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۵/۲/۱۴ صبح ۱۰:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, جروشا, Classic, سروان رنو, حمید هامون, Princess Anne, BATMAN, اسکورپان شیردل, Papillon, ایـده آلـیـسـت, دزیره, واتسون, L.B.Jefferies, زرد ابری, بوچ کسیدی, مورچه سیاه, مموله, پیرمرد, مراد بیگ
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع