[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> فیلمی که حس و حال واقعی جنگ جهانی دوم را دارد : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...6#pid47426
» <شارینگهام> فیلم «شب بیست و نهم» در سینمای ایران بی نظیره، فیلم ترسناک همتای اون نیست.
» <BATMAN> با این وجود حمید رخشانی با تیزهوشی بالا تونسته در سکانسهای مختلف ذهن مخاطب تیزبین و نکته سنج رو به فیلم نامه و داستان اصلی ارجاع بده
» <BATMAN> اونزمان به کارگردان اجازه ندادن فیلمنامه اصلی رو کارگردانی کنه در نهایت مجبور شده زیر تیغ سانسور بره، به همین دلیل بیننده حین تماشا با تناقضات زیادی مواجه میشه
» <BATMAN> درسته شارینگهام عزیز، شب بیست و نهم بهترین فیلم ترسناک سینمای ایرانه/ دختر همسایه در واقع همون جن بوده ، بخاطر همین یجاها ازش صدای موجودی درنده خو به گوش میرسه
» <شارینگهام> بتمن جان، گرچه مسخره بود، ولی تجدید خاطره ی خوبی بود!
» <BATMAN> چه خنده دار و البته مسخره https://uupload.ir/view/tanz_akj2.mp4/
» <شارینگهام> درود بر یاران کافه،نسخه ی دوبله« بانویی با سگ ملوس» موجوده؟
» <آدمیرال گلوبال> ممنون...دوبله آواز زیر باران جایی پیدا میشه
» <کنتس پابرهنه> درود بر همه دوستان... جناب آدمیرال اسم فیلم‌ها به ترتیب از چپ به راست: "سامورایی"، "مسابقه‌ی بزرگ" و" آواز زیر باران" هست.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معرفی شخصیت در سینمای کلاسیک
نویسنده پیام
جروشا آفلاین
جودی آبوت
***

ارسال ها: 79
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱۱/۱۷
اعتبار: 26


تشکرها : 1821
( 1605 تشکر در 68 ارسال )
شماره ارسال: #12
RE: معرفی شخصیت در سینمای کلاسیک

غرور و تعصب

Pride & Pregudice

وقتی بدونیم جین آستن در بیست سالگی این رمان رو نوشت میتونیم کاملا بفهمیم چرا شخصیت الیزابت بنت بیست ساله اینقدر دلنشین و باور پذیر خلق شده، جین در واقع الیزابت داستانش رو از روی خودش الگوبرداری میکنه، زیبایی برون و درون یک دختر جوون که در عین مهربونی به دنیای پیرامون و ارتباطات عاشقانه بی توجهه یا باورشون نداره یا لااقل در ظاهر براش بی اهمیت هستند. اون به جنسیت خودش میباله و روی هویت و ماهیتش تعصب داره. دغدغه فکری او برخلاف تمام همسالان همجنسش ازدواج نیست، آینده خواهر بزرگترشه و نسبت به جین و مردان زندگی او حساسیت ویژه داره بطوریکه گاهی حتی منافع و احساسات خودش رو فدای اون میکنه. تموم خصوصیات فمینیستی الیزابت پکیجی شده در قالب «تعصب» که اتفاقا شخصیتش رو زیباتر کرده! این تعصب گرچه درباور بیننده عام باید تند و یا ارتجاعی و ناپسند جلوه کنه اما برعکس بسیار شیرین و دوست داشتنیه.

اما شاهکار غرور و تعصب اینه که دو نماد شخصیتی رو مقابل هم قرار میده ؛ دارسی جوان متمول و خودپسند و نماد غروری مردونه و اصیل که در عین ناخوشایند بودن جذابیت داره و خواستنیه! دارسی هم به زنان پیرامون نگاهی تحقیرآمیز داره و آنقدر وجودش رو بلند مرتبه میدونه که از بالا به همه مردم نگاه میکنه. دارسی یک اشرافی خشک و اتوکشیده است که کمی هم عبوس و تو خودشه و همین پکیج در قالب « غرور» جذابترش کرده! و این غرور گرچه در باور بیننده کراهت داره اما دارسی رو خاص و باشکوه نشون میده.

اینکه دو صفت نه چندان جالب ناگهان در یک کتاب یا فیلم تبدیل به دو خصیصه حیاتی و ملموس و جذاب بشن اول از هر چیز مرهون قلم جین آستن در کتابه و در فیلم ناشی از کارگردانی جو رایت و بازی زیبای کایرا نایتلی و متیو مک فیدن در برابر یکدیگه است.

میمیک خارق العاده و هنرمندانه نایتلی در بسیاری صحنه ها با کلوزآپ به نمایش گذاشته میشه تا بیننده با دیدن تغییر پذیری قشنگ احساسی در زوایای این چهره زیبا تحت تاثیر قرار بگیره و موجی از انرژی و شور به قلب و ذهن تماشاگر هجوم بیاره و چقدر چقدر چقدر لذت بخشه.

مک فیدن، با رفتار و چهره ای سرد اما نگاهی عجیب من رو متحیر کرد! در عمق نگاه مک فیدن در کاراکتر دارسی غم و حسرت دیدم! شاید بخشی به ماجرای شومی که به خواهرش گذشته بود مربوط میشد و بخشی هم به حسی ناشناخته انگار اونچه که هستی رو دوست نداری شاید «غرور» باشه و «تنهایی» ناشی از اون. اما اینها در شخصیتت ذوب شدن و پالایش روح کاری بسیار سخته.

صحنه ای که  اليزابت ميخواد سوار درشکه بشه و از دارسي براي سوار شدن به درشکه طبق رسومات متداول و ناخودآگاه کمک میخواد و دارسی لحظه ای دستش رو میگیره بعد خودآگاهانه رها میکنه و دوربین روی دست او که انگار با عضلاتش دچار تنش احساسی شده زوم میشه انگار دست هم اینجا بخشی از بازگویی شخصیت دارسی رو بعهده داره و این یکی از نفس گیرترین صحنه هاست.

اما زیباترین سکانس فیلم در آشکار کردن بی کلام ویژگی اصلی دو کاراکتر که معنای تقابل غرور و تعصب رو میرسونه با مدد موسیقی، حرکات موزون و نگاه شکل میگیره و بصورتی ملودیک، قوی و الهام بخش این چالش رو به بیننده هم تلقین میکنه رقص کلاسیک دارسی و الیزابت در مهمونی خانه بینگلی که با فیلمبرداری از چندین جهت نگاه ما رو هم همراه رقصنده ها به رقص در میاره و شاهکار وقتیه که انسانهای پیرامون دو رقصنده «متعصب» و «مغرور» محو میشن و فقط «الیزابت» و «دارسی» هستند و رقصی پر مفهوم - امواج خروشان غرور و تعصب که در فضا پراکنده میشن و رقص کنان در هم می آمیزن... و نگاه هایی که هر مفهومی میتونید از اونا برداشت کنید: غرور- تعصب - تحقیر - تنفر یا عشـق ...


برای من تنها چیزهایی جالبند که به قلب مربوط می‌شوند. «آدری هیبورن»
۱۳۹۴/۱۱/۱۹ صبح ۰۱:۲۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ایـده آلـیـسـت, اسکورپان شیردل, خانم لمپرت, سروان رنو, BATMAN, آمادئوس, شارینگهام, آلبرت کمپیون, آقاحسینی, واتسون, هایدی, Classic, هانا اشمیت, حمید هامون, Memento, دزیره, Princess Anne, کنتس پابرهنه, ژنرال, باربوسا
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
هنری گوندورف در نیش - برت گوردون - ۱۳۹۳/۸/۱۱, صبح ۱۱:۳۸