[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> فیلمی که حس و حال واقعی جنگ جهانی دوم را دارد : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...6#pid47426
» <شارینگهام> فیلم «شب بیست و نهم» در سینمای ایران بی نظیره، فیلم ترسناک همتای اون نیست.
» <BATMAN> با این وجود حمید رخشانی با تیزهوشی بالا تونسته در سکانسهای مختلف ذهن مخاطب تیزبین و نکته سنج رو به فیلم نامه و داستان اصلی ارجاع بده
» <BATMAN> اونزمان به کارگردان اجازه ندادن فیلمنامه اصلی رو کارگردانی کنه در نهایت مجبور شده زیر تیغ سانسور بره، به همین دلیل بیننده حین تماشا با تناقضات زیادی مواجه میشه
» <BATMAN> درسته شارینگهام عزیز، شب بیست و نهم بهترین فیلم ترسناک سینمای ایرانه/ دختر همسایه در واقع همون جن بوده ، بخاطر همین یجاها ازش صدای موجودی درنده خو به گوش میرسه
» <شارینگهام> بتمن جان، گرچه مسخره بود، ولی تجدید خاطره ی خوبی بود!
» <BATMAN> چه خنده دار و البته مسخره https://uupload.ir/view/tanz_akj2.mp4/
» <شارینگهام> درود بر یاران کافه،نسخه ی دوبله« بانویی با سگ ملوس» موجوده؟
» <آدمیرال گلوبال> ممنون...دوبله آواز زیر باران جایی پیدا میشه
» <کنتس پابرهنه> درود بر همه دوستان... جناب آدمیرال اسم فیلم‌ها به ترتیب از چپ به راست: "سامورایی"، "مسابقه‌ی بزرگ" و" آواز زیر باران" هست.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینمای ایتالیا
نویسنده پیام
دزیره آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 196
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۴
اعتبار: 33


تشکرها : 3112
( 2481 تشکر در 106 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: سینمای ایتالیا

اخلاق ناشناخته ی " ماجرا "

  (( هر اخلاق گرایی که هیچ ترس و واهمه ای از ناشناخته های این وادی ندارد، دربرابر اخلاق و معنای ناشناخته ی " ماجرا " به هراس میافتد. اغازی پس از این ترس و نا امیدی، پایانی ندارد جز بن بست))

                                                                                                        میکل انجلو انتونیونی

  انا ناپدید میشود. در جزیره بسیار کوچک ساحلی که همراه  جمعی از دوستان به گردش امده اند. سندرو و کلودیا بیشتر ازبقیه دنبال انا میگردند. انا دوست هر دویشان است.

  هنوز ساعتی از گم شدن انا نگذشته است که سندرو دنبال کلودیا راه می افتد . کلودیای مضطرب و نگران از سندرو میگریزد و این اغاز ماجراست. سندرو را انقدر که ما میشناسیم کلودیا نمیشناسد. پدر انا در همان ابتدای فیلم به انا میگوید که مطمئن است این مرد با او ازدواج نخواهد کرد و انا به پدر پاسخ میدهد که هیچ وقت چنین چیزی را ازسندرو نخواسته است. این ما هستیم که حس میکنیم احتمالا خواستن ان توسط انا فایده ای هم نمی داشته. چیزی که انا به ان مطمئن بوده.  سندرو قصدی برای ازدواج با او را ندارد. شاید برای همین است که ناپدید میشود. جسدی پیدا نمیشود و وجود ماهی گیر های بومی که پلیس رد شان را میگیرد این احتمال را برایمان بوجود می اورد که ممکن است انا از جزیره رفته باشد. اما هیچ چیز معلوم نمیشود.

  کلودیا و سندرو هم چنان دنبال انا می گردند. ابتدا جدا از هم اما بعد با هم. هدفشان یکی ست. یافتن انا. سندرو  دنبال کلودیا موس موس میکند و بیشتر فیلم به راضی کردن کلودیا توسط سندرو میگذرد.

کلودیا به دوستش فکر میکند و با خود در کشمکش است.ایا وقتی سرنوشت انا هنوز معلوم نیست میتواند به سندرو نزدیک شود؟ کلودیا دوستانی دارد که به شخصیت انها نیز پرداخته میشود. کلودیا و ما میبینیم که  برخی از انها انچنان پایبندی ای به چیزی ندارند . کلودیا کم کم عاشق میشود و درست وقتی که همه چیز برای کلودیا شروع میشود  وقتی به جای حرف زدن، اواز میخواند و به جای راه رفتن، می خرامد، نگاه سندروست که انگاری به پایانی دیگر نزدیک میشود.

  صحنه ای که در ان کلودیا سرخوشانه همراه با اهنگ و اواز اماده میشود تا با سندرو بیرون روند بسیار قابل تامل است.

سندرو: هر وقت حاضر شدی بیا پایین.من یا پایین هستم یا تو بازار.

کلودیا: باشه ولی اول باید بگی که بدون من رفتن، مثل گم کردن بره ات میمونه. برو شهر و به تنهایی تماشا کن. بدون من انرژیت زود تموم میشه. بگو میخوای سایه ام رو که در طول دیوار حرکت میکنه در اغوش بگیری.

   همزمان ما و نه سندرو، سایه کلودیا را در روی دیوار میبینیم. قاعدتا سندرو باید محو تماشای خود واقعی کلودیا باشد اما چشمهایش چیز دیگری نشان میدهد. حواسش جای دیگر است و این را هم ما میفهمیم و هم کلودیا.

خیلی زود صبحی میرسد که کلودیا سندرو را با زنی دیگر میبیند و به گریه می افتد. گریه کلودیا عجیب نیست. گریه هیچ زنی عجیب نیست. گریه مردهاست که معمولا غیر عادی جلوه میکند. گریه یک مرد به حال مردانگی.

و انا که حقیقتش هر گز معلوم نمیشود. حقیقتی که خود انتونیونی در مورد ان گفته است (( مسلما من دل واپس ان نیستم و و خودم هم نمیتوانم حلش کنم. ))

میکل انجلو انتونیونی که در سال 2007 ودر سن 94 سالگی از دنیا رفته است از فیلم سازهای شاخص ایتالیا به شمار می اید که فیلمهای مهمی ساخته  و سرامد همه انها " ماجرا " ست. این فیلم برای او شهرت ملی به ارمغان اورده و او را هم پای سایر فیلمسازان معروف اروپا قرار داده است.

وقتی " ماجرا " در جشنواره کن 1960 به نمایش درامد حرف و حدیث های بسیاری را همراه داشت. عده ای ان را تحسین کردند و به همان نسبت عده دیگری به ان لعن و نفرین فرستادند و همه این جنجال ها برای یک موضوع بود، اخلاق.

  انتونیونی در همان زمان و دریک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد (( من معلم اخلاق نیستم و فیلم من نه یک شکایت است و نه یک خطابه و موعظه. من فقط داستانی را به تصویر کشیدم که ممکن است درک نشود که شاید از رخ دادن یک رفتار اشتباه میگوید اما روشی که برای بیان این رفتار حس میشود چیزیست که امروز موجب این سوء تفاهم است!))


] استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد . بالزاک
۱۳۹۴/۸/۳۰ عصر ۰۲:۲۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : خانم لمپرت, کنتس پابرهنه, اسکورپان شیردل, Memento, نکسوس, سروان رنو, حمید هامون, Classic, جروشا, rahgozar_bineshan, واتسون, لو هارپر, BATMAN, آلبرت کمپیون, ژیگا ورتوف, Princess Anne, ایـده آلـیـسـت, هرکول, زرد ابری, باربوسا
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
سینمای ایتالیا - سامورایی - ۱۳۸۹/۴/۱۵, صبح ۰۳:۱۳
RE: سینمای ایتالیا - سروان رنو - ۱۳۸۹/۴/۲۴, عصر ۰۷:۲۲
RE: سینمای ایتالیا - خانم لمپرت - ۱۳۹۵/۲/۲۸, عصر ۰۶:۰۶
RE: سینمای ایتالیا - بانو الیزا - ۱۳۹۵/۳/۵, عصر ۰۱:۵۱
RE: سینمای ایتالیا - مارک واتنی - ۱۳۹۹/۲/۱۳, عصر ۰۶:۰۴
RE: سینمای ایتالیا - مراد بیگ - ۱۳۹۹/۲/۱۴, عصر ۱۱:۴۲
RE: سینمای ایتالیا - مارک واتنی - ۱۳۹۹/۲/۱۵, صبح ۱۱:۰۸