[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> فیلمی که حس و حال واقعی جنگ جهانی دوم را دارد : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...6#pid47426
» <شارینگهام> فیلم «شب بیست و نهم» در سینمای ایران بی نظیره، فیلم ترسناک همتای اون نیست.
» <BATMAN> با این وجود حمید رخشانی با تیزهوشی بالا تونسته در سکانسهای مختلف ذهن مخاطب تیزبین و نکته سنج رو به فیلم نامه و داستان اصلی ارجاع بده
» <BATMAN> اونزمان به کارگردان اجازه ندادن فیلمنامه اصلی رو کارگردانی کنه در نهایت مجبور شده زیر تیغ سانسور بره، به همین دلیل بیننده حین تماشا با تناقضات زیادی مواجه میشه
» <BATMAN> درسته شارینگهام عزیز، شب بیست و نهم بهترین فیلم ترسناک سینمای ایرانه/ دختر همسایه در واقع همون جن بوده ، بخاطر همین یجاها ازش صدای موجودی درنده خو به گوش میرسه
» <شارینگهام> بتمن جان، گرچه مسخره بود، ولی تجدید خاطره ی خوبی بود!
» <BATMAN> چه خنده دار و البته مسخره https://uupload.ir/view/tanz_akj2.mp4/
» <شارینگهام> درود بر یاران کافه،نسخه ی دوبله« بانویی با سگ ملوس» موجوده؟
» <آدمیرال گلوبال> ممنون...دوبله آواز زیر باران جایی پیدا میشه
» <کنتس پابرهنه> درود بر همه دوستان... جناب آدمیرال اسم فیلم‌ها به ترتیب از چپ به راست: "سامورایی"، "مسابقه‌ی بزرگ" و" آواز زیر باران" هست.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 3.4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینما پارادیزو
نویسنده پیام
بانو الیزا آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 106
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۷/۷
اعتبار: 19


تشکرها : 826
( 1132 تشکر در 95 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: سینما پارادیزو

وقتی صحبت از سینما پارادیزو میشه همه ی ما حالتی نوستالژیک از زیباترین صحنه های سینمای کلاسیک میاد تو ذهنمون و بارها تو دلمون از تورناتوره بخاطر این اثر ارزشمند قدردانی میکنیم . ولی حتما متوجه شدید که تو این علاقه ها ی ما به نوستالژیک های سینما یک نفر فراموش شده که از همه دلسوزتر بود . تنها بود و تنها رفت و اون کسی نبود جز آلفردو

امروز می خوام فقط از یه عشق خالصانه از نوع پدرانه اش بنویسم . چیزی که بیشتر از همه ی فیلم روی من تاثیر گذاشت فداکاری های این مرد تو راه عشقش بود که باعث شد تو این راه سختی های زیادی رو بکشه و حتی تنها تر از قبل از این دنیا بره .

پدری که اجازه نمیداد پسرش از بچگی چشمش به مسائل جنسی فیلم ها باز بشه و دوست نداشت توتو وقت خودش رو تو اون آپارات خونه سپری کنه

98

پدری که دلش به حال پسرش سوخت وقتی دید بخاطر هزینه کردن پولش تو سینما از مادرش کتک میخوره و از جیب خودش پول پسر رو به مادر تنها و فقیرش برگردوند.

kj

پدری که درست مثل یه رفیق با پسرش بازی می کرد و تنهاش نمی گذاشت.

65

پدری که مثل یه مرد وقتی به پسرش قول داد که در ازای کمک توتو تو امتحان ، کار با دستگاه آپارات رو بهش یاد بده و این کار رو هم کرد و از اون روز به بعد بود که از توتوی عاشق یه استاد همه فن حریف مثل خودش ساخت

87

به هر حال آلفردو سال ها بود که خودش رو فراموش کرده بود و عادت کرده بود که شریک احساسات تماشاچیان عاشق سینما بشه و با گریه اونها گریه کنه و با خنده ی اونها بخنده و وقتی برای خوشحال کردن مردمی که خارج از سینما موفق به ورود نشده بودند تصویر دومی رو رو دیوار کنار میدون انداخت . از خوشحالی اونها خوشحال شد و پسر خودش رو هم تو این جمع فرستاد تا پا به پای بقیه لذت ببره ولی افسوس که خوشحالی دیگران سرنوشت بدی برو برای آلفردوی مهربون رقم زد

989

ازون روز به بعد که آلفردو چشماش رو تو سینما از دست داد باز هم دست از عشق به پسرش برنداشت و همچنان کنارش بود و تو آپارات بهش راهنمایی میکرد

80

وقتی پسرش بزرگ شد و عاشق ، آلفردو بیشتر هوای توتو رو داشت و براش از داستان سربازی که بعد از 99 شب ایستادن به پای شاهزاده سرانجام قصد رفتن کرد گفت تا توتو متوجه عاقبت کار بشه

878

وقتی هم که متوجه ناکام موندن توتو در راه عشق شد در برگشت از سربازی به توتو گفت که ازینجا برو و دیگه برنگرد . آلفردو دوست نداشت توتو به سرنوشت اون دچار بشه . دوست داشت پسرش بره یه شهر و پیشرفت کنه و فقط به آینده فکر کنه

878

حتی با اینکه می دونست بعد از رفتن توتو دیگه کاملا تنها میشه .

989

و این همه عشق پدری از پدری که فرزندی نداشت

87

توتو از بچگی پدر رو به چشم خودش ندیده بود و آلفردو هم هیچ وقت فرزندی نداشت و این عشق مشترک به سینما بود که موجب پیوند عمیق و خالصانه ی پدرو فرزند شد :heart:


هرگز فالگیر نبودم
فقط خواستم دستت را بگیرم
۱۳۹۴/۸/۱۵ صبح ۰۷:۵۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : حمید هامون, پیرمرد, Memento, لو هارپر, نکسوس, BATMAN, سروان رنو, زرد ابری, rahgozar_bineshan, لوک مک گرگور
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
سینما پارادیزو - Classic - ۱۳۸۸/۶/۹, عصر ۱۱:۰۸
RE: سینما پارادیزو - بانو الیزا - ۱۳۹۴/۸/۱۵ صبح ۰۷:۵۵
RE: سینما پارادیزو - Savezva - ۱۳۹۷/۱۱/۱۷, صبح ۱۱:۲۴