[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 19 رای - 4.37 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی
نویسنده پیام
BATMAN آفلاین
Nightmare
****

ارسال ها: 832
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 89


تشکرها : 10807
( 13268 تشکر در 626 ارسال )
شماره ارسال: #843
RE: کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی

 Bamse Och Tjuvstaden

Bamse and the Thief City

 بامزی و شهر دزد محصول 2014 میباشد که در واقع اولين نسخه سينمايی از این شخصیت کارتونی است 

در این انیمیشن با شخصیتهای جدیدی روبرو خواهید شد

ضمنا! بامزی حسابی بزرگ شده و صاحب زن و 4 فرزند است که به نظرم اصلا جالب نیست!

شخصا بامزی نوجوان دهه 70 میلادی رو خیلی بیشتر میپسندم تا بامزی دهه های بعد و اینچنینی

 معتقدم تو دنیای کارتونی میشه براحتی مبحث زمان رو کنار زد و همیشه همه چیز بدون پایان و خوشایند باشه

بنابراین سن و سال، ازدواج و مرگ هم میتونه معنایی نداشته باشه


Reinard Rav / Brummelisa / Nalle maja

دختر کوچولوی بامزی/ همسر بامزی / آدم بد داستان

خلاصه داستان

صبح يک روز زيبا و آفتابی بامزی به همراه دختر کوچکش در حال آماده کردن صبحانه برای اعضای خانواده است
لحظاتی بعد جامپی کوچولو دوست صميمی بامزی با هديه ای راه ميرسد و به اتفاق هم راهی خانه شلمان ميشوند


مثل اینکه امروز تولد شلمان است و بامزی و جامپی کوچولو از قبل تدارک يک مهمانی بزرگ را ديده اند
به همین منظور و برای اطلاع رسانی به سایر اهالی پیامی را در میدان شهر بر روی درخت بزرگی (تابلوی اعلانات) نصب میکنند
بی خبر از اینکه آدم بد داستان (در ادامه به آن اشاره میشود) آنها را زیر نظر داشته و فکر و خیالاتی برایشان دارد


بامزی در ادامه مسير با سارقين و خلافکاران روبرو شده و مثل هميشه گوشمالی شان ميدهد!

البته تعجبی هم ندارد، خوب! وظیفه بامزی همین است دیگر!

پس از طی مسافتی بامزی و جامپی کوچولو به خانه شلمان که در آنطرف دهکده قرار دارد ميرسند
شلمان هم با خونسردی هديه اش را باز ميکند که در آن متن کوتاهی حاوی پيام تبريک و دعوت به يک جشن بزرگ است
شلمان هم از اخترع جدیدش رونمایی میکند که در نسخه های قبلی هم وجود داشته و حال شاهد پیشرفته تر شدن آن هستیم
عملکرد دستگاه بدين صورت است که در قسمت مشخصی از آن بوسيله يک صفحه کليد نام شخص يا منطقه خاصی را مينوسيد
بعد از ظاهر شدن تصاوير مربوط به آن شخص يا نقطه خاص ميتوانيد بصورت حقيقی آنها را مشاده کرده و از مکانشان با خبر شويد


بشنوید از مادربزرگ مهربان و البته شجاع بامزی مثل هميشه در خانه کوچک و زيبايش در بالای تپه سرگرم آشپزی است

درست حدس زديد، عسل مخصوصی که بامزی با خوردن آن تبديل به قوی ترين خرس جهان ميشود!

جانسون گربه ملوس مادربزرگ هم در مواقع بحرانی مانند يک امدادرسان وظيفه رساندن شيشه های عسل براي بامزی را برعهده دارد


اما حال و روز گرگه بدجنس داستان چگونه است!

احتمالا فکر ميکنيد او مثل هميشه و يا کمک دوستان خلافکارش سعي دارد براي بامزی دردسرساز شود

اما اينطور نيست! برای اينکه گرگ بدجنس داستان تبديل به يک گرگ سر براه و آرام  شده است که حتی با ديگران به مهربانی رفتار ميکند!

حتما کنجکاو شده ايد! خوب همه اینها کار همان خرس قهرمان يعنی بامزی است!

اگر بخاطر داشته باشيد بامزی علاوه بر اينکه خرس شجاع و قوی ای بود خصلتهای پسنده دیگری هم داشت

صفاتی همچون مهربانی، دوست داشتن، گذشت، فداکاری و بخشش خطای دیگران و اصلاح رفتار آنها

بنابراین گرگ داستان ديگر شر نيست و زندگي آرامی را جایگزین آن کرده است اما قصه مسلما به يک شخصيت منفی نياز دارد


بنابراين این بار روباه جای گرگ را ميگيرد!

روباه بدجنس با همکاری کاپيتان دزدان دريايی و يارانش نقشه اي ميکشند تا بوسيله آن بر تمام سرزمين تسلط پيدا کنند و در نهايت روباه حکمرانی کند

در ادامه داستان وقتي بامزی به خانه مادربزرگ ميرود با صحنه ای عجيب روبرو ميشود، خانه مادربزرگ به کلی زير و رو شده و اثری از خودش نيست


از طريق جانسون و موش کوچولو متوجه ميشود که مادربزرگ ربوده شده است، سپس به همراه جامپی سراغ دوست قديمي شان شلمان ميرود

شلمان هم بوسيله اختراع عجيبش رد پاي روباه بدجنس و يارانش را دنبال ميکند

قضيه از اين قرار است که روباه بدجنس به همراه دزدان دريايي و دار و دسته اش بعد از ربودن مادربزرگ و دزدين قطار دهکده راهی منطقه ممنوعه ميشوند

بامزي چاره ای ندارد جز اينکه به همراه جامپی کوچولو و شلمان برای نجات مادربزرگ راهی سفری پر مخاطره شوند
در طول راه از جنگل تاريک، رودخانه، مسيرهای پر پيچ و خم، کوهها و غارهای وحشتناکش عبور ميکنند


در پايان سفر به قلعه ای قديمی دور دست ميرسند که روباه بدجنس مادربزرگ را به اسارت گرفته است

پس از پشت سر گذاشتن خطرات پيش رو و سختيهای فراوان سرانجام وارد قلعه ميشوند اما روباه و دار و دسته اش متوجه حضورشان ميشوند

بنابراين آنها را در محلی که مادبزرگ در آن محبوس است برده و زندانی ميکنند


مقصود روباه از این کارها رسیدن به فرمانروايی و تسلط بر سرزمينی است که بامزی و دوستانش در آن زندگی ميکنند
او ميداند که اگر بامزی عسل مخصوصی را که توسط مادربزرگ تهيه ميشود، بخورد کسی جلودارش نيست
بنابراين مادربزرگ را ميدزدد تا از طريق او به دارويی معجزه آسا دسترسی پيدا کند تا او به جای بامزی قويترين شخص سرزمين باشد


روباه مادربزرگ را تهديد ميکند که اگر عسل معجزه آسايی را که قسمتي از روش تهيه آن در کتاب نوشته شده است را نسازد بامزی و دوستانش را ميکشد
مادربزرگ هم چاره اي نميبیند جز اينکه عسل مخصوصی را برای روباه بدجنس تهيه ميکند

اما دختر کوچک بامزی که سخت نگران پدرش است هم بيکار نمانده و با يک شيشه عسل به همراه جانسون و موش کوچولو رد پای بامزی را دنيال ميکنند

بعد از گذشت مسافتی طولاني و عبور از خطرات و سختيها سرانجام موفق ميشود محل اسارت پدرش بامزی و دوستانش را پيدا کند

با کمک دو دوست کوچکش تلاش ميکند تا شيشه عسل را به دست بامزی برساند اما بي فايده است و ظرف عسل ميشکند و تمام زحماتشان به باد ميرود


اما مدت زمانی نمیگذرد که بامزی، جامپي و شلمان به طرز معجزه آسايی نجات پيدا ميکنند!

درست است! گرگ به موقع از راه ميرسد و جان آنها را نجات ميدهد! بامزی و دوستانش هم خوشحالند و هم متعجب از اينکه چطور چنين چيزی امکان دارد!

در ابتدای داستان زمانی که روباه از گرگ ميخواهد با آنها همکاری کند گرگ به خاطرات گذشته اش رجوع کرده و آنها را مرور ميکند

اين بخش از نمايش داستان به نظرم خيلي جالب و شايد از بهترين صحنه های اين انيميشن بود

معمولا شنيدن و ديدن فلش بک يا گذشته ای از زندگی شخصيتهای منفی خصوصا در فيلمهای سينمايی ميتونه برامون جذاب باشه

برای همين ترجيح دادم در پايان داستان بهش اشاره کنم

آقا گرگ بدجنس ماجراهاي بامزی در گذشته ها زمانی که خيلی کوچک بود در کنار مادرش در جنگلی دوردست زندگی ميکرده

روزی حادثه ای تلخ باعث ميشود مادرش را برای هميشه از دست بدهد

جنگل محل سکونت آنها آتش ميگيرد و مادر گرگ ناچار ميشود او را درون سطل کوچکی قرار داده و به رودخانه بسپارد

 گرگ کوچک پس از عبور  خطرات احتمالی به خشکي ميرسد و توسط چند ناشناس نجات ميابد
اما همين اتفاق سرگذشت تلخی را برايش رقم ميزند
زيرا که فرشتگان نجاتش افراد شرور و بی رحمي بودندآنها گرگ کوچک را وادار به انجام کارهاي سخت ميکنند و از او يه دزد و خلافکار حرفه ای تربيت ميکنند
بعدها گرگ با بامزی و دوستانش آشنا ميشود و مدام براي آنها دردسرساز ميشود، اما بعدها با کمک و راهنماييهای بامزی از گذشته اش پشيمان شده
رفتارش از گرگی بدجنس به گرگي مهربان و آرام تغيير ميکند، شايد تنها جايی که  اين  مثل  قديمی توبه گرگ مرگ است حقیقت پيدا نميکند در همين داستان بامزی باشد!

ادامه/ بامزی موفق به خوردن عسل ميشود (از همان ظرفی که شکست) و دوباره تبديل به قوي ترين خرس و موجود سرزمينش ميشود

روباه هم که ميبيند جرات روبرو شدن با او را ندارد پا به فرار گذاشته و به دل جنگل يا شايد هم سرزمين خودش پناه ميبرد

بامزی به همراه مادربزرگ و دوستانش و به اتفاق دزدان دريايی و همراهانش به سرزمين خودشان باز ميگردند تا شاهد جشن بزرگی باشند

اگر خاطرتان باشد بامزی ترتيب يک مهمانی بزرک را براي جشن تولد شلمان داده بود که اتفاقات و ماجراهايی که شاهدش بوديد پيش آمد

با همه اين حوادث پيش آمده همان شب ساکنين دهکده به اتفاق بامزی و دوستانش در وسط جنگل جمع ميشوند تا مراسم جشن تولد شلمان را جشن بگيرند


در ميانه جشن بامزی متوجه ميشود که همه اهالی حاضر هستند الا يک نفر! بنابراين به خانه گرگ ميرود و با مهربانی او را همراهی ميکند تا او نيز در اين جشن با شکوه شرکت کند

دانلود انیمیشن برای اولین بار در سایتهای ایرانی

Bamse_Och_Tjuvstaden_2014_part 1

Bamse_Och_Tjuvstaden_2014_part 2

Bamse_Och_Tjuvstaden_2014_part 3

Bamse_Och_Tjuvstaden_2014_part 4


! I'M BATMAN I'M VENGEANCE
۱۳۹۴/۶/۱۶ صبح ۰۳:۱۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, واتسون, سروان رنو, خانم لمپرت, ژان والژان, هایدی, آرماند دووال, زینال بندری, هانا اشمیت, Memento, Kurt Steiner, Princess Anne, ژیگا ورتوف, مگی گربه, کنتس پابرهنه, جروشا, زرد ابری, زبل خان, Classic, پیرمرد, دزیره, اشپیلمن, Hari, مکس دی وینتر, ایـده آلـیـسـت, Kathy Day, شارینگهام
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
برنامه بچه های دیروز - هری لایم - ۱۳۹۰/۴/۱۷, عصر ۰۶:۴۶
داگ فادر - دون دیه‌گو دلاوگا - ۱۳۹۹/۷/۲, صبح ۰۱:۰۴
شجاع وشیرین - مموله - ۱۳۹۹/۱/۲۱, عصر ۰۹:۱۸
RE:پرسی پارکبان - مموله - ۱۳۹۹/۱/۲۳, عصر ۰۸:۰۸
کارتون قدیمی میکروبی - مموله - ۱۳۹۹/۱/۲۴, عصر ۰۸:۱۲
RE:مسافرکوچولو - مموله - ۱۳۹۹/۵/۲۱, عصر ۰۲:۴۰
RE: موش کوهستان - مموله - ۱۳۹۹/۹/۲۵, عصر ۰۹:۱۶
ای کی یو - مموله - ۱۴۰۰/۳/۱۱, عصر ۱۱:۱۲
سه بچه خرس عروسکی - رابرت - ۱۴۰۰/۶/۲۲, عصر ۰۹:۱۵
RE: [split] اینترنت گردی ... - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۳/۲۷, عصر ۰۶:۱۷
RE: [split] اینترنت گردی ... - سناتور - ۱۳۹۰/۳/۲۷, عصر ۰۹:۵۹