1964 KWAIDAN
YUKI ONNA / THE SNOW MAIDEN
کوایدان / یوکی اونا (بانوی برفی)
بازیگران اصلی
Keiko Kishi / بانوی برفی
Tatsuya Nakadai / مینوکیچی
Yuko Mochizuki / مادر

در اثر سینمایی "کوايدان" (داستان ارواح) نکات قابل تامل و ظريفی پنهان است که هر يک از آنها دارای مفاهيمی خاص ميباشد
از داستان "زن برفی" میتوان یک اثر بلند سینمایی ساخت (نظر شخصی)
"شرح ماجرا"

در دهکده اي از ايالت "ماساشي" در کنار جنگلهاي سر به فلک کشيده، دو هيزم شکن به نامهاي موساکو و مينوکيچي زندگي ميکردند

"موساکو" پير و سالخورده و شاگردش "مينوکيچي" جواني هجده ساله بود
در يکروز سرد زمستاني آنها براي آوردن هيزم به آن سوي جنگل نزديک دهکده رفتند
ولي در راه بازگشت دچار طوفان و برف سنگيني شدند، سرما جسمشان را سست و ناتوان کرده بود
زمانی سپري شد و طوفان فرونشست، دو هیزم شکن برخواسته و به راه خود ادامه دادند

اما قايقران قايق خود را آنسوي رودخانه رها کرده و رفته بود
در آن هواي طوفاني گذشتن از رودخانه با شنا کردن ممکن نبود

سرانجام به کلبه قايقران پناه بردِ، سپس در گوشه ای به استراحت نشستند

لحظاتی بعد حضور زنی با لباس سپيد و چهره اي همانند شبه در کلبه قايقران، مينوکيچي جوان را شگفت زده کرد

آن زن با دمیدن نفس سرد خود بر چهره ماساشي روح را از جانش بيرون کشيد

سپس به آرامي به مينوکيچي نزديک و در چشمانش بهت زده اش خيره شد

زن برفي به جوان هيزم شکن رحم کرده و جانش را به او بخشيد (دلش به حالش سوخت)

در مقابل از او خوست تا اين اتفاق را با کسي (حتي مادرش) در ميان نگذارد

لحظاتی بعد، زن اسرارآمیز به سرعت از آن مکان دور و در میان برفها ناپدید شد

ساعاتی بعد مرد قایقران به خانه خود بازگشته و با جسم نیمه جان هیزم شکن جوان روبرو میشود
به کمک او شافته و او را به کلبه، نزد مادر پیرش میرساند

مينوکيچي جوان سخت بيمار بود، يکسال از آن واقعه گذشت تا دوباره سلامتي خود را بازيافت

او کار هميشگي خود را از سر گرفت، هر روز سپيده صبح به جنگل ميرفت
بعد از ساعتها کار مداوم با بار ههيزمي به خانه باز ميگشت

روزي در راه بازگشت به خانه با دختري زيبا آشنا شد که تنها و بي پناه بود

مينوکيچي دختر جوان را به کلبه بردِ و به او پناه داد، مادر نيز با مهرباني بسيار با او رفتار ميکرد

سالها گذشت و يوکي (دختر زيبا) در اين مدت فرزندان زيبايي به دنيا آورد
او به زودي ثابت کرد که همسر و مادر خوبيست
يوکي مهربان و وفادار هيچگاه محبت هاي مادر شوهرش را فراموش نکرد
اوقات زیادی را به همراه سه فرزندش به مزار مادر همسرش ميرفت و برايش دعا ميکرد

در راه بازگشت، زنان دهکده او را تحسين ميکردند و از زيبايي و جواني او متعجب بودند

در شبي آرام که سکوت همه جا را فرا گرفته بود، زوج خوشبخت در خانه سرگرم کار خود بودند
مينوکيچي جوان با حصير سندلهاي زيبا و با دوامي ساخته و از اين راه کسب درآمد ميکرد

آن شب براي خانواده خود نيز سندلهايي بافت که زيباترين آنها براي همسرش يوکي بود

دقايقي سپري شد و يوکي همچنان سرگرم دوخت کيمونو براي فرزندانش بود

مينوکيچي در حالي که به همسر زيبايش مينگريست

با تابش انعکاس نور بر چهره يوکي تصویری از زن برفی نمایان شد که خاطره آن شب سرد و طوفاني را برایش زنده کرد
دقلیقی بعد زن جوان علت نگاههاي عجیب همسر را جويا شد

مينوکيچي بي اختيار خاطره 10 سال قبل وآن شب وحشناک را برايش بازگو کرد
گويا سالها در انتظار چنين لحظه اي بود تا رازی که در سینه اش محبوس بود را فاش کند
مينوکيچي گمان ميبرد حادثه آن شب کابوس و خيال باشد


اما لحظه اي بعد صدايي سرد و بي روح پاسخ داد نه، کابوس نبود!اون زن من بودم! اون زن وحشتناک يوکي تو بود!

زن برفي اينبار نيز به مرد جوان رحم کرده و جانش را به او ميبخشد، در مقابل از او ميخواد که از فرزندانش به خوبي مراقبت کند



سپس آن زن اسرار آميز به سرعت از کلبه مرد دور شد، گويا اينبار براي هميشه ميرود

__________________________________________________
توضیحات


در اين اثر نيز همچون بسياری ديگر از آثار سينمایی، رنگِ "سرخ" نشان از واقعه اي شوم دارد، مخاطب اين موضوع را در سکانس ابتدايي و پاياني فيلم به خوبي مشاهده ميکند




علائم و نشانه هايي که در هر سکانس ظاهر ميشود نيز حاکي از اتفاق و رويداد خاصي دارد
به عنوان مثال با ظاهر شدن زن برفي هر بار علائمي عجيب و معنادار در آسمان ديده ميشود

زماني که مرد جوان براي اولين بار با يوکي ملاقات ميکند تکه هاي ابربصورت لبهايي سرخ در آمده اند (به معنای عشق)
شخصيت زن برفي در ذهن مرد جوان و مخاطب شخصيتي اسرارآميز دارد که فيلمساز در صحنه پاياني فيلم به آن پاسخ ميدهد

در صحنه ابتدايي اثر زماني که زن برفي از محل واقعه دور ميشود، مخاطب مشاهده ميکند که درب کلبه قايقران بطور اتفاقي و با وزش طوفان باز ميشود

در صحنه پاياني اين اتفاق نميافتد و زن برفي از داخل درب کلبه عبور ميکند، نتيجه آنکه آن زن شبحي از دنياي ارواح بوده که ميتوانسته در جسم زني جوان (يوکي) ظاهر شود
در اين اثر سينمايي، انسان پاداش و تاوان اعمال خود را مشاهد ميکند
رازداري مرد جوان، زني بي همتا و زيبا نصيبش ميکند و درست زماني که عهد خود را ميشکند او را براي هميشه از دست ميدهد
به نظر من "یوکی" یا "بانوی برفی" را میتوان به گرگی سفید نیز تشبیه کرد که در زمستان به دنبال شکار است
"يوکي" در فرهنگ مردم ژاپن به معنای "برف" است و نامی آشناست، از این روباعث وحشت کسی نمیشود
تصاویر بکار رفته در این اثر از مکتب "اکسپرسیونیسم" الهام گرفته است
(پست در حال ویرایش است و اشتباهات اصلاح خواهد شد)
تماشای فیلم (دوبله) YUKI ONNA