[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارتhttps://www.picofile.com/f/qJOB7dJcxS/ن...https://www.picofile.com/f/qJOB7dJcxS/نمایش-صوتی-قلب-کوچک-پریسا-اثر-محمد-مجلسی-MP3-128K.mp3
» <شارینگهام> تسلیت بابت درگذشت هنرمند همه کاره، مرحوم سیروس ابراهیم‌زاده، روحش شاد
» <شارینگهام> سلام و درود. اول مهر که یادآور روزهای روشن دانایی و دوستی های ماندگارِ مدرسه است ، تبریک می گویم.
» <سرگرد راینهارت> نمایش قلب کوچک پریسا به یاد سیروس ابراهیم زاده تقدیم به دوستان در بخش مربوطه
» <سرگرد راینهارت> صدای ایشان در نمایشهای رادیویی در کنار اثار تلویزیونی و سینمایی ایشان ماندگار شد... نام و یادش گرامی
» <سرگرد راینهارت> سیروس ابراهیم زاده درگذشت.صدای همیشه جوان رادیو
» <سرگرد راینهارت> درود بر همه دوستان
» <BATMAN[تصویر: p311308_spaceship-.png] https://cdn.imgurl.ir/uploads/n491186_Antique.mp4
» <سروان رنو> نگاهی به دوبله اول و دوم فیلم هومبره (مرد) پل نیومن .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=94&pid=4736
» <باربوسا> متاسفانه رهبر نوربخش دوبلور جوان بر اثر سانحه رانندگی از دنیا رفت.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 4.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نجواها و فریادها... صداهایی ماندگار ( تفکیک 1 )
نویسنده پیام
زاپاتا آفلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
****

ارسال ها: 699
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 58


تشکرها : 2112
( 10130 تشکر در 381 ارسال )
شماره ارسال: #47
RE: نجواها و فریادها... صداهایی ماندگار ( تفکیک 1 )

مهدی فخیم زاده در کتاب سینما و من که برگرفته از خاطرات سالهای فعالیتش در سینما ،تئاتر و تلویزیون است یادی از زنده یاد سعید شرافت کرده است .احتمالا دیدار با ایشان می بایست مربوط به اواسط دهه 40  باشد.

یک بار من و دوستم پرویز اسدی رفتیم به یه استودیو دوبلاژ ، توی خیابان سعدی بود،تقریبا روبروی سینما ادئون ،رفتیم تو ،هیشکی نبود ولی صداهایی از یه اطاق شنیده می شد،لای در رو باز کردیم و دیدیم تصویر فیلمی افتاده روی پرده ،ریچارد برتن و رابرت رایان بازی میکردن ،از این دوتا هنرپیشه خیلی فیلم دیده بودم و هردو رو میشناختم (بعدا فیلم رو روی پرده سینما دیدم ،اسمش قصریخ بود) دزدکی نگاه کردیم ،توی اون یکی اطاق پشت شیشه چندنفر نشسته بودن و داشتن جلوی میکروفن حرف می زدن ،اسدی گفت دارن دوبله می کنن،یه تیکه سه چهاردقیقه ای رو ده دوازده بار تکرار کردن ،هی نگه می داشتن و از اول پخش می کردن.

من خیلی خوشم اومده بود،تا حالا نشده بود که فیلمی رو اینجوری ببینم ،بالاخره این تیکه رو دوبله کردن و همه از اون اطاق اومدن بیرون ، ما سلام کردیم و اونا هم سرسری جوابی دادن.بالاخره سعید شرافت اومد بیرون ،پرویز ظاهرا قیافش رو میشناخت ،شاید هم عکسشو دیده بود،مردی خوش لباس و خوش قیافه ،با موها و سبیل خوش فرم و دوگلاسی . من با دیدن او بلافاصله یاد شخصیت دوریان گری افتادم ،خیلی شبیه توصیفی بود که اسکار وایلد از چهره زیبای دوریان گری کرده بود.

پرویز رفت جلو سلام کرد،و برخلاف دیگران با ادب و محبت تحویل گرفت و با هردوی ما دست داد ،پرویز گفت آمدیم برای امتحان دوبلوری . به گوشه ای از اطاق اشاره کرد و گفت بنشینید ،من این تیکه رو ضبط کنم ،چشم.ما رفتیم گوشه اتاق و روی نیمکت نشستیم .دوباره پخش یه تیکه از فیلم شروع شد، من و پرویز حال می کردیم ،بخصوص این تکرارش خیلی باحال بودچون هردفعه یه چیز تازه توی فیلم می دیدم ،این تیکه تموم شد،بعد یک تیکه دیگه رو گذاشتن و بعد یکی دیگه .

ظاهرا آقای شرافت ما رو فراموش کرده بود ،ماهم اصراری نداشتیم که یادش بیاریم چون داشتیم مجانی فیلم می دیدیم و عشق می کردیم،فکر کنم دو یا سه ساعتی اونجا بودیم که یه دفعه پرویز گفت ،آه دارن میان پاشو بیا.رفتیم جلو ،شرافت با دیدن ما تازه یادش افتاد،گفت: شما هنوز اینجائین ،فکر کردم رفتین. برگشت طرف صدابردار و گفت: تو جمع کردی ؟صدابردار گفت : بعله آقا. شرافت روبه ما کرد و گفت : ببخشید دستگاه ها رو خاموش کرده ،باشه برای یه وقت دیگه . پرویز گفت: کی ؟ شرافت گفت ، این هفته که اینجا نیستم ولی هفته آینده شاید بیام ،شما سر بزنید . بعد باز هم با ما به گرمی خداجافظی کرد و رفت. ما دیگه سر نزدیم ولی سالها بعد به کرات آقای سعید شرافت را در استودیوهای مختلف می دیدم ،گرد پیری به چهره اش نشسته بود،از اون چهره زیبا دیگه خبری نبود،ولی من هردفعه با دبدن او تصویر دوریان گری برایم تداعی می شد ....

۱۳۹۳/۶/۱۳ عصر ۰۵:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, Classic, BATMAN, اسکورپان شیردل, پیرمرد, خانم لمپرت, سروان رنو, soheil, مریم, پدرام, rahgozar_bineshan, زینال بندری, بلوندی غریبه, گولاگ, جیسون بورن, مگی گربه, رضا خوشنویس, بانو, Kurt Steiner, هایدی, ژان والژان
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع