[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 19 رای - 4.37 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی
نویسنده پیام
zhivago آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 14
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۴/۳۰
اعتبار: 5


تشکرها : 181
( 84 تشکر در 12 ارسال )
شماره ارسال: #15
RE: کـارتون های ماندگار و خاطره انگیز کودکی

 آخرین نگارش دوست عزیزم (سروان)ودر ادامه آن  مطلبی به قلم (بانوی  کافه) چنان تاثیر گذار وخاطره انگیزبود که سیل مراتب تشکر وقدر دانی اهالی کافه را جاری نمود ! وچه زیبا وبه موقع بود این فلاش بک جادویی وچه تلخ از اینکه سندی شد بر دلبستگی به داشته های از دست رفته و با ایما  تصدیق حال خاک بر سر و کسالت آور وآینده ....!!!!

تو دفتر خاطراتم ودر دنباله (سینما پارادیزو)ی من این جور شروع میشه که:

جعفر ننه  فاتحه ش خونده بود ؟! نره خر با اون هیکل ناتاو وچشای ورقلمبیده بابا قوریش (شما تصور کنید گوژپشت نتردام رو)  هما ی   زری خانوم اینا رو تو کوچه بن بست  زورکی ماچ کرده بود. بیشرف کیف هم میکردو میگفت: لامصب چادرگل دارش رو که سرش کرده بودمیگفتی خود پوری بناییه! ....

جریانو حسن دهن لق دیده بود وبه ننه ش گفته بود .با حسن هرکی رفیق میشد نهایتا  چار روز بعد یه بلایی سرش میومد !آخرین چوب رفاقتش رو من وشاپور خوردیم....باهزار بدبختی پولی جورکردیم وپی خط کش چوبی چل  پنجا سانتی فردای فرار از مدرسه رو به جان خریدم ورفتم سینما فیلم(سالهای جدایی) فیلم که به نیمه ش رسد اشک همه در اومد وصدای جم کردن آب دماغای هین گریه کردن جماعت  صدای فیلم رو تحت شعاع قرار میداد!؟ دراین حالت روحانی صدای خنده انکرالصوات حسن برق چشای همه رو معطوف  ردیف صندلی ما کرد وحالا مگه ساکت میشد . ودست آخرکنترلچی محترم سینما با دسته سنگین چراغ قوه مودبانه به سر هر سه نفرمان  ضربه ای مرحمت فرمود وراه خروج رو نشون داد  بیرون سینما معلوم شد فنر صندلی به ماتهتش رفته بوده وما مبهوت که کجای این قضیه میتونست خنده دار باشه؟ این آخرین حماقت دوستی ما  با او بود وحالام که ....بریده بودن ویه دامن قرمز رنگ ورو رفته ای به نشانه خطر پاش کرده بودن  کاری نداشت جز اینکه تو پنجره از صب تا شب زاغ سیا ه مردمو چوب بزنه ...

وبرای من امروز دیدن این تصاویر رجعتی بود به گذشته های شیرین   گذشته!؟

برای مدتی در حضور دوستان بی مثال وفرهیخته  این اجازه رو یافتم که مانند دانش آموزی کسب فیض کرده  وبیاموزم هر آنچه نیاموخته بودم وچه سعادتی بالاتر از اینکه بودن در محضر دوستان با دانش وفضیلتی چون شما که  نصیب من گردید. ممنون وسپاسگزارم از این که مرا نیز برسفره کرم ودانش خویش راه دادید.

بنا بدلایلی و بر خلاف میل ام  قصد دارم کلاس درس اساتید عزیز رو ترک کنم و در کل برای مدتی تنها صرفا فقط برای کسب اخبار مورد نظرم فضای مجازی رو ترک کنم و تنها یک توصیه برای شما عزیزان دارم واون اینکه: با یک سرچ ساده در فضای اینترنت و سرکی کوتاه در دیگر سایتهای به ظاهر مشابه مکان  استثنایی وپر ازمهر وکمال (کافه کلاسیک)رو بیشتر درک خواهید کرد چراکه گز ینشها درست ومناسب بوده اند .ویک خواهش عاجزانه اینکه هرگز داشته های خویش را بر نداشته های دیگران برای فخر فروشی بروز ندید چراکه دوستیها کمرنگ وتصنععی و.مقطعی خواهند شد ونیز این مکان فرهنگی هنری رو خانه دوم خود بدونید و اجازه ندید این مکان مقدس به   مکان و مسیری  برای تبلیغ و  خرید وفروش کالای دیگران   تبدیل شود.

به امید روزی که هنر را به هنر بفروشیم.

برای همه دوستان عزیزم آرزوی بهترینها رو دارم وسعادت وسلامت  برایتان آرزو مندم

ارادتمند شما:بهنام

کرمانشاه –زمستان1388

۱۳۸۸/۱۰/۲۶ صبح ۰۴:۲۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : soheil, Savezva, Surrealist, siyavash1357, سروان رنو, Classic, بچه رزماری, بانو, shahrzad, Bernardo, Ario, MunChy, بهزاد ستوده, دلشدگان, رزا, Kassandra, اهو, آوینا, John Coffey, ولگرد کوچک, مگی گربه, لمون, پیرمرد, هایدی, melani, واتسون, ال سید, شارینگهام, آدمیرال گلوبال, ادگار فروسه, کلانتر چانس, رابرت جوردن
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
برنامه بچه های دیروز - هری لایم - ۱۳۹۰/۴/۱۷, عصر ۰۶:۴۶
داگ فادر - دون دیه‌گو دلاوگا - ۱۳۹۹/۷/۲, صبح ۰۱:۰۴
شجاع وشیرین - مموله - ۱۳۹۹/۱/۲۱, عصر ۰۹:۱۸
RE:پرسی پارکبان - مموله - ۱۳۹۹/۱/۲۳, عصر ۰۸:۰۸
کارتون قدیمی میکروبی - مموله - ۱۳۹۹/۱/۲۴, عصر ۰۸:۱۲
RE:مسافرکوچولو - مموله - ۱۳۹۹/۵/۲۱, عصر ۰۲:۴۰
RE: موش کوهستان - مموله - ۱۳۹۹/۹/۲۵, عصر ۰۹:۱۶
ای کی یو - مموله - ۱۴۰۰/۳/۱۱, عصر ۱۱:۱۲
سه بچه خرس عروسکی - رابرت - ۱۴۰۰/۶/۲۲, عصر ۰۹:۱۵
RE: [split] اینترنت گردی ... - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۳/۲۷, عصر ۰۶:۱۷
RE: [split] اینترنت گردی ... - سناتور - ۱۳۹۰/۳/۲۷, عصر ۰۹:۵۹