[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 9 رای - 4.22 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
و اما عشق... علی حاتمی
نویسنده پیام
الیور آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 87
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۹/۲۳
اعتبار: 32


تشکرها : 484
( 1923 تشکر در 61 ارسال )
شماره ارسال: #56
RE: و اما عشق... علی حاتمی

دلشدگان

بخش نخست

                         

نویسنده و کارگردان: علی حاتمی

مدير فيلمبرداري: محمود كلاري

تدوين‌: روح‌الله امامي

موسيقي متن و صحنه: حسين عليزاده آواز: محمدرضا شجريان

طراح صحنه و لباس: علي حاتمي

بازيگران: فرامرز صديقي، امين تارخ، اكبر عبدي، محمدعلي كشاورز، جمشيد هاشم‌پور، جلال مقدم، سعيد پورصميمي، حميد جبلي، لیلا حاتمی، رقيه چهره‌آزاد، سعيد اميرسليماني، فتحعلي اويسي، شهلا رياحي، توران مهرزاد، علي اصغر گرمسيري، عطاءالله زاهد، هوشنگ بهشتي، عنايت بخشي، منصور والامقام، مهري وداديان، سرور نجات‌اللهي، آنابور كوفسكا.

محصول 1370

                             

                           پوستر فیلم، برگرفته از کتاب پوسترهای ایرانی، مسعود مهرابی، 1370

داستان سفر تعدادی از موسیقی‌دان‌های ایرانی در اواخر دورۀ قاجار به پاریس برای ضبط صفحه و سختی و ناملایمات این سفر و داستان دل‌دادگی آواز خوان گروه به شاهزادۀ ترک...



بررسی فیلم

  حاتمی از اولین اثرش(حسن کچل) دلبستگی و تعلق خاطرش را به موسیقی ایرانی نشان داده بود. حسن کچل(که به عنوان اولین فیلم موزیکال ایرانی شهرت یافته) با بهره‌گیری از داستان، موسیقی و ترانه‌های فولکلوریک روایت می‌شد. استفاده از موسیقی یا تم‌های ایرانی و آوازهای سنتی(به ویژه صدای قمرالملوک وزیری در آثاری چون خواستگار، قلندر، سوته دلان) در دیگر آثار حاتمی مورد استفاده بوده. حاتمی این بار -و در این آخرین اثر به نمایش درآمده‌اش- به سراغ داستانی درباره تاریخ موسیقی و موسیقی‌د‌انان دوره قاجار رفته تا داستان و موسیقی را در هم آمیخته و روایتگر برهه‌ای از تاریخ موسیقی ایران باشد. طبق مستندات تاریخی در دوره قاجار و پهلوی اول نمایندگانی از کمپانی‌های خارجی برای ضبط صفحه به ایران می‌آمدند یا موسیقی‌دانان ایرانی به کشورهای خارجی سفر می‌کردند(و بسیاری از آوا و نواهای به‌جامانده از آن دوره، مدیون کمپانی‌های خارجی ضبط صفحه است)، البته برخی منتقدین به عدم تطابق تاریخی این سفر- در دلشدگان- در این برهه زمانی خرده می‌گرفتند.

 حاتمی در دلشدگان سفر یک گروه موسیقی را در اواخر دوره قاجار دستمایه پرداختن( و ادی دین به موسیقی ایرانی)قرار داده. داستان در دو بخش(شکل‌گیری گروه موسیقی و در بخش دوم سفر و تلاش‌ها برای ضبط صفحه) روایت می‌شود و در هر دو بخش با فلاش‌بک‌هایی اطلاعاتی از زندگی و پیشینۀ هر یک از شخصیت‌ها بازگو می‌شود. در برخی موارد همانند شخصیت فرج (اکبر عبدی) با جزئیات و پرداخت بهتری همراه است و برخی همانند طاهرخان(و اغلب شخصیت‌ها) به اطلاعات کلی(و گاه ناکافی) بسنده می‌شود. برخی شخصیت‌ها نیز حضورشان در روند داستان تاثیری ندارد(مثل پیشکار عیسی خان وزیر و حضور بیش از اندازه این شخصیت).

                    

کلام همانند دیگر آثار حاتمی نقش پررنگی در این فیلم دارد، البته اینجا دیالوگ‌های حاتمی موسیقی و زنگ دیگر آثارش را ندارد، دلشدگان تنها فیلم حاتمی‌ست که صدابرداری سرصحنه است و دیالوگ‌های شعرگونۀ حاتمی در دلشدگان آن آوای گوش‌نواز دیگر فیلم‌هایش را ندارد، ویژگی که دوبله نقش برجسته‌ای در آن داشت. صدای برخی بازیگران اصلی متناسب با شخصیت‌ تاریخی‌شان بوده و از عهدۀ ادای دیالوگ‌های دشوار و غیرمتعارف حاتمی برآمده‌اند(امین تارخ، سعید پورصمیمی،اکبر عبدی)و اما در مواردی(همچون جلال مقدم ،سرور نجات‌اللهی) صدای بازیگر و بیان دیالوگ‌ها به شکلی است که گویی بازیگر به سختی جملاتی را بیان می‌کند که بیگانه با شخصیت او -در داستان- است و همین نقص، حالتی تصنعی به نقش داده و از تاثیر دیالوگ و صحنه کاسته، مانند سکانس گفتگوی عاشقانه خسرو خان(حمید جبلی) با همسرش(سرور نجات‌اللهی) که نوع ادای دیالوگ بازیگر زن به حس و حال عاشقانه این صحنه لطمه زده.


داستانِ حضور یک گروه موسیقی در فرنگ برای ضبط موسیقی شاید چندان فراز و فرود دراماتیکی نداشته باشد(برای جذب طیف گسترده‌تر تماشاگر) و حاتمی با وارد کردن یک داستانه عاشقانه و بی‌فرجام، به موازات داستان اصلی، بر بار دراماتیک داستانش افزوده. شاهزادۀ نابینای ترکی که برای درمان در پاریس است و صدای آوازخوانی طاهر او را مجذوب می کند و طاهر در دیدارهای بعدی شیفته و دلباخته شاهزاده ترک می‌شود، عشقی که همانند داستان‌های عاشقانه در متون کهن ایرانی، عشقی بی‌فرجام است. 

حاتمی برای معرفی شخصیت شاهزاده و شکل‌گیری عشق طاهر به او و سرانجام تراژیک آن، ابتدا  تابلوی نقاشی از شاهزاده نشان می‌دهد،با بلبلی که در فرهنگ ایرانی به آواز خوش شهره است و گلی در دست؛ و پس از شکل‌گیری رابطه طاهر و شاهزاده بار دیگر تابلو را در نمایی نزدیکتر(با صدای آواز طاهر در پسزمینه) می‌بینیم و این بار ترک‌های تابلوی نقاشی دیده می‌شود. قاب‌های فیلم نیز بی‌شباهت به تابلوهای نقاشی نیست(حرکات دوربین کم و عموما ساکن است) با صحنه‌پردازی پرکار و مملو از رنگ و جزئیات و ظرایف بسیار. حاتمی در مقام طراح صحنه و لباس فیلم سعی کرده با تصاویر پرجزئیات و رنگ‌های متنوع، تصاویری نزدیک به مینیاتور و نگارگری ایرانی خلق کند حتی ابایی نداشته تا درخت و میوه‌ها را رنگ کند تا تصویری نزدیک به آنچه در ذهن داشته بیافریند.

                     

یکی از سکانس‌های قابل ذکر فیلم تمهید تصویری حاتمی(ترکیبی از اجرا در زمان فیلمبرداری و مرحله تدوین) برای فراگیری تنبک فرج(اکبر عبدی) پیش عیسی‌خان وزیر(جلال مقدم) است. با حرکت تراولینگ عیسی‌خان و فرج در حال نواختن موسیقی به صورت موازی(و شانه به شانه) در حال حرکت به سمت جلو هستند، جامپ‌کات بین نمای هر دو شخصیت، گذر زمان را تداعی می‌کند تا لحظه‌ای که عیسی‌خان متوقف می‌شود و حرکت  فرج ادامه می‌یابد، تمهید تصویری زیبایی برای نشان دادن پیشی گرفتن شاگرد(در نواختن تنبک و مرتبه هنری) بر استاد.


فیلمبرداری دلشدگان -بنا به یاداشت حاتمی در شماره ویژه جشنواره ماهنامه فیلم- از مرداد 69 آغاز و دو ماه ادامه داشت. پس از وقفه‌ای گروه برای فیلمبرداری صحنه‌های مربوط به پاریس عازم مجارستان شد و فیلمبردای این بخش 15 روز طول کشید. مراحل فنی و آماده سازی فیلم تا سال 1370 ادامه داشت و نخستین نمایش فیلم در بهمن 1370 و در دهمین جشنواره فیلم فجر بود که در رشته موسیقی متن، صدابرداری و صداگذاری و طراحی صحنه کاندید دریافت سیمرغ شد. دلشدگان از 6 ابان 1371 به نمایش عمومی درآمد.

        

                        

                         پشت‌صحنه فیلم، حاتمی سمت راست، نشسته با پیراهن سفید

حاتمی پس از دلشدگان در تدارک ساخت چند طرح و فیلمنامه بود و در نهایت جهان پهلوان تختی به مرحله ساخت و اجرا رسید اما با بیماری سرطان و سپس مرگ حاتمی در آذر 1375 این فیلم ناتمام ماند.


***

دیالوگ‌هایی از فیلم:

احمدشاه: کاش این دنیا هم مثل یک جعبه موسیقی بود، همه صداها آهنگ بود، حرف‌ها ترانه.

طاهرخان بحرنور: اولین مرتبت راه ما، تردامنی‌ست و آدم خیس، هراس بارون نداره.

استاد دلنواز: وقتی هوای شَهرت مطلوب نیست، داشتن خانه‌ای که دلتنگ حصارش نشی نعمته و ما شاکر به این نعمتیم.

استاد دلنواز: نوبت هجرانه، موسم عشق و کار، هرسال از عمرم رو به هوای یک روز تندرستی می‌فروشم.

***

همسرو خسروخان: این جامه‌دان، فقط رخت‌ها رو ازاین خونه می‌بره، یا همه خاطرات رو.

خسروخان: دلم گرو، برای بردن این چند جامه.

همسرو خسروخان: دلِ باخته رو کی گرو بر می‌داره؟

خسروخان: صاحب‌دل، جانم اینجاست، من فقط تنم رو می‌برم.




سکانسی از فیلم

    

                   

منزل طاهرخان بحر نور

دایه طاهرخان مشغول بستن وسایل سفر طاهرخان است

طاهرخان:  صندوق تو چی می‌خواد پیش صندوق من؟

دایه:  منم بار سفر رو بستم، من گیس‌سفید طایفه شماها بودم

طاهر:  خب؟

دایه:  همه عمرم به دایگی تو و مادرت گذشته، حالا که طاهر می‌خواد بره، منم می‌رم پیش عزیز

طاهر:  عزیز که دیگه به تو نیازی نداره

دایه:  تلخیش به همینه، منم که محتاج دایگی‌ام

طاهر:  نترس، خودم برمی‌گردم و بازم می‌شی دایه خودم

دایه:  اما طاهر دلم گواهی می‌کنه که این سفر دیگه به دیدن تو نایل نمی‌شم

طاهر:  نترس، من که سفر اولم نیست مادر

دایه:  تو زیاد سفر کردی، منم کم دوری نکشیدم

طاهر: تو همین دنیا واست از پاریس سوغاتی می‌آرم مادر، بازم عطرِ گل سرخ

دایه:  پس تا آوردن عطر منم می‌رم پیش عزیز که بوی گلاب رو از گل بشنفم

طاهر:  شال و تنپوش گرمم که برام گذاشتی مادر؟

دایه:  هوای فرنگستون موذیه

طاهر: منم که نازک‌تن

دایه: تا باد بهت بخوره...

طاهر: می‌چام

دایه:  می‌چایی

طاهر:  اگه دل ناگرونی می‌خوای قنداقم کم، نه؟

دایه: اگر می‌تونستم می‌کردم، پاتو می‌بستم که نتونی بری سفر، من پیرزنِ بدبخت رو این آخر عمری خون‌جگرِ دربه‌در کنی

طاهر: اه بیا فکر نکنیم امشب شب وداعه، بیا مثل هر شب کتابمون‌رو بنویسم

دایه:  گرچه خیال بافتن معصیته، اما گناهش کمتر از اونه که هنوز غم نیومده آدم غم بخوره


پ.ن: عکس‌های این پست برای نخستین‌بار و در کافه کلاسیک منتشر می‌شود


با یادی از دوست ارجمند کافه دلشدگان گرامی

۱۳۹۲/۸/۲۹ عصر ۰۵:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, بانو, خانم لمپرت, پدرام, اسکورپان شیردل, منصور, سروان رنو, Blanche, ناخدا خورشيد, زاپاتا, پایک بیشاپ, پرشیا, Classic, حمید هامون, terme, ژان والژان, rahgozar_bineshan, برو بیکر, هایدی, کاپیتان اسکای, ریچارد, پیرمرد
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
و اما عشق... علی حاتمی - بانو - ۱۳۸۹/۵/۲۳, عصر ۰۴:۰۰
RE: و اما عشق... علی حاتمی - سروان رنو - ۱۳۸۹/۵/۲۳, عصر ۱۰:۰۹
RE: و اما عشق... علی حاتمی - منصور - ۱۳۸۹/۵/۲۴, صبح ۱۲:۵۱
RE: و اما عشق... علی حاتمی - seyed - ۱۳۸۹/۵/۲۴, عصر ۱۲:۵۱
RE: و اما عشق... علی حاتمی - بچه رزماری - ۱۳۸۹/۵/۲۵, عصر ۱۰:۲۲
RE: و اما عشق... علی حاتمی - منصور - ۱۳۸۹/۵/۲۶, صبح ۰۱:۱۰
RE: و اما عشق... علی حاتمی - بانو - ۱۳۸۹/۷/۳۰, عصر ۰۲:۴۴
RE: و اما عشق... علی حاتمی - 1991 - ۱۳۸۹/۵/۲۷, عصر ۰۹:۴۵
RE: و اما عشق... علی حاتمی - رائول والش - ۱۳۸۹/۵/۳۰, عصر ۰۹:۲۲
RE: و اما عشق... علی حاتمی - jack regan - ۱۳۸۹/۸/۱, صبح ۰۷:۱۲
RE: و اما عشق... علی حاتمی - shahyar - ۱۳۸۹/۸/۱, صبح ۰۸:۳۵
RE: و اما عشق... علی حاتمی - jack regan - ۱۳۸۹/۸/۱, عصر ۰۲:۰۹
RE: و اما عشق... علی حاتمی - منصور - ۱۳۸۹/۸/۲, عصر ۰۱:۳۳
RE: و اما عشق... علی حاتمی - سم اسپید - ۱۳۸۹/۸/۴, عصر ۰۴:۵۳
RE: و اما عشق... علی حاتمی - پایک بیشاپ - ۱۳۸۹/۸/۱۷, صبح ۰۶:۵۵
RE: و اما عشق... علی حاتمی - Classic - ۱۳۸۹/۸/۲۱, صبح ۱۲:۱۸
RE: - سروان رنو - ۱۳۸۹/۸/۲۳, عصر ۱۱:۱۵
RE: و اما عشق... علی حاتمی - دلشدگان - ۱۳۸۹/۹/۱, صبح ۰۹:۴۹
و اما عشق... علی حاتمی - بانو - ۱۳۸۹/۹/۱۱, عصر ۰۸:۵۰
RE: و اما عشق... علی حاتمی - سم اسپید - ۱۳۸۹/۹/۱۴, عصر ۱۱:۵۷
RE: و اما عشق... علی حاتمی - رائول والش - ۱۳۸۹/۹/۱۶, عصر ۰۱:۱۸
RE: و اما عشق... علی حاتمی - MunChy - ۱۳۹۰/۴/۹, عصر ۱۱:۳۲
RE: و اما عشق... علی حاتمی - حمید هامون - ۱۳۹۰/۵/۲۴, عصر ۰۹:۰۱
RE: و اما عشق... علی حاتمی - ایرج - ۱۳۹۰/۷/۴, عصر ۰۴:۲۸
RE: و اما عشق... علی حاتمی - منصور - ۱۳۹۰/۷/۱۰, عصر ۱۰:۳۳
و اما عشق... علی حاتمی - بانو - ۱۳۹۰/۱۰/۹, صبح ۱۰:۳۴
و اما عشق... علی حاتمی - بانو - ۱۳۹۱/۵/۲۳, عصر ۰۳:۳۳
RE: و اما عشق... علی حاتمی - زاپاتا - ۱۳۹۱/۵/۲۴, عصر ۰۴:۴۳
و اما عشق... علی حاتمی - بانو - ۱۳۹۱/۵/۲۴, عصر ۰۷:۳۵
RE: و اما عشق... علی حاتمی - حمید هامون - ۱۳۹۱/۷/۲۹, عصر ۰۹:۳۸
RE: و اما عشق... علی حاتمی - واترلو - ۱۳۹۱/۸/۱۵, عصر ۰۴:۴۸
RE: و اما عشق... علی حاتمی - حمید هامون - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰, عصر ۰۶:۰۳
RE: و اما عشق... علی حاتمی - زبل خان - ۱۳۹۲/۹/۱۴, عصر ۱۱:۵۵
RE: و اما عشق... علی حاتمی - زبل خان - ۱۳۹۲/۹/۱۵, عصر ۰۶:۰۹
RE: و اما عشق... علی حاتمی - برو بیکر - ۱۳۹۳/۲/۲۴, عصر ۰۵:۳۶
RE: و اما عشق... علی حاتمی - منصور - ۱۳۹۳/۲/۲۵, صبح ۱۰:۱۸
RE: و اما عشق... علی حاتمی - زبل خان - ۱۳۹۳/۲/۲۶, صبح ۰۹:۲۳
RE: و اما عشق... علی حاتمی - منصور - ۱۳۹۳/۳/۱, صبح ۱۰:۵۱
و اما عشق... علی حاتمی - بانو - ۱۳۹۳/۳/۵, عصر ۰۷:۰۶
گلچهره مپرس! - کاپیتان اسکای - ۱۳۹۳/۴/۶, عصر ۰۵:۳۸
RE: و اما عشق... علی حاتمی - Classic - ۱۳۹۳/۵/۲۳, عصر ۰۵:۳۸
RE: و اما عشق... علی حاتمی - زاپاتا - ۱۳۹۳/۱۰/۲, عصر ۰۷:۰۱
RE: و اما عشق... علی حاتمی - rahgozar_bineshan - ۱۳۹۳/۱۰/۴, عصر ۰۶:۲۱
RE: و اما عشق... علی حاتمی - دکــس - ۱۳۹۴/۱/۹, صبح ۰۸:۳۰
RE: و اما عشق... علی حاتمی - مگی گربه - ۱۳۹۴/۴/۱۸, عصر ۰۸:۵۸
RE: و اما عشق... علی حاتمی - rahgozar_bineshan - ۱۳۹۴/۵/۲۳, صبح ۱۲:۳۳
RE: و اما عشق... علی حاتمی - دکــس - ۱۳۹۴/۵/۲۸, صبح ۰۹:۳۹
RE: و اما عشق... علی حاتمی - زبل خان - ۱۳۹۴/۶/۲۴, صبح ۰۵:۱۸
RE: و اما عشق... علی حاتمی - زبل خان - ۱۳۹۴/۹/۱۲, عصر ۰۶:۲۵
RE: و اما عشق... علی حاتمی - پیر چنگی - ۱۳۹۴/۹/۱۵, عصر ۰۶:۳۰
RE: و اما عشق... علی حاتمی - زبل خان - ۱۳۹۴/۹/۱۷, عصر ۰۷:۲۳
RE: و اما عشق... علی حاتمی - زبل خان - ۱۳۹۴/۹/۲۴, عصر ۱۲:۵۹
RE: و اما عشق... علی حاتمی - زبل خان - ۱۳۹۴/۱۰/۶, عصر ۰۸:۵۸
RE: و اما عشق... علی حاتمی - زبل خان - ۱۳۹۵/۲/۳۰, عصر ۰۱:۴۷
با حاتمی بیگانه ایم - کاپیتان اسکای - ۱۳۹۷/۴/۲۸, عصر ۰۵:۵۱
تشییع جنازه مرحوم علی حاتمی - رابرت - ۱۴۰۲/۹/۱۴, عصر ۰۴:۱۲