[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> فیلمی که حس و حال واقعی جنگ جهانی دوم را دارد : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...6#pid47426
» <شارینگهام> فیلم «شب بیست و نهم» در سینمای ایران بی نظیره، فیلم ترسناک همتای اون نیست.
» <BATMAN> با این وجود حمید رخشانی با تیزهوشی بالا تونسته در سکانسهای مختلف ذهن مخاطب تیزبین و نکته سنج رو به فیلم نامه و داستان اصلی ارجاع بده
» <BATMAN> اونزمان به کارگردان اجازه ندادن فیلمنامه اصلی رو کارگردانی کنه در نهایت مجبور شده زیر تیغ سانسور بره، به همین دلیل بیننده حین تماشا با تناقضات زیادی مواجه میشه
» <BATMAN> درسته شارینگهام عزیز، شب بیست و نهم بهترین فیلم ترسناک سینمای ایرانه/ دختر همسایه در واقع همون جن بوده ، بخاطر همین یجاها ازش صدای موجودی درنده خو به گوش میرسه
» <شارینگهام> بتمن جان، گرچه مسخره بود، ولی تجدید خاطره ی خوبی بود!
» <BATMAN> چه خنده دار و البته مسخره https://uupload.ir/view/tanz_akj2.mp4/
» <شارینگهام> درود بر یاران کافه،نسخه ی دوبله« بانویی با سگ ملوس» موجوده؟
» <آدمیرال گلوبال> ممنون...دوبله آواز زیر باران جایی پیدا میشه
» <کنتس پابرهنه> درود بر همه دوستان... جناب آدمیرال اسم فیلم‌ها به ترتیب از چپ به راست: "سامورایی"، "مسابقه‌ی بزرگ" و" آواز زیر باران" هست.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )
نویسنده پیام
فورست آفلاین
سرباز کافه
***

ارسال ها: 119
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
اعتبار: 21


تشکرها : 1637
( 1263 تشکر در 58 ارسال )
شماره ارسال: #39
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

من خاطرات زياد قديمي ندارم ، اما خيلي خوب يادم مياد كه اون دوران كه نوارهاي vhs قاچاق بودن ، خيلي مسائل با الان تفاوت داشت .

    پانزده سال قبل وقتي توي يك سكانس زن و مرد با هم تنها مي شدن ، پدرم كنترل رو دست مي گرفت و هرآن امكان داشت كه ويدئو رو خاموش كنه . اما الان خيلي راحت خانواده ها سريالهاي Gem و Pmc رو دور هم مي بينن !

     پانزده سال قبل فيلم ديدن حرمت داشت ، همه دور هم مي نشستيم فيلم مي ديديم ؛ بعضي وقتها حتي با مهمونامون فيلم نگاه مي كرديم . البته اون وقتا فيلمها بيشتر با اخلاقيات و عرف جامعه سازگاري داشتن ، پوششها مناسبتر بود و خشونتها تحمل پذيرتر بودند … يادمه كه فيلماي كلاسيك ايراني وقتي به قسمت كاباره و رقصش مي رسيد ، ردش مي كردن ؛ آخه رقاص پاهاش معلوم بود !!!

•

     نميدونم كه چقدر موافق هستين ، اما مرور زمان باعث شده كه خيلي ضد ارزشــها ، ارزش بشن ! و به نظرم اين موضوع خودش رو توي سينما هم نشون بده . (كافي ست كه فيلمهاي كلاسيك رو با جديد مقايسه كنيد و كمترين نشانه آن برهنگي است كه اكنون بسيار راحتتر نشان داده مي شود و تفاوت فاحشي با گذشته دارد )

بگذريم •••••

 

چند تا خاطره كه تا عمر دارم فراموش نمي كنم : 

كلاس دوم ابتدايي بودم كه يه كامپيوتر پنتيوم دو داشتيم ( گرافيكش ١٦ بود و هاردش ٢٠گيگ ) . داداشم يه فيلم آورده بود كه نيگا كنيم . كلبه وحشت ( ! )  فيلم مزخرفي بود ، اما باعث شد كه من تا ٤ سال نتونم شبها به زير زمين و حياط برم … تا حالا هيچ فيلمي من رو به اندازه اون نترسونده !

يه فيلم ديگه كه خاطره جالبي دارم ، تايتانيك بود ! خيلي خوب اون شب رو يادمه ، مشكل از همون جا كه جك مي خواد نقاشي رز رو بكشه شروع شد . توي صحنه اي كه رز لباسش رو درآورد ، پدرم اون دكمه هست كه يه مربع مشكي روشه رو زد ، صفحه آبي شد ! بيچاره بابام هول كرده بود ؛ با مهارت كامل روي همون صفحه آبي ردش كرد . همين كه تصوير اومد يه چيزايي رو ديديم كه تا اون موقع برامون تعريف نشده بودن ! دقيقا اونجايي كه دوربين داره به جاي چشماي جك ، روي بدن رز حركت مي كنه ! بابام تلويزيون رو خاموش كرد !!!! تصميم گرفت كه نبايد ما فيلم رو ببينيم . واسه من و خواهر برادرم عقده شد هي از ما اصرار و پدر انكار . چند روز گذشت كه معجزه رخ داد . دايي اومد خونه ما و بابام رو راضي كرد كه اون ميدونه كجاهاش مبتذله و قبلش رد ميكنه ، و اينطوري جريان خاتمه پيدا خواهد كرد !

   خلاصه نشستيم و از اول ديديم ، دايي طبق گفته ش عمل كرد و سانسور خيلي خوبي رو در صحنه مذكور انجام داد ! دردسر اونجا بود كه رز و جك توي ماشين داخل كشتي ___ بودن ؛ چشمتون روز بد نبينه ، دايي هواسش نبود ، و دير عمل كرد . ما چيزاي بدي ديديم ! اون شب بابام و داييم باهم جرّو بحث زيادي كردن ، پدرم مي گفت كه داييم باعث انحراف بچه هاش شده . نوار رو از تو ويديو در آورد و همونجا جلوي چشم همه ، شكوندش . از همون شب ، فيلمهايي كه قرار بود ببينيم گلچين مي شدن ، اونا از سيستم مميزي پدر عبور كرده و بعد از اينكه خودش تنها فيلم رو ديد ومورد تاييدش واقع شد ، پروانه اكران صادر مي كرد …


پ.ن : در آپلود كردنش دچار مشكل زيادي شدم كه اشكالاتي رو بوجود اورد !


Life Is Beautiful
۱۳۹۱/۱۲/۲ صبح ۰۳:۵۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, دزیره, پدرام, Classic, راتسو ریــزو, سی.سی. باکستر, پرشیا, دلشدگان, Achilles, ادی فلسون, ژان والژان, نوستالژیکا, کنتس پابرهنه, آماندا, oceanic, مکس دی وینتر, برو بیکر, Memento, واتسون, هایدی, خانم لمپرت, ریچارد, ال سید
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره ) - فورست - ۱۳۹۱/۱۲/۲ صبح ۰۳:۵۴
RE: خاطرات فیلم دیدن ... - لئو‌ن - ۱۴۰۵/۲/۱, صبح ۱۲:۰۲