[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> فیلمی که حس و حال واقعی جنگ جهانی دوم را دارد : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...6#pid47426
» <شارینگهام> فیلم «شب بیست و نهم» در سینمای ایران بی نظیره، فیلم ترسناک همتای اون نیست.
» <BATMAN> با این وجود حمید رخشانی با تیزهوشی بالا تونسته در سکانسهای مختلف ذهن مخاطب تیزبین و نکته سنج رو به فیلم نامه و داستان اصلی ارجاع بده
» <BATMAN> اونزمان به کارگردان اجازه ندادن فیلمنامه اصلی رو کارگردانی کنه در نهایت مجبور شده زیر تیغ سانسور بره، به همین دلیل بیننده حین تماشا با تناقضات زیادی مواجه میشه
» <BATMAN> درسته شارینگهام عزیز، شب بیست و نهم بهترین فیلم ترسناک سینمای ایرانه/ دختر همسایه در واقع همون جن بوده ، بخاطر همین یجاها ازش صدای موجودی درنده خو به گوش میرسه
» <شارینگهام> بتمن جان، گرچه مسخره بود، ولی تجدید خاطره ی خوبی بود!
» <BATMAN> چه خنده دار و البته مسخره https://uupload.ir/view/tanz_akj2.mp4/
» <شارینگهام> درود بر یاران کافه،نسخه ی دوبله« بانویی با سگ ملوس» موجوده؟
» <آدمیرال گلوبال> ممنون...دوبله آواز زیر باران جایی پیدا میشه
» <کنتس پابرهنه> درود بر همه دوستان... جناب آدمیرال اسم فیلم‌ها به ترتیب از چپ به راست: "سامورایی"، "مسابقه‌ی بزرگ" و" آواز زیر باران" هست.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 6 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شوخی با بزرگان سینمای کلاسیک
نویسنده پیام
پرشیا آفلاین
مترجم کافه
***

ارسال ها: 220
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۹/۱۶
اعتبار: 24


تشکرها : 4498
( 2795 تشکر در 78 ارسال )
شماره ارسال: #19
RE: شوخی با بزرگان سینمای کلاسیک

سلام 

هرچی توی موضوعات کافه گشتم دیدم این تاپیک از همه به مطلب من نزدیک تره. اگه خیلی هم مرتبط به نظر نرسید, بذاریدش به حساب یه آگهی بازرگانی؛ درست به بی رحمی آگهی های تلویزیون که وسط فیلمی از اینگمار برگمن, تبلیغ پفک موتوری و پوشک چیک چیک مای بی بی روی آنتن می ره.


 

هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه . 

وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟

هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده.

فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:"آیا این تبر توست؟"
هیزم شکن جواب داد: "نه"
فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
دوباره، هیزم شکن جواب داد: "نه".
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد.
روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب.
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن داد زد: آره! 
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب کردی، این نامردیه "
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی.و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره.


نکته اخلاقی:
هر وقت مردی دروغ میگه به خاطر یه دلیل شرافتمندانه و مفیده


بزرگ ترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن

ژان دو لا برویر, فیلسوف فرانسوی قرن 17
۱۳۹۱/۹/۲۰ صبح ۰۸:۱۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : حمید هامون, بانو, Classic, زرد ابری, اسکارلت اُهارا, Papillon, مگی گربه, ژان والژان, dered, خانم لمپرت, آقای همساده, Memento, rahgozar_bineshan, کاپیتان اسکای, اشپیلمن, ال سید, ریچارد, مموله
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: - Classic - ۱۳۸۸/۱۱/۱۱, صبح ۱۲:۳۰
RE: - Negar - ۱۳۸۸/۱۲/۱, عصر ۰۵:۴۶
RE: - Classic - ۱۳۸۸/۱۲/۲۰, صبح ۱۲:۴۸
RE: - Classic - ۱۳۸۹/۹/۱۷, عصر ۱۱:۵۷
RE: شوخی با بزرگان سینمای کلاسیک - پرشیا - ۱۳۹۱/۹/۲۰ صبح ۰۸:۱۴