[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 7 رای - 3.86 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینمای صامت
نویسنده پیام
گرتا آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 48
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۲۷
اعتبار: 23


تشکرها : 831
( 855 تشکر در 21 ارسال )
شماره ارسال: #17
RE: سینمای صامت

فاوست     1926

فیلم فاوست محصول 1926 و به کارگردانی فردریش ویلهلم مورنائو، در زمره درخشان ترین آثار سینمای اکسپرسیونیستی آلمان قرار دارد. در فیلم فاوست که داستان آن برگرفته از نمایشنامه فاوست اثر گوته و نیز داستان های موجود در فرهنگ عامه مردم آلمان است، گوستا اکمان، امیل یانینگز و کامیلا هورن به ایفای نقش پرداختند.

فیلم، داستان کیمیاگر پیری به نام فاوست است که سخت می کوشد دارویی تهیه کند تا با کمک آن، بیماری همه گیر طاعون در شهر را درمان کند. فاوستی که خود را در راه خدا پیر کرده و مدت ها مردم را به راه او خوانده، حال که برای نجات شهر از طاعون، به درگاه او روی می آورد، پاسخی نمی شنود.

 در چنین موقعیتی که درهای تاریکی باز است و سایه های مرگ زمین را احاطه کرده و به نظر می رسد نه ایمان و نه دانش هیچ یک به کار نمی آیند، فاوست مردد می ماند که کدام را انتخاب کند؟ خدایی که دعای او را بی پاسخ می گذارد یا شیطانی که دست به نقد ایستاده و حاضر است راه رسیدن به خواسته هایش را به او نشان دهد؟ رویگردانی از خدا و قلمرو او ریسک نامعقولی به نظر می رسد، ولی فاوست به این می اندیشد که شاید اعتماد کردن به شیطان برای فقط یک روز ضرری نداشته باشد...

 

ولی جریان به همان سادگی که فاوست فکر می کند، نیست. شیطان (مفیستو) که سوگند خورده است فاوست را با خود همراه کند، فکر همه چیز را کرده و برگ های برنده اش را یکی یکی رو می کند. او جذابیت هایی مثل (توانایی درمان بیماران و جوانی) به فاوست نشان می دهد و با کمک آنها وی را دربند و زنجیر می کند، تا جایی که فاوستی که حاضر به هم پیمان شدن با مفیستو نبوده و شاید هنوز هم نباشد، برای اینکه شکوه این جهانی را داشته باشد، ناچار است با او همراه شود...

 

ولی در این میان چند سوال وجود دارد:

آیا مفیستو، دوستی قابل اعتماد است؟

آیا غیر از این نیست که وقتی انسان از همه لذت ها اشباع گردد، دیگر این جذابیت ها و پیروزی های مکرر او را خسته می کند و چیز زیادی برای ارائه به او وجود نخواهد داشت؟

و آیا برای کسی که از درون آلوده شده، همچنان راهی برای بازگشت به طراوت باقی است؟


***

فاوست ، فیلمی است با تصاویر تاثیرگذار و به یاد ماندنی. از آن فیلم هایی که صحنه هایش آنقدر قوی هست که چه بسا تا سال ها در ذهن بیننده باقی بماند. صحنه هایی که بیشتر شبیه قسمت هایی از یک رویا هستند تا داستانی منسجم و بنابراین نمی شود انتظار یک روایت داستانی خطی و کامل را از آنها داشت. تماشای این فیلم به ویژه در روزگار ما، مانند این است که دو ساعت در دنیایی دیگر سیر کنیم. شیوه فیلمبرداری و نورپردازی و استفاده از سایه های زیاد، حالتی رویایی به فیلم داده اند و تصور زندگی در جهانی تیره و تار و تنهایی بشر، به کمک آنها خیلی خوب القا شده است.

جلوه های ویژه و طراحی صحنه قوی از مهم ترین جنبه های فیلم فاوست به شمار می آیند. با توجه به طرح رویا گونه خود فیلم و نیز زمان ساخت آن، جلوه های ویژه ای که به وضوح مصنوعی بودن آنها مشخص است، عیبی برای این فیلم محسوب نمی شده و نمی شوند. به قول راجر ایبرت منتقد مشهور، چه بسا همین جلوه های ویژه مصنوعی موثرتر از جلوه های ماهرانه امروزی است که گاه به نظر می رسد واقعی بودن و تکنیک به کار رفته در آنها، دیگر هنر و تخیل را به حاشیه رانده است.

بخش برجسته فیلم، نیمه اول آن است که در آن واقعا شاهد سینما به عنوان  هنر تصاویر متحرک هستیم. در این بخش با چندین صحنه به یاد ماندنی رو به رو هستیم که شاید جالب ترین آنها زمانی است که فاوست بر شنل مفیستو قدم می گذارد و هر دو با هم بر فراز شهرها پرواز می کنند و در حالی که از بالا به پایین نگاه می کنند، از شهرهایی با ساختمان های قرون وسطایی و کوه و دشت و رودخانه ها و ... می گذرند و به قصر دوشس پارما می رسند.

 یکی دیگر از صحنه های به یادماندنی صحنه ای است که مفیستو با شنل سیاهش شهر را احاطه کرده و آن را به طاعون آلوده می کند. امیل یانینگز، بازیگر نقش مفیستو، ناچار شد برای بازی در این صحنه، سه ساعت روی میله هایی از جنس سیم معلق بماند، در حالی که پنکه های برقی که بادهایی از جنس دوده به سمت ماکت شهر می وزاندند، شنلش را به حرکت در می آوردند!

 

ولی از نیمه دوم فیلم، ریتم کند می شود و داستان محدود به عشق فاوست و دختری به نام گرچن می شود. یکی دیگر از تفاوت های دیگر نیمه دوم فیلم با نیمه اول آن این است که در این نیمه، شخصیت مفیستو حالتی طنزگونه پیدا می کند که هر چند این حالت کمدی دلنشین است، ولی یک مقدار با تصوری که بیننده در نیمه اول فیلم از شیطان پیدا کرده بود، در تضاد می باشد. البته پایان فیلم بیشتر از جنس نیمه اول فیلم است.

یکی دیگر از نقاط قوت فیلم، بازی خوب بازیگران به ویژه بازیگر نقش مفیستو یعنی امیل یانینگز است که توانایی اش در تغییر حالات چهره واقعا تحسین برانگیز می باشد.

***

شاید بتوان جمله زیر را شاه بیت فیلم نامید:

"هر آنچه در آسمان ها و زمین وجود دارد، شگفت انگیز است، ولی بزرگترین شگفتی جهان، آزادی انسان در انتخاب بین خوب و بد می باشد."

آری، فاوست هم آزاد است در انتخاب بین نیک و بد و در نهایت هیچ چیز نمی تواند آن جنبه معنوی وجودش که همان عشق و خلوص است را تسخیر کرده و به بند بکشد.



با توجه به اینکه اسکار وایلد هنگام نوشتن رمان تصویر دورین گری، تحت تاثیر فاوست اثر گوته قرار داشته است، مضمون فیلم فاوست نزدیکی زیادی با فیلم تصویر دورین گری محصول 1945 دارد. جمله معروفی در انجیل وجود دارد که در فیلم های مختلف بارها مصداق آن را به شیوه های گوناگون دیده ایم، از همین فاوست گرفته تا همشهری کین و ... و آن جمله این است : "چه سودی خواهد برد مردی که گنج های جهان را به دست آورد و در مقابل روح خود را از دست بدهد..؟؟؟"

 



فایل های ضمیمه بند انگشتی
       

چه پر شتاب فرو می ریزند شن های زمان، مگر آن هنگام که در سختی باشیم! (گوژپشت نتردام/1923)
۱۳۹۰/۱۱/۱۷ عصر ۱۱:۰۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, الیشا, ژان والژان, Papillon, آوینا, اسکورپان شیردل, دزیره, میثم, چارلز کین, راتسو ریــزو, زاپاتا, اسکارلت اُهارا, بانو, ترومن بروینک, مگی گربه, دن ویتو کورلئونه, ناتالی وود, هری لایم, سم اسپید, مایکل اسکافیلد, حمید هامون, oceanic, رزا, خانم لمپرت
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
سینمای صامت - Classic - ۱۳۸۸/۹/۳, عصر ۰۱:۲۸
RE: سینمای صامت - Classic - ۱۳۸۸/۹/۶, عصر ۱۱:۱۶
RE: سینمای صامت - MunChy - ۱۳۸۸/۹/۶, عصر ۱۱:۲۳
RE: سینمای صامت - سروان رنو - ۱۳۸۸/۹/۱۴, عصر ۱۲:۳۱
RE: سینمای صامت - Classic - ۱۳۸۸/۹/۱۴, عصر ۱۱:۲۵
RE: سینمای صامت - Classic - ۱۳۸۸/۱۱/۱۴, صبح ۰۱:۰۹
RE: سینمای صامت - دشمن مردم - ۱۳۸۹/۴/۴, صبح ۰۷:۳۸
RE: سینمای صامت - سم اسپید - ۱۳۸۹/۵/۷, صبح ۰۳:۱۹
RE: سینمای صامت - MunChy - ۱۳۸۹/۵/۲۱, عصر ۱۲:۰۵
RE: سینمای صامت - سروان رنو - ۱۳۸۹/۵/۲۳, عصر ۱۰:۴۸
RE: سینمای صامت - Kassandra - ۱۳۸۹/۹/۱۰, صبح ۱۱:۵۰
RE: سینمای صامت - MunChy - ۱۳۸۹/۶/۲۴, عصر ۰۹:۳۴
RE: سینمای صامت - MunChy - ۱۳۸۹/۱۱/۶, عصر ۰۱:۵۷
RE: سینمای صامت - Savezva - ۱۳۹۱/۱/۹, صبح ۱۲:۲۷
RE: سینمای صامت - پرشیا - ۱۳۹۱/۱۲/۱, عصر ۰۲:۰۸
RE: سینمای صامت - پینک فلوید - ۱۳۹۲/۹/۲۹, صبح ۰۳:۵۰
RE: سینمای صامت - پینک فلوید - ۱۳۹۲/۹/۳۰, صبح ۰۱:۴۶
RE: سینمای صامت - بانو الیزا - ۱۳۹۴/۹/۲۸, عصر ۰۴:۰۹
RE: سینمای صامت - جیمز باند - ۱۳۹۴/۱۰/۱۲, عصر ۰۴:۰۳