[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )
نویسنده پیام
شارینگهام آفلاین
کاپیتان کشتی چارمینگ مالی
*

ارسال ها: 342
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۱۵
اعتبار: 35


تشکرها : 4472
( 2275 تشکر در 309 ارسال )
شماره ارسال: #81
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

سلام و درود

درباره ی نزول این روزهای تیم ملی آلمان باید بگم که در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد.

این بلیه فقط دامن گیر مانشافت نشده ، یادمه فوتبال انگلیس از جام جهانی هفتاد که در یک بازی پایاپای و دیدنی سه به دو در برابر آلمان باخت و حذف شد، دیگه رنگ مراحل بالای فوتبال رو ندید.

دقیقاً ۲۴ سال طول کشید تا به نیمه نهایی برسند، از جام جهانی ۱۹۶۶ تا ۱۹۹۰

همین طور ایتالیا که در دو دوره جام جهانی غایب بود.

فرانسه بعد از زیباترین بازی جام جهانی مقابل برزیل در ۱۹۸۶ ، نه در یورو ۸۸ حاضر بود و نه در جام جهانی ۱۹۹۰ و ۱۹۹۴

مجارستان بعد از غروب ستاره ای چون پوشکاش در جام جهانی ۱۹۵۴ به طور کلی از محافل بزرگ فوتبال دور ماند.

هلند بزرگ دهه ی هفتاد هم تا یورو ۸۸ جایی دیده نشد.

اوروگوئه فاتح دو دوره جام جهانی فقط هر از گاهی در جام ملتهای آمریکا خودنمایی می کرد و دیگر هیچ تا ۲۰۱۰

باز هم بگم؟

ضمناً یک نکته ی خیلی جالب که خودم کفش کردم، ببخشید ؛ کشف!

این است که :

آلمان ۴ بار قهرمان جام جهانی شده که سه بار آن در سال هایی بوده که به نام « اسب » نام گذاری شده است. ملاحظه بفرمایید:

۱۹۵۴= ۱۳۳۳ =سال اسب

۱۹۷۴=۱۳۵۳=سال پلنگ

۱۹۹۰=۱۳۶۹=سال اسب

۲۰۱۴=۱۳۹۳=سال اسب

سه بار هم جام ملتهای اروپا را فتح کرده که ۲بار آن در سال موش بوده:

۱۹۷۲=۱۳۵۱=سال موش

۱۹۸۰=۱۳۵۹=سال میمون

۱۹۹۶=۱۳۷۵=سال موش

حالا امسال که سال اژدهاست که در دوره های قبل یعنی ۱۲ سال قبل ، سال نهنگ بوده ، به هیچ وجه برای ژرمن ها خوش یمن نبوده:

۱۳۹۱= حذف در نیمه نهایی یورو ۲۰۱۲

۱۳۷۹=حذف در دور گروهی یورو ۲۰۰۰

۱۳۶۷=حذف در نیمه نهایی یورو ۱۹۸۸

با این تفاسیر ، پیش بینی می کنم امسال هم سریال بدبیاری های مانشافت ادامه یابد.(خدا نکنه!)

امیدوارم در جام جهانی ۲۰۲۶ که مصادف است با سال ۱۴۰۵

و سال به روی یال و کوپال خوش یمن ترین جانور یعنی اسب زیبا و نجیب تحویل می گردد ، پنجمین جام قهرمانی نصیب آلمان عزیز ما بشود. ان شاءالله


اونی که گفته "زندگی خالی از لذت و خوشحالی نیست."دروغ نگفته!
۱۴۰۳/۳/۲۲ صبح ۰۱:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, سروان رنو, مارک واتنی, ترنچ موزر, کنتس پابرهنه, لوک مک گرگور, باربوسا, کوئیک, کلانتر چانس, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan, آدمیرال گلوبال, Savezva
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 93


تشکرها : 12544
( 21100 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #82
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

(۱۴۰۳/۳/۲۱ عصر ۰۹:۵۴)Stalker نوشته شده:  

سلام دوست پیش‌کسوت. فکر نمی‌کنید پست‌تون تناقض‌آمیزه؟ از طرفی گفتید مهاجران فوتبال اروپا رو خراب کردند. و از طرفی عکس اون تیم آلمان رو گذاشتید و راجع بهش نوشتید که توش چند تا مهاجر داره و بزرگ‌ترین برد تاریخ جام جهانی رو رقم زدن!

سلام Stalker ,

هم آره و هم نه ! مهاجر داریم تا مهاجر . ببینید آمریکا را کدام مهاجران آمریکا کردند ؟

با یک بررسی دقیق تاریخی می بینیم که زمانی بیشترین مهاجران از کشورهایی مانند ایرلند, انگلستان , آلمان , فرانسه , هلند , بلژیک و ... به آمریکا مهاجرت می کردند. یعنی مردمی که از مردم خود آمریکا پیشرفته تر بودند و با خودشون علم , فرهنگ و ثروت  می آورند و به همین دلیل باعث پیشرفت کشور آمریکا می شدند. این مهاجران اینقدر سطح بالا بودند که مهاجران ایتالیایی پیش آنها پَست و رد پایین محسوب می شدند ! این مساله در فیلم های کلاسیکی مانند روزی روزگاری در آمریکا آشکار است. یعنی بیشتر افراد خلافکار از ایتالیا بودند .

اما حالا ببینید مهاجران بیشتر از کدام کشورها هستند ؟ مکزیک ! هند ! آمریکای لاتین ! خاورمیانه !

خب مشخص است که این افراد مانند گروه اول باعث پیشرفت نمی شوند بلکه پسرفت را هم رقم می زنند. پس هر مهاجری باعث پیشرفت کشور مقصد نیست.

درباره تیم فوتبال آلمان یا فرانسه هم شبیه همین موضوع وجود دارد. زمانی مهاجرها از سایر کشورهای اروپا بودند ؛ مثلا کلوزه از لهستان یا بقیه از اسلواکی , اتریش و ...  اینها تفاوت خاصی از نظر ظاهری و فرهنگی با خود آلمانی ها نداشتند. اما الان تیم آلمان آفریقایی- آسیایی شده . تیم فرانسه که کلا آفریقایی شده.

این دیگر تیم ملی نیست. باید گفت تیم فرا-ملی !


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۴۰۳/۳/۲۲ صبح ۰۷:۴۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, مارک واتنی, ترنچ موزر, کنتس پابرهنه, مموله, باربوسا, کوئیک, پهلوان جواد, آدمیرال گلوبال, کلانتر چانس, سرگرد راینهارت
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
***

ارسال ها: 220
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1033
( 1855 تشکر در 216 ارسال )
شماره ارسال: #83
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

سلام بر دوستان گرامی مخصوصاً سروان رنوی عزیز و زحمتکش کافه. بنده معمولا زیاد اهل فوتبال نبودم پس در این درباره صحبت چندانی نخواهم کرد و تمرکزم را بر روی باقی مطالب اشاره شده خواهم گذاشت. جناب سروان نظر شما محترم است اما امروزه و مخصوصا در کشورهای غربی این دیدگاه تبعیض آمیز به شمار می رود و روز به روز سعی می شود تا اینگونه عقاید را به حداقل برسانند. من هم در گذشته مانند خیلی های دیگر این اندیشه را داشتم که مردم غرب و مخصوصا شمال اروپا به شدت متمدن، بافرهنگ و کلا چندین درجه سطح بالاتر از سایرین هستند. اما بعدها دریافتم که این دیدگاه من تحت تأثیر کتب و فیلم های آنها بوده و به عبارتی تبلیغات و فرهنگ سازی که آنها در سالیان متمادی انجام داده بودند باعث شده بود که این ذهنیت در من و خیلی های دیگر شکل بگیرد. بعدها اما دریافتم که آنها هم انسانهای معمولی هستند مانند من و شما و دیگران. البته اینجانب منکر نمی شوم که فضای یک کشور پیشرفته و متمدن قطعا روی فرهنگ و روابط انسانها تاثیر می گذارد و در نتیجه مردم غرب در یکسری مسائل از ما جلوترند اما با این وجود این یک واقعیت است که اگر یک فرانسوی و یک هندی در یک شرایط بزرگ شوند هر دو به یک اندازه شانس موفقیت دارند. واقعاً اینکه بگوییم شانس آن فرانسوی به دلیل ذات و نژادش بیشتر است دیدگاه درستی نیست. مدرکش این است که بسیاری از انسان های موفق در اروپا و آمریکا اصلا سفید پوست نیستند و اصلیتشان به هر جای این کره خاکی بازمی‌گردد.

اتفاقاً درصد بالای از مردم ایرلند در سالیان دور به دلیل فقر و بدبختی و نداشتن یک لقمه نان به آمریکا مهاجرت کردند و اینگونه نبود که کوله باری از علم و دانش را با خود برده باشند. از قضا بسیار هم مورد تبعیض قرار می گرفتند. اینکه ایتالیایی ها و خیلی های دیگر در فیلم ها سطح پایین نشان داده می شدند یکی از دلایل مهمش این بود که آنها قدرت چندانی در هالیوود نداشتند. سینما در دست افرادی از کشورهای دیگر بود و البته بخش عظیمی از آن در دست یهودیان صهیونیست. هنوز هم هست. در صد بالایی از هنرپیشه ها و کارگردانان و تهیه کنندگان یهودی و یا یهودی الاصل هستند در حالی که یهودیان کلا به سه درصد جامعه آمریکا هم نمی رسند! برای همین است که ما به ندرت یک یهودی منفی و جنایتکار را در فیلم ها و سریال های غربی می بینیم!!! البته بسیاری از یهودیان هم مانند دیگران انسانهای خوبی هستند اما آنهایی که در قدرت هستند جنایتهای خود را پنهان می کنند. این در حالی است که کلی سیاهپوست مجرم در سریال ها و فیلم های غرب وجود دارند. فکر می کنید چرا؟ چون سینما را سیاه پوستان نمی چرخانند. البته درست هم هست. سیاهپوستان هم مانند دیگران انسانند و خوب و بد و با فرهنگ و نژادپرست در آنها وجود دارد. بسیاری از همین سیاهپوستان متولد غربند و خیلی هایشان نسل های جدیدتر همان برده های مورد ظلم قرار گرفته شده هستند. آنجا به دنیا آمدند و کشورشان است. با فرهنگش انس گرفتند. برای آزادیشان جنگیدند تا حقوق برابر به دست بیاورند و به آرزوهایشان برسند. اگر بگوییم آنجا جایشان نیست آنوقت باید به تاریخ بنگریم که چرا در وهله اول به آنجا کشیده شدند. هدفم از این حرفها این بود که بگویم اینکه می بینید مردم ایتالیا و یا دیگران در فیلم ها خلافکار نشان داده می شدند دروغ محض نبود اما حقیقی اغراق شده به حساب می آمد. چرا که آنهایی که سیستم را می گرداندند کسان دیگری بودند.

حتی اگر بگوییم مردم سفید پوست اروپایی باهوش ترین و مردم فلان جا کم هوش ترین هستند، اولاً این دیدگاه کلی است و همه یک ملت را شامل نمی شود و دوما آیا مگر هر انسان باهوشی عاقل است؟! کافی است بنگرید به بسیاری از بازیگران باهوش با ضریب هوشی بالا که گرفتار اعتیاد شده اند و انسانهایی با هوش متوسط که دارند سالم زندگی می کنند. ببخشید زیاد صحبت کردم. من معمولاً در بحث ها شرکت نمی کنم. اما تنها خواستم بگویم که همه ما انسانیم و برابر. تنها تفاوت این است که آنهایی که قدرت به دستشان می افتد این فرصت را به دست می آورند که خود را برتر نشان دهند و دیگران را پایین تر! کاری که سینمای ایران نیز بارها انجام داده است.


من به شانس اعتقاد ندارم. به خودم اعتقاد دارم!
۱۴۰۳/۳/۲۲ صبح ۰۹:۰۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, شارینگهام, مارک واتنی, سروان رنو, ترنچ موزر, کنتس پابرهنه, باربوسا, کوئیک, کلانتر چانس, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 93


تشکرها : 12544
( 21100 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #84
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

درود بر مک گریگور ؛

سپاس از اظهارنظر خوب و مفید در این باره.

البته من هم  فوتبالی نیستم و از نظر تاریخی به موضوع پرداختم.

از نظر اخلاقی  برخی از مطالبی که گفتید درست است اما از نظر علمی و زیباشناسی خیر .

زیباشناسی

آیا  یک مهاجر زیبای آلمانی با یک مهاجر فیلیپینی از نظر ظاهری تفاوت ندارد ؟ اگر بخواهیم خود را گول بزنیم که یک زن سیاه فیلیپنی با یک زن چشم آبی آلمانی یکی است خنده دار به نظر می رسد. ربطی به اخلاق و نژاد پرستی ندارد بلکه صرفا یک حقیقت علمی و ژنتیک است. در دنیای موجودات زنده مثلا یک گاو شیرده است , یک گاو گوشتی است و غیره . نمی توان گفت که چون فلان دامدار از گاو شیرده استفاده می کند و گاو گوشتی ندارد پس نژادپرست است. مسئله واقعیت های علمی است و نباید فریب برخی نوشته ها و افکار برخی گروه ها را خورد. اینکه بگوییم زیبایی هم سلیقه ای و نسبی است درباره موارد بسیار نزدیک و شبیه اینطور است , اما نه در مورد چیزهای کاملا متفاوت؛ مثلا آیا کفتار و گراز زیباتر هستند یا پلنگ و طاووس ؟

علمی

طبیعت همه ژن های خوب را در یک نژاد جمع نکرده است. هر کدام مزایا و معایبی دارند.

مثلا نژاد سیاه به دلایل ژنتیک از نظر بدن و استقامت قوی تر است و از نظر رفتاری خشن تر . دلیل موفقیت آن ها در عرصه های ورزشی همین است. اما با اینکه در کشوری مانند آمریکا فرصت های آموزشی برابر در اختیار آنهاست اما درصد دانشمندان سیاه نسبت به جمعیت شان بسیار کمتر است و برعکس زندانیان جرایم خشن میان آنها بیشتر  . این یک واقعیت آماری است. ربطی به قومیت و دین و فشار هالیوود و لابی صهیونیسم و ... ندارد.

و اما ...

وقتی ما به تماشای جام جهانی فوتبال می نشینیم فقط دنبال برنده شدن تیم ها نیستیم بلکه می خواهیم همزمان از تماشای تلاش ملت های گوناگون و رنگارنگ لذت ببریم . از بازی خاص هر ملت ؛ چه برزیلی ها با سبک خاص خودشان , چه آلمانی ها , چه کامرونی ها.

حال اگر ببینیم که سر ما کلاه گذاشته اند و سبک بازی فرانسوی ها شبیه آفریقایی ها شده یا سبک بازی آلمانی ها شبیه ترک ها شده خب این دیگر قابل تحمل نیست. مانند این است که هیچکاک بیاید با سبک علی حاتمی فیلم بسازد خب نمی شود. هر کسی باید خودش باشد.


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۴۰۳/۳/۲۲ عصر ۰۳:۲۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : لوک مک گرگور, رابرت, ترنچ موزر, کنتس پابرهنه, مموله, شارینگهام, مارک واتنی, باربوسا, کوئیک, کلانتر چانس, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
***

ارسال ها: 220
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1033
( 1855 تشکر در 216 ارسال )
شماره ارسال: #85
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

سلام دوباره بر جناب سروان و متشکر از توجه تان و اما...

اولا تا قبل از این ما درباره زیبایی صحبت نکرده بودیم و مسائل دیگر مد نظرمان بود اما حالا که بحثش را پیش کشیدید باید بگویم که هستند مردانی سفید، چشم رنگی، بلند قد و ... که به طور مثال با خانمی چینی ازدواج کرده اند‌. خوب معنی آن چیست؟ آیا آن مرد به نظر شما خوشتیپ تصمیم گرفته تا با یک زن بد قیافه ازدواج کند و یا واقعا او را از نظر ظاهری و باطنی پذیرفته است؟ درصد بالایی از سیاه پوستانی که در غرب زندگی می کنند دیگر به اندازه اجدادشان تیره نیستند چرا؟ چون اختلاط نژادی بین سفید پوستان و سیاه پوستان صورت گرفته است. آیا آن فرد سفیدپوست همینجوری از سر دلسوزی گفته بیایم با سیاهپوستان ازدواج کنم تا نسلشان در آینده زیباتر شود؟! ایا مارک زوکربرگ صاحب فیسبوک و اینستاگرام همسر چینی اش را دوست ندارد و او را زیبا نمی بیند؟ آیا وی با این همه ثروتش نتوانسته همسر چشم رنگی و بور از نوع سلیقه شما پیدا کند و یا فقط سلیقه متفاوتی داشته است؟!

اینکه گفتید سیاهپوستان کمتر احتمال دارد دانشمند شوند با وجود اینکه با سفید پوستان در یک کشور زندگی می کنند باید بگویم اینکه دو نفر در یک کشور حتی پیشرفته زندگی می کنند بدین معنا نیست که حقوق دقیقاً برابری دارند. بالاخره موقعیت کسی که از یک خانواده ثروتمند و یا جایگاه اجتماعی بالاتر آمده است متفاوت با کسی است که از خانواده فقیرتر آمده. با توجه به موقعیت تاریخی سفید پوستان امروزه همچنان قدرت اصلی غرب هستند. حتی اگر روزی از نظر جمعیت کاهش پیدا کنند. اتفاقاً یکی از اختلافات دو حزب دموکرات و جمهوری خواه همین است که دموکرات ها بیشتر به تقسیم ثروت معتقدند و جمهوری خواه ها اعتقاد دارند ثروتی که به ارث برسد متعلق به وارث است و فرد ثروتمند حتی مالیات زیاد هم نباید پرداخت کند و البته درآمد قشر متوسط و فقیر نیز باید پایین تر باشد!

دانلد ترامپ در جوانی خوش تیپ بوده و اکنون هم به نسبت سن و سالش بد نیست. چرا خیلی ها از جمله زنان از او بیزارند؟ چرا که کردار و رفتارش را دوست ندارند. در عوض روح و روان زیبا می تواند یک فرد نه چندان زیبا را دوست داشتنی جلوه دهد. اهل سیاست نیستم و تنها خواستم مثال زده باشم. مثال دیگر اینکه همیشه معتقد بودم که هیو گرانت در جوانی بسیار خوبرو و میشل فایفر زیبا بوده است اما بازیگران مورد علاقه من نبودند. چون سبک بازیگری شان و حضورشان در صحنه را دوست نداشتم. زیبایی واقعا همه چیز نیست.

اینکه گفتید هر کسی باید خودش باشد درست است اما این به این معنا نیست که نباید در کنار هم زندگی کنند و از یکدیگر استفاده نکنند. همانطور که خوانندگان سبک های مختلف با هم همکاری می کنند تا اثری زیباتر و نوین تر عرضه کنند.

باز هم سپاسگزارم از این بحث دوستانه و جذاب.


من به شانس اعتقاد ندارم. به خودم اعتقاد دارم!
۱۴۰۳/۳/۲۲ عصر ۰۵:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, سروان رنو, ترنچ موزر, کنتس پابرهنه, شارینگهام, مارک واتنی, باربوسا, کوئیک, کلانتر چانس, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 93


تشکرها : 12544
( 21100 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #86
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

درود دوباره بر جوینده طلا ،

واقعا درباره فوتبال نمی توان  زیبایی را جدای از سرگرمی دید. بیشتر کسانی که تماشاچی فوتبال هستند نه اهل ورزش هستند و نه اهل بازی . جنبه نمایشی و سرگرمی آن باعث جذب اینهمه مخاطب برای فوتبال شده است. وقتی هم پای نمایش و سرگرمی به میان می آید خودبخود جذابیت و زیباشناسی مهم می شود.

درباره اختلاط نژادهای مختلف این یک ضرورت است. اصلا عشق و کشش جنسی برای همین بوجود آمده که ما دنبال چیزهای خاص و بعضا عجیب باشیم . از نظر علمی هم ثابت شده است که هر چه فاصله نژادی دو جفت بیشتر باشد احتمال تولد نوزاد سالم و باهوش تر افزایش می یابد.  برای همین است که دورگه های جذاب کم نیستند ! بنابراین ترکیب نژادهای مختلف نه تنها بد نیست بلکه مفید هم هست.

 آمارها فقط احتمال یک چیز را در یک جمعیت بزرگ نشان می دهند اما مشخص است که در نژادهای مختلف زیبا هست زشت هم هست. واقعیات ریاضی کاری به اینکه شما آدم خوب یا بدی هستید ندارد. مسلما احتمال اینکه شما در خیابان های آلمان فرد زیبا پیدا کنید بیشتر از خیابان های اوگاندا است. قطعا جدا از ژنتیک , آب و هوا و خیلی چیزهای دیگر این تفاوت را بوجود آورده است.

درباره یکسان نبودن امکانات برای سیاه پوستان با شما موافق نیستم. تمام امکانات آموزشی در آمریکا تا قبل از دانشگاه برای همه رایگان است. اگر به تصاویر کلاس هایشان نگاه کنید تعداد زیادی رنگین پوست در هر کلاس وجود دارد. نمونه دیگر باراک اوباما است که توانسته به بالاترین درجه یعنی ریاست جمهوری برسد یا وزیر دفاع کنونی آمریکا که او نیز سیاه پوست است یا معاون رئیس جمهور فعلی که یک رنگین پوست است.

یک نفر مانند مورگان فریمن می تواند بسیار جذاب و خوب باشد. پس مشخص است که تلاش فردی می تواند بر هر محدودیتی غلبه کند.

درباره دونالد ترامپ من فکر نمی کنم زنان از او متنفر باشند ! اتفاقا آمار زنانی که با او بوده اند ثابت می کند که در جوانی جذابیت زیادی برای آنها داشته و شیفته او بوده اند.

ارادتمند


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۴۰۳/۳/۲۲ عصر ۰۹:۲۴
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, ترنچ موزر, لوک مک گرگور, شارینگهام, رابرت, مارک واتنی, باربوسا, کوئیک, کلانتر چانس, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
***

ارسال ها: 220
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1033
( 1855 تشکر در 216 ارسال )
شماره ارسال: #87
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

ممنون دوست گرامی از تشریح دیدگاه هایتان.

اینکه گفتم انسانها با هم برابرند منظورم این نبود که آنها از هر نظر با هم شبیه هستند. من هم معتقدم که آلمانی ها در حالت کلی از مردم اوگاندا زیباترند. منظورم این بود که یک امتیاز زیبا ارزش انسانی را بالا نمی برد. و گرنه من هم ترجیح می دهم جایی باشم که مردم آن از نظرم متمدن تر، بافرهنگ تر و حتی زیباترند! اما چه بسا آدمهای خوب و بدی در همه کشورهای دنیا زندگی می کنند و جمع بستن یک گروه می تواند تبعیض آمیز جلوه کند و حس خود بزرگ بینی و یا خود کوچک بینی را در آنها تقویت بنماید.

در مورد سیاهپوستان که اشاره شد و فرصت هایشان اینکه مسلم است که امروزه نه تنها آنها بلکه اکثر اقلیت ها به نسبت پنجاه سال پیش بسیار پیشرفت کرده اند و روز به روز هم جایگاه اجتماعی بالاتری به دست می آورند. اگر در گذشته فرصتی برای دیده شدن نداشتند، امروزه با جهد و تلاش خود می توانند به جاهای بالا دست پیدا کنند و نمونه هایش را نیز خودتان مثال زدید. با این وجود با توجه به تجربه های من فرصت ها برای سفید پوستان همچنان بالاتر است. آمار را هم اگر پیگیری کنید می بینید که سفید پوستان در حالت کلی درآمد بالاتری دارند. همانطور دستمزد خانم ها همچنان در حالت کلی از مردها پایین تر است و این صدای عده زیادی از خانم ها را درآورده است.

در مورد ترامپ نیز بله او شاید در گذشته به دلیل ثروت و یا ظاهر طرفداران زیادی داشته است اما پس از کارهایی که در در دوران ریاست جمهوری اش انجام داد و حتی توهینی که به زنها کرد، خیلی ها به وی پشت کرده و حتی پایش به دادگاه نیز کشیده شد.

می دانید جناب سروان زیبایی بحث انسان شناسی در چیست؟ اینکه این مجال بسیار پیچیده و به اندازه اقیانوسی بیکران پهناور است و همیشه این امکان وجود دارد که چند نفر با هم در مورد بعضی مباحث کاملا مخالف باشند اما در همان حین همه آنها محق باشند! درست مانند اینکه کودکی از بزرگترها بپرسد چند درصد مردم دنیا آدمهای بدی هستند؟ این از دید یک کودک سوالی ساده است که بزرگترها حتما باید جوابش را دقیق بدانند. اما بزرگترها می دانند که جواب دادنش اصلا ساده نیست. چرا که حتی اگر تمام مردم دنیا را نیز می شناختند آنوقت این سوال پیش می آمد که آیا فقط باید قاتلان را در نظر بگیرند یا سارقان را نیز به آن اضافه کنند؟ اصلا فقط مردمی با کارهای غیر قانونی را نام ببرند و یا انسان های متکبر و آدمهایی که همیشه دیگران را مورد تمسخر قرار می دهند را نیز باید بگنجانند؟ سپس باید گفت اینهمه آدمی که مملو از خوبی و بدی هستند را کجا بگذارند؟ اگر بگوییم آنها خاکستری هستند آنگاه این سوال مطرح می شود که پس آنهایی که هم خوبی و هم بدی دارند اما بدی هایشان بیشتر است چه می شوند؟ تمام بزرگترهای کودک بنا بر تجارب و دیدگاه هایشان جواب های متفاوتی به او می دهند که همه در نوع خود واقعیت هستند.

به هر حال بسیار خوشحال و مفتخرم که در این بحث پیچیده و چند لایه توانستم برای مدت کوتاهی با شما سروان رنوی گرامی و فرهیخته هم صحبت شوم. امید است که برای همه ما مفید بوده باشد.


من به شانس اعتقاد ندارم. به خودم اعتقاد دارم!
۱۴۰۳/۳/۲۳ صبح ۰۵:۲۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مموله, کنتس پابرهنه, شارینگهام, رابرت, مارک واتنی, باربوسا, ترنچ موزر, سروان رنو, کوئیک, Dude, کلانتر چانس, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 93


تشکرها : 12544
( 21100 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #88
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

(۱۴۰۳/۳/۲۳ صبح ۰۵:۲۳)لوک مک گرگور نوشته شده:  

به هر حال بسیار خوشحال و مفتخرم که در این بحث پیچیده و چند لایه توانستم برای مدت کوتاهی با شما سروان رنوی گرامی و فرهیخته هم صحبت شوم. امید است که برای همه ما مفید بوده باشد.

ارادتمند , من هم همینطور .

همانطور که گفتید علوم انسانی مانند علم فیزیک یا ریاضی نیست که یک جواب قاطع و سر راست داشته باشد. پیچیدگی این علم به تعداد انسان های روی کره زمین است. نهایت کاری که بتوان کرد این است که توده بزرگی از انسان ها را در قالب ریاضی و آمار دسته بندی کرد. وگرنه جواب دو دو تا چهار تا برای آن نمیتوان متصور بود.  تاریخ هم نشان داده که برخی زمان ها اتفاقات عجیبی در جوامع مختلف افتاده است که هیچ کارشناسی قبلا پیشبینی آن را نکرده بود.


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۴۰۳/۳/۲۳ عصر ۰۹:۳۴
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کوئیک, رابرت, لوک مک گرگور, شارینگهام, مارک واتنی, ترنچ موزر, Dude, کنتس پابرهنه, کلانتر چانس, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan, باربوسا
پهلوان جواد آفلاین
پهلوانِ کافه
*

ارسال ها: 816
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۴/۳۱
اعتبار: 27


تشکرها : 1206
( 5492 تشکر در 811 ارسال )
شماره ارسال: #89
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

وحشتناک با نظر جناب سروان موافقم  تیم ملی فرانسه به معنی واقعی کلمه مفهوم ملیت رو زیر سوال برده.آخه من نمیدونم چرا فیفا اینقدر راحت کوتاه اومده؟ این چه قانونیه که هر کس چند سال تو یه کشور زندگی کنه میتونه ملیتشو عوض کنه مثل دیگو کاستا که مثل آب خوردن پیراهن تیم ملی برریل را با اسپانیا عوض کرد یا دجان استانکویچ که توی سه تا تیم ملی بازی کرد.حالا کسایی مثل هانری یا آنلکا اجدادشون رو به عنوان برده آوردن به فرانسه و نمیشه ایرادی گرفت ولی خیلیهاشون مثل مارسل دسایلی مثل آب خوردن باچند سال سکونت دارن تیم ملیشون رو عوض کردن اگر هلند انگلیس و خیلی از کشورهای اروپایی این کارو کردن در مقیاس خیلی کوچکتر اتفاق افتاده آخه آدم اعصابش از این خورد میشه که حتی سفید پوستاشون هم فرانسوی نیستن!

مثل این چهره رابرت پیرس که پرتقالیه:

یا آنتوان گریژمن که اون هم اصالت آلمانی داره

متاسفانه    AFC هم از این داستان در امان نمونده و نمونه بارزش دو قهرمانی اخیر قطر در جام ملتهاس که ارزش آنچنانی هم نداره


زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
۱۴۰۳/۳/۲۵ عصر ۰۷:۱۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, ترنچ موزر, کنتس پابرهنه, سروان رنو, شارینگهام, کلانتر چانس, آقای با, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan, باربوسا
سرگرد راینهارت آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۷/۱۱
اعتبار: 11


تشکرها : 184
( 438 تشکر در 46 ارسال )
شماره ارسال: #90
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

تاپیک ورزشی حول محور فوتبال خیلی هم عالی منم از جامهای گذشته خاطرات دارم.از یک چهارم جام ۸۶ دیدار فرانسه و برزیل که به قول کارشناسان فینال اصلی بود فینال زودرس.خدا بیامرزه بهرام شفیع رو که با صدایی با صلابت میگفت حالا دکتر سوکراتس زیکو و گل .به این میگن یک فوتبال مدرسه ایی.برزیل تیمی که عاشقش بودم و هستم.و سندروم پاهای بیقرار ما پس از تماشای بازی .تو کوچه خیابون خلوت در شب .میدان خاکی گوشه شهر یا زمین اسفالت پارک.مگر همین زمین آسفالت میتوانست حریف پاهای بیقرار ما بشود با افتادن ضرب خوردن کنده شدن پوست زانو

هیجان نوجوانی جای ترس از زمین آسفالت کوچه داغان نمیکذاشت حتی شکستن و ان روز که مچ پا از هر دو قوزک در رفت و چه دردی و چه فریادهایی زیر دست شکسته بند و دکتر و امپول مسکن.و خشم پدر که دیگر فوتبال تمام.فهمیدی تمام.پس چیکار کنم ورزش رو .بشین شطرنج بازی کن مثل بچه ادم هم مغزت رشد میکنه هم پست و پات سالم میمونه.اما مگر پدر خبر دارد که وسر چه هنر دارد این پسر بی هنر باز هم دنبال توپ دوید تا دوباره کار دستش داد .ایندفعه اما التیماتوم خیلی جدی شد.پس صفحه شطرنج گسترده ماند و مهره ها امدن و رفتن چیده شدن و زده شدن تا شیرین شد و تا مربیگری و گرفتن ریتینگ جهانی پیش رفت.اما سودای فوتبال از سر نرفت گاهی پای ضرب دیده به توپ میخورد اما با ترس و خیلی کم.تماشای فوتبال هم که پر شور ترین لذت بخش ترین .اسامی بزرگ ببتو روماریو روبر تو کارلوس  رونالدینیو کاکا و اسطوره دیه گو ارماندو مارادونا .

الکساندر ارتوبیلی رودی فولر رود گلیت مارکو فانباستن اوه همه اسامی همه بازیها هنوز ان بازیکنها برایم بازی میکنن هنوز گل میزنن دریبلهای جانانه برگردانهای عجیب و شوتهایی که به دیرک میخورد که عشقش بیشتر از گل شدنش بود.فوتبال با همان نسلها با همان اسامی وقتی فوتبال هنر بود و نه جنگ.

میخواستم از سینمای رزمی بنویسم که در قالب سینمای ورزشی جا میگیرد که خاطرات فوتبالی احساسش غلیظ شد و اجازه نداد مگر در فرصتی دیگر


افراد پست و فرومايه از خطاهاي اشخاص بزرگ حظ فراوان مي برند
..شوپنهاور
۱۴۰۴/۶/۳۰ صبح ۰۳:۰۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, رابرت, ممل آمریکایی, آلبرت کمپیون, آقای با, مارک واتنی, ترنچ موزر, rahgozar_bineshan, شارینگهام, باربوسا
شارینگهام آفلاین
کاپیتان کشتی چارمینگ مالی
*

ارسال ها: 342
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۱۵
اعتبار: 35


تشکرها : 4472
( 2275 تشکر در 309 ارسال )
شماره ارسال: #91
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

                                  هر کسی کو دور ماند از اصل خویش    باز جوید روزگار وصل خویش

گرچه تفاوت تیم کنونی با تیم جاودانه ی 1990 از زمین تا آسمان است، ولی چاره ای به جز امیدواری نداریم:blush:


اونی که گفته "زندگی خالی از لذت و خوشحالی نیست."دروغ نگفته!
۱۴۰۴/۸/۲۴ صبح ۰۱:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, سروان رنو, رابرت, مارک واتنی, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan, ترنچ موزر, باربوسا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 93


تشکرها : 12544
( 21100 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #92
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

(۱۴۰۴/۸/۲۴ صبح ۰۱:۳۰)شارینگهام نوشته شده:                   

گرچه تفاوت تیم کنونی با تیم جاودانه ی 1990 از زمین تا آسمان است، ولی چاره ای به جز امیدواری نداریم:blush:

از نظر زیباشناسی و هنری دو عکس بالا را نگاه کنید ! :rolleyes:

- لباس شلخته بازیکنان در پایین و لباس مرتب در بالا ؛ پیراهن  ها در شورت . طرح زیبای لباس دروازه بان را ببینید :ttt1

- اضافه شدن چهار  بازیکن سیاه پوست و یک سفید پوستِ خال خالی (فول بادی تـَتو )  asabi

-  تغییر فرهنگ . در بالا بازیکنان ردیف جلو مثل بچه آدم نشسته اند اما در پایین معلوم نیست نشسته اند یا ایستاده اند ! حالا این روزها  یا حوصله شان نمی شود که کامل بنشینند یا سخت شان است یا کسر شان می دانند .

-  چهره های مصمم و جنگنده در بالا را نگاه کنید. به هر کدام  یک لشکر بدهید کشوری را برایتان فتح می کنند . حالا به چهره های پایین نگاه کنید . بعید است یک پیتزا فروشی را هم بتوان به دست شان داد , چه رسد به لشکر .

خدا را شکر که پیشوا این روزها را ندید ! 

خدا عاقبت ما را با این تیم در جام جهانی به خیر کند . :ccco


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۴۰۴/۸/۲۴ صبح ۱۱:۳۳
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : شارینگهام, آقای ماگو, رابرت, مارک واتنی, سرگرد راینهارت, rahgozar_bineshan, ترنچ موزر, باربوسا
سرگرد راینهارت آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۷/۱۱
اعتبار: 11


تشکرها : 184
( 438 تشکر در 46 ارسال )
شماره ارسال: #93
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

سینمای رزمی بیشترین سهم ورزش از سینما را به خود اختصاص داده.انبوه تولیدات سینمای اکشن در شاخه ورزشهای رزمی بوده .و از میان ورزشهای رزمی کنگ فو بیشترین آثار را  به خود اختصاص داده. رشته ورزشی که به لحاظ زیبایی و قدرت جذابیت فوق العاده دارد و همیشه مخاطبان کثیر خود را حفظ کرده. نام کنگفو در سینما با بروسلی همراه است اعجوبه قرن بیستم.که فقط با چند فیلم شهرتی جهانی و تاریخی پیدا کرد.نظر سنجی معروف ترین ادمهای تاریخ که افرادی مانند انشتین نیوتن هیتلر چنگیزخان استالین اگر برگزار شود شاید بروسلی شناخته شده ترین مرد کره زمین باشد.اینجا قصد ندارم به بروسلی بپردازم.اما این نکته حائز اهمیت است که بسیاری سینمای رزمی را با بروسلی میشناسند در صورتی سالها قبل از کمپانی گلدن هاروست کمپانی برادران شاو فیلمهایی با بن مایه کنگ فو و شاخه های این ورزش هنر زیبا ساخت. سه برادر چینی در هنک کنگ یک شرکت سینمایی ایجاد کردند و شهرک سینمایی و چندین بازیگر ورزشکار که فیلمهای مهیج و زیبایی تولید کردند.تولیدات این کمپانی همه حول محور کنگ فو معبد شائولین و تاریخ چین ساخته شد.نوع حرکات بازیگران از نظر زیبایی دست کمی از حرکات زیبای بروسلی نداشتند.تا جاییکه قبل از فیلم خشم اژدهای بروسلی . شمشیر زن یکدست این کمپانی شهیر ترین فیلم رزمی جهان بود و بینندگان آن با بینندگان خشم اژدها برابری میکرد.این کمپانی مانند کارخانه فیلم تولید میکرد و در بیشتر فیلمهایش کمدی نیز دخیل بود.نوعی کمدی که از نظر ما ایرانی ها بیشتر لودگی بود.این چاشنی طنز شاید در نگاه تولید کننده در عصر خود مخاطب بیشتری جذب میکرد.فیلم استاد یکی از  فیلمهای زیبای این کمپانی است.

داستان و فیلمنامه در آثار برادران شاو چندان مهم نیست آنچه به فیلمها جذابیت میدهد نمایش زیبای حرکات کنگ فو توسط هنرمندان بزرگ است که شاید به اندازه بروسلی شهرت نداشتند اما در اجرای حرکات و‌نمایش کنگ فو بسیار حرفه ایی عمل میکردند.



افراد پست و فرومايه از خطاهاي اشخاص بزرگ حظ فراوان مي برند
..شوپنهاور
۱۴۰۴/۹/۱۱ عصر ۱۰:۵۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آلبرت کمپیون, rahgozar_bineshan, رابرت, مارک واتنی, سروان رنو, ترنچ موزر, باربوسا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 93


تشکرها : 12544
( 21100 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #94
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

بسیاری سینمای رزمی را با بروسلی میشناسند

دقیقا همینطور است .::ok:

 و این فقط در این زمینه مصداق ندارد. بسیار مثال های دیگر در عرصه سینما و خارج آن وجود دارد که شخصی یا کالایی به دلایل مختلف به اصطلاح گُل می کند و بقیه را در حاشیه می برد. بروسلی در هنرهای رزمی چنین چیزی است . یا مثلا باستر کیتن کارهایی سخت تر و متهورانه تر از چاپلین انجام می داد اما معروفیت چاپلین کجا و باستر کیتون بیچاره کجا ؟

در زمینه ورزش هم مثال زیاد است مانند جهان پهلوان تختی خودمان یا محمد علی کلی که بسیار معروف شدند در حالیکه از آنها بهتر زیاد بوده و هستند . نقش تبلیغات و شانس و پرزنتیشن presentation  را نباید در این قضیه فراموش کرد. چیزی که یک بازیگر را ستاره می کند  در  ورزش , سیاست و غیره هم معتبر است.


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۴۰۴/۹/۱۳ عصر ۰۶:۵۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, مراد بیگ, مارک واتنی, ترنچ موزر, rahgozar_bineshan, oceanic, باربوسا
لئو‌ن آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 16
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۵/۱/۶
اعتبار: 7


تشکرها : 20
( 139 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #95
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

برای بعضی ها فوتبال فقط یه بازیه و برای عده ای دیگر دلیل زندگی،شادی،غمگینی و تمام هست ها و نیست ها در همان توپ و مستطیل سبز خلاصه میشود؛به زودی حساس ترین و هیجان انگیز ترین تورنومنت جهان یعنی جام جهانی آغاز میشود و در این بین عده بسیار زیادی فرانسه رو شانس اول قهرمانی میدانند و فرانسه ای که تا ۲۰ سال پیش اسمش نهایت ما را به فینال یورو میبرد و کشور آنها را در جام جهانی به سبب حضور بازیکنانی مانند زین الدین زیدان و تیری هانری میشناختیم در دو جام جهانی گذشته یک پای ثابت فینال ها بوده و جام جهانی 2018 موفق به کسب عنوان قهرمانی برای دومین بار در تاریخش هم شد. این روز ها طرفداران بسیاری پیدا کرده که اغلب آنها نوجوان و جوان های زیر 16 الی 17 سال هستند. اما بیایید فلش بک بزنیم به دو دهه قبل الان دهه 2000 است.برزیل در این دهه یک بار موفق به فتح این جام در سال 2002 شده است.حال بریم یه نگاهی به عده ای بازیکنان آن دهه 2000 تیم بی اندازیم و به راستی که چه بلایی بر سر آن نسل طلایی آمد

رونالدینیو: شاعر فوتبال از آن دسته بازیکنانی بود که بی توجه به اسم و رسم و سطح آمادگی بازیکنان پیش رو آنها را با ظرافت تمام و یکی پس از دیگری رد میکرد و هنگامی که قصد تخریب مدافع حریف رو داشت از امضا شخصی خودش یعنی اِلاستیکو استفاده میکرد. عده کثیری مدعی هستند بعد از او شماره 10 برزیل باید بایگانی میشد

رونالدو نازاریو:مریخی لقبی بود که به او اهدا کرده بودند،ژوزه مورینیو میگفت به قدری دقیق است که گویی در آزمایشگاه اورا ساخته اند. عده ای او را بهتر از رونالدینیو میدانستند.برای مریخی تفاوتی نداشت که توپ را روی پای تخصصی،پای غیر تخصصی،روی سر،والی به او برسانند او همیشه زهر خودش را میریخت درست مثل بریس مقابل آلمان در فینال جام جهانی 2002.اگر نگاهی به دریبل های او بندازید متوجه خواهید شد که شاید خلاقیت و مهارت رونالدینیو را ندارد اما به گونه ای دریبل میزند که گویی بطری آب معدنی به جای حریف مقابل او ایستاده!

آدریانو:هنگامی که نامی از استعداد های سوخته فوتبال در میان است،همیشه نام آدریانو در صدر آن میدرخشد،پای چپی که بر خلاف بقیه پای چپ ها اصلا بوی دریبل های خارق العاده و حرکات عجیب و غریب نبرده بود اما هنگامی پایش به توپ برخورد میکرد در ذهن بیننده شلیک توپ از خمپاره تداعی میشد و این را آن دسته از افرادی که pes2006 را بازی کردند کاملا درک خواهند کرد.اما مرگ پدرش باعث فاصله گرفتن او از فوتبال و اوج شد.خاویر زانتی میگه من تمام تلاشم رو کردم تا آدریانو رو برگردانم ولی او از لحاظ روحی و روانی نابود شده بود و میگفت باید به برزیل برگردم هیچ چیز مهم تر از خانواده نیست!. در سال 2023 یک خبرنگار هنگامی که او را در حالت غیر طبیعی و یک بطری نوشیدنی الکی در درست در خیابان های خلافکار نشین برزیل مشاهده کرد با او شروع به گفت و گو و یکی از سوال هایش این بود:اگر باز هم زمان به عقب برگردد و به تو خبر بدهند پدرت فوت شده،آیا این بار هم به برزیل برمیگردی؟آدریانو بدون مکث گفت البته که بله!

ریکاردو کاکا:پسر خوش خنده و شماره 8 برزیلی ها بر خلاف دیگر هم ملیتی هایش از جذابیت و چهره ایتالیایی طور برخوردار بود و در تضاد با دیگر برزیلی هایی که از محلات پرت و خلافکار آمده بودند او در یک خانواده اشرافی چشم به جهان گشود. برنده توپ طلا 2007 همیشه بینندگان را متحیر و میخکوب میکرد.بریم به صحنه ای از بازی میلان برابر منچستر در اولترافورد هنگامی که با ضربه سر توپ رو از بین دو مدافع رد کرد و آنها مانند دو وردنه معلق به هم برخورد کردند

روبرتو کارلوس:کاشته؟از راه دور؟بیرون پا؟.ترکیب این سه تا هیچ چیزی بجز اسم و آوا روبرتو کارلوس را به ما نمیدهد او قدرت شوت آدریانو رو داشت اما با بیرون پا! ضربه کاشته برابر فرانسه و نگاه دروازه بان به توپ که فقط گل را قشنگ تر کرد،از ذهن بینندگان فوتبال نخواهد رفت

دیدا:شیر سیاه میلان.لقبی بود که هواداران میلان به او اعطا کرده بودند،در روزگاری که لیگ ایتالیا جذاب ترین و خشن ترین لیگ دنیا بود کمتر کسی جرعت به خرج میداد تا در ایتالیا بازی کند آن هم درست در برهه ای که جان لوئیجی بوفون جوان و آماده در سری آ برای خود آقایی میکرد.به راستی که چه کسی جرعت رقابت با او را داشت؟دیدا. البته که وجود نستا و مالدینی و در جلوی آنها گتوزو کفه را به سمت دیدا بیشتر نسبت به بوفون خم میکرد اما رقابت هیجان انگیزی بین این دو دروازه بان و در جایگاه سوم سزار اینتر شاهد بودیم

بازیکنان نام برده فقط تعدادی از بازیکنان طلایی نسل 2000 برزیل بودند و همچنان جای خالی نام هایی مانند ریوالدو،روبینیو،کافو و... به چشم میاد

حال بیاید مقایسه بین همین برزیل و فرانسه 2026 مدعی عنوان قهرمانی انجام بدیم،آیا فرانسه میتواند کمتر از 5 گل را دریافت کند؟


مسئله اینجاست که من کُلی منتظر این روز بودم،تمام عمرمو!
۱۴۰۵/۱/۱۷ عصر ۰۳:۵۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, سروان رنو, ترنچ موزر, رابرت, باربوسا
لئو‌ن آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 16
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۵/۱/۶
اعتبار: 7


تشکرها : 20
( 139 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #96
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

این روزها که در میان سیل نوشته‌های شما خوبان سیر می‌کنم، دانشم را بر سر آموخته‌هایم می‌افزایم. ناخودآگاه به نکته‌ای برخورد کردم که گمانم گفتنش خالی از لطف نباشد. شاید اگر کمی منصفانه‌تر به مارادونا نگاه کنیم، تصویر کامل‌تری به دست آوریم. جماعت قدیمی فوتبال، مارادونا را نه صرفاً یک بازیکن، بلکه تجسمی از یک رویا می‌دیدند؛ اسطوره‌ای که دیگر تکرار نخواهد شد، انگار از آسمان افتاده بود. اما حقیقت این است که دیگو در هشت سالگی با مرضی دست و پنجه نرم می‌کرد که حتی پزشکان زبردست هم از ادامه‌ی درمانش سر باز زدند. برخی می‌گویند در آن دوران سخت، شفایش را مدیون مداوای مادربزرگی “جادوگر” بوده است؛ داستانی که شاید بیشتر به افسانه شباهت دارد تا واقعیت، اما در ذهن هوادارانش جای گرفته است.

اما دلیل اینکه هیچ‌کس نمی‌تواند “مارادونای واقعی” باشد، در همین تضادهای انکارناپذیر زندگی او نهفته است. او کسی بود که شب را در کلاب‌ها و در میان هیاهو سپری می‌کرد، اما صبح روز بعد در زمین فوتبال چنان نمایشی به اجرا می‌گذاشت که گویی تمام تمرکز و انرژیش را از آنِ خود کرده بود. تمام مدافعان حریف را با تمام قدرت و سرعتشان، مانند مانعی ناچیز از سر راه برمی‌داشت. چه کسی می‌تواند چنین روحیه‌ای داشته باشد؟ کسی که شاید درگیر روابط شخصی پیچیده‌ی خود بود، اما در لحظات حساس بازی، تمام بار تیم را بر دوش خود می‌کشید و حریفان را یکی پس از دیگری درو می‌کرد. او حتی با وجود معاشرت با مشروبات الکلی، باز هم توان آن را داشت که در اوج آمادگی ظاهر شود و غیرممکن‌ها را ممکن سازد. این توانایی خارق‌العاده در جدا کردن زندگی شخصی از نبوغ فوتبالی، ویژگی منحصر به فرد او بود. او فقط یک بازیکن نبود؛ او یک “اعجوبه” بود که در زمین خدا، خدای فوتبال بود. این تضاد میان انسان معمولی با تمام ضعف‌هایش و اسطوره‌ی بی‌بدیل در زمین بازی، مارادونا را برای همیشه از دیگران متمایز کرد

البته جنبه‌های دیگری از شخصیت او نیز قابل ذکر است؛ از جمله علاقه‌ی او به موسیقی، مارادونا واقعاً به موسیقی علاقه داشت و حتی آلبومی به نام دیگو می‌خواند منتشر کرد که در آن آهنگ‌هایی را اجرا کرد


مسئله اینجاست که من کُلی منتظر این روز بودم،تمام عمرمو!
۱۴۰۵/۱/۲۴ عصر ۱۱:۴۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : شارینگهام, ممل آمریکایی, مارک واتنی, ترنچ موزر, سروان رنو, مراد بیگ, رابرت, باربوسا
Savezva آفلاین
جک لمون
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۱۰
اعتبار: 42


تشکرها : 1059
( 2299 تشکر در 187 ارسال )
شماره ارسال: #97
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

(۱۴۰۵/۱/۱۷ عصر ۰۳:۵۹)لئو&zwnj;ن نوشته شده:  

برای بعضی ها فوتبال فقط یه بازیه و برای عده ای دیگر دلیل زندگی،شادی،غمگینی و تمام هست ها و نیست ها در همان توپ و مستطیل سبز خلاصه میشود؛ ....

...

حال بیاید مقایسه بین همین برزیل و فرانسه 2026 مدعی عنوان قهرمانی انجام بدیم،آیا فرانسه میتواند کمتر از 5 گل را دریافت کند؟

اینکه بخواهیم نسل قبلی بازیکنان را با نسل الان مقایسه کنیم خیلی کار اصولی نیست. به هرحال سبک فوتبال در سال 2000 که شما فرمودید با الان کاملا متفاوت است و ستارگانی را هم که شما نام بردید شکی در استعداد و توانشان نیست. اما جسارتا در همان زمان هم فرانسه، برزیل را در دو جام جهانی با تمام ستارگانش شکست داد: یکی در فینال تاریخی جام جهانی 1998 که با پیروزی یک طرفه 3 بر صفر قهرمان جام جهانی شد و دیگری در جام جهانی 2006 در روزی که زیدان یک تنه تمام ستارگان بزرگ برزیل را محو کرد با گل تیری هانری برزیل را از گردونه مسابقات بیرون کرد...


سفید پوشیده بودم با موی سیاه/ اکنون سیاه جامه ام با موی سفید
۱۴۰۵/۱/۲۶ صبح ۰۸:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, مارک واتنی, ترنچ موزر, مراد بیگ, سروان رنو, باربوسا
لئو‌ن آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 16
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۵/۱/۶
اعتبار: 7


تشکرها : 20
( 139 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #98
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

(۱۴۰۵/۱/۲۶ صبح ۰۸:۲۷)Savezva نوشته شده:  

اینکه بخواهیم نسل قبلی بازیکنان را با نسل الان مقایسه کنیم خیلی کار اصولی نیست. به هرحال سبک فوتبال در سال 2000 که شما فرمودید با الان کاملا متفاوت است و ستارگانی را هم که شما نام بردید شکی در استعداد و توانشان نیست. اما جسارتا در همان زمان هم فرانسه، برزیل را در دو جام جهانی با تمام ستارگانش شکست داد: یکی در فینال تاریخی جام جهانی 1998 که با پیروزی یک طرفه 3 بر صفر قهرمان جام جهانی شد و دیگری در جام جهانی 2006 در روزی که زیدان یک تنه تمام ستارگان بزرگ برزیل را محو کرد با گل تیری هانری برزیل را از گردونه مسابقات بیرون کرد...

مقایسه میان نسل‌های مختلف بازیکنان و دوران‌های گوناگون فوتبال، همواره بخشی جدایی‌ناپذیر از تحلیل‌های کارشناسان و بحث‌های هواداران بوده است. نمونه‌های بارز این مقایسه‌ها، تقابل اسطوره‌هایی چون مسی و مارادونا، کریستیانو رونالدو و رونالدو نازاریو، یا مارکو فان باستن و زلاتان ابراهیموویچ است. از منظر فنی و تاکتیکی، این مقایسه‌ها به درک بهتر سیر تحول سبک‌های بازی، خلاقیت‌های فردی و استراتژی‌های تیمی کمک شایانی می‌کند. در سوی دیگر، برای هواداران، این مقایسه‌ها بیشتر با هدف برجسته‌سازی رکوردها، اسطوره‌سازی و ایجاد قهرمانان ماندگار صورت می‌پذیرد.در خصوص ادعای حذف برزیل توسط فرانسه در دو دوره جام جهانی، ضمن اذعان به غیرقابل پیش‌بینی بودن ذات فوتبال، باید به نکاتی ظریف‌تر اشاره کرد. استفاده از عبارت «یک تنه» برای توصیف عملکرد یک بازیکن، مستلزم نمایش حرکتی فوق‌العاده و تأثیرگذار است. در جام جهانی ۲۰۰۶، زیدان بدون شک نقشی کلیدی در پیروزی فرانسه برابر برزیل ایفا کرد، هرچند نباید فراموش کرد که همین زیدان عامل از دست رفتن جام قهرمانی برای فرانسه و قهرمانی ایتالیا نیز بود. با این حال، توصیف عملکرد او به عنوان «یک تنه» در آن بازی خاص، کمی اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد. اگر تیری هانری در آن بازی، خود را به توپ نمی‌رساند و گلزنی نمی‌کرد،یا اگر پاتریک ویرا نمایشی به این قدرت ارائه نمی‌داد، و بازی به ضربات پنالتی کشیده می‌شد، شاید امروز کمتر کسی از «تأثیر فوق‌العاده» زیدان در آن دیدار سخن می‌گفت.

با وجود علاقه قلبی و هواداری دیرینه من به رئال مادرید، مثالی روشن‌تر از بازیکنی که به تنهایی و در برابر تیمی مملو از ستارگان چند صد میلیون دلاری (که اتفاقاً زیدان نیز در آن حضور داشت) ایستادگی کرد، الکلاسیکوی سال ۲۰۰۵ است. در آن دیدار، رونالدینیو در ورزشگاه خانگی رئال مادرید، نمایشی خیره‌کننده به اجرا گذاشت که حتی با تشویق تماشاگران رئال رو به رو شد. هواداران سرخیو راموس را هرگز تا این حد عاجز و کاسیاس را تا این حد آشفته و بی‌تمرکز ندیده بودند.

تفاوت بنیادین میان بازی فرانسه-برزیل و الکلاسیکوی رئال-بارسلونا در این نکته نهفته است که اگر فرانسه در آن دیدار شکست می‌خورد، احتمالاً نامی از «تأثیر زیدان» به میان نمی‌آمد. اما حتی اگر بارسلونا در ال‌کلاسیکوی سال ۲۰۰۵ بازنده زمین را ترک می‌کرد، بدون شک همگان همچنان از شاهکار رونالدینیو در برابر چشمان هواداران متعصب رئال و فلورنتینو پرز، رئیس باشگاه، سخن به میان می‌آوردند. این تفاوت، نشان‌دهنده عمق تأثیرگذاری فردی و میزان برجستگی آن در یک رقابت نفس‌گیر است


مسئله اینجاست که من کُلی منتظر این روز بودم،تمام عمرمو!
۱۴۰۵/۱/۲۶ عصر ۰۳:۰۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ممل آمریکایی, ترنچ موزر, مارک واتنی, رابرت, مراد بیگ, سروان رنو, Savezva, باربوسا
Savezva آفلاین
جک لمون
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۱۰
اعتبار: 42


تشکرها : 1059
( 2299 تشکر در 187 ارسال )
شماره ارسال: #99
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

با سپاس از متن زیبای شما. جسارتا با وجود تعصبی که به تیم ملی فرانسه دارم، نخواستم در این مورد با تعصب و اغراق به موضوع نگاه کنم، بلکه دقیقا و مخصوصا روی موضوع یک تنه تکیه کردم (نه از این منظر که بازیکنان دیگر تیم فرانسه در آن بازی نقش نداشتند) چون اگر فیلم آن بازی خاطره انگیز را دیده باشید و یا بیاد بیاورید، کاملا می بینید که زیدان در آن بازی یکی از بهترین های خودش را ارائه کرد و در مقابل تک تک بازیکنان تکنیکی و فوق العاده برزیل نمایشی فوق العاده داشت و اگرچه گل نزد اما پاس گل را او برای هانری مهیا کرد. فرانسه سال 2006 ستارگان زیادی داشت اما اگر بخواهیم با نام های بازیکنان برزیل در آن بازی مقایسه کنیم مطمئنا از لحاظ نام و سطح کمی اختلاف وجود دارد. نام هایی مثل روبرتو کارلوس، رونالدو، رونالدینیو، کاکا و ... در ترکیب تیم ملی برزیل واقعا هر تیمی را به وحشت می اندازد. 

ضمنا مشاهده این فایل ویدئویی شاید منظور من را بهتر بیان کند...

فرانسه 1-0 برزیل


سفید پوشیده بودم با موی سیاه/ اکنون سیاه جامه ام با موی سفید
۱۴۰۵/۱/۲۸ عصر ۰۲:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ترنچ موزر, مراد بیگ, رابرت, مارک واتنی, سروان رنو, لئو‌ن, باربوسا
لئو‌ن آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 16
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۵/۱/۶
اعتبار: 7


تشکرها : 20
( 139 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #100
RE: فرار به سوی پیروزی ( باشگاه ورزشی کافه )

(۱۴۰۵/۱/۲۸ عصر ۰۲:۰۴)Savezva نوشته شده:  

با سپاس از متن زیبای شما. جسارتا با وجود تعصبی که به تیم ملی فرانسه دارم، نخواستم در این مورد با تعصب و اغراق به موضوع نگاه کنم، بلکه دقیقا و مخصوصا روی موضوع یک تنه تکیه کردم (نه از این منظر که بازیکنان دیگر تیم فرانسه در آن بازی نقش نداشتند) چون اگر فیلم آن بازی خاطره انگیز را دیده باشید و یا بیاد بیاورید، کاملا می بینید که زیدان در آن بازی یکی از بهترین های خودش را ارائه کرد و در مقابل تک تک بازیکنان تکنیکی و فوق العاده برزیل نمایشی فوق العاده داشت و اگرچه گل نزد اما پاس گل را او برای هانری مهیا کرد. فرانسه سال 2006 ستارگان زیادی داشت اما اگر بخواهیم با نام های بازیکنان برزیل در آن بازی مقایسه کنیم مطمئنا از لحاظ نام و سطح کمی اختلاف وجود دارد. نام هایی مثل روبرتو کارلوس، رونالدو، رونالدینیو، کاکا و ... در ترکیب تیم ملی برزیل واقعا هر تیمی را به وحشت می اندازد. 

ضمنا مشاهده این فایل ویدئویی شاید منظور من را بهتر بیان کند...

فرانسه 1-0 برزیل

بعد از صحبت‌های شما، نشستم و آن بازی را دوباره، این‌بار با دقتی موشکافانه، تماشا کردم. اگر قرار باشد از منظر یک هوادار فرانسوی به ماجرا نگاه کنیم، تردیدی نیست که زیدان در آن روز چهره‌ای فرازمینی داشت؛ بازیکنی که سایه‌اش بر سراسر زمین افتاده بود و برزیلِ پرهیبت را وادار به عقب‌نشینی می‌کرد. در چنین روایتی، طبیعی است که او را قهرمانی ببینیم که یک تنه ورق را برمی‌گرداند.

اما از چشم‌اندازی فنی، هرچند نمی‌توان برقِ بازی زیدان را انکار کرد، مفهوم «یک‌تنه» همچنان برای من قابل پذیرش نیست. اگر بناست درباره‌ی تأثیرگذاری فردی سخن بگوییم، کاکا در جدال با منچستریونایتد در نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان 7-2006 نمونه‌ای برجسته‌تر است. و اگر معیار، بازی فانتزی و تکنیک ناب باشد، کافی‌ست به دیدار برزیل و پرتغال در سال 2007 رجوع کنید؛ جایی که ریکاردو کوارشما جوان با حرکاتش چنان آشوبی در ساختار دفاعی و میانه‌ی میدان برزیل برپا کرد که تماشایش هنوز هم تپش‌برانگیز است.

در نهایت، دوباره به پرسش بنیادینی که در ذهنم نقش بسته بازمی‌گردم: اگر فرانسه آن مسابقه را به برزیل واگذار می‌کرد، آیا امروز باز هم از زیدانی سخن می‌گفتیم که «یک‌تنه» ایستادگی میکرد؟

با همه‌ی این‌ها، تجربه، سلیقه و معیارهای شما برایم ارزشمند است و برای نگاه شما احترام کامل قائل هستم


مسئله اینجاست که من کُلی منتظر این روز بودم،تمام عمرمو!
۱۴۰۵/۱/۲۹ عصر ۰۲:۱۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, سروان رنو, مارک واتنی, Savezva, باربوسا
ارسال پاسخ