| جعبه پيام |
|
|
|
<سرگرد راینهارت> لازم شد اون قسمت سندباد رو ببینم ممنون جناب شارینگهام که یادمون انداختین
|
|
<آقای با> بهترین لحظه زندگیم یه روز مناسبتیه، هر سال میاد ولی حلاوت اون زمان رو دیگه نداره حتی سال بعدش نداشت، تو تایپیک خاطرات دیدن فیلم یه روز مینویسم
|
|
<آقای با> دوستان میدونید یا اینجوری بگم تا حال بهش فکر کردین، بهترین لحظه زندگیتون کی بوده؟ اینو گفتم چون من میدونم سعی کردم تکرارش کنم نشد
|
|
<آقای با> سندباد گویا موضوع رو میدونسته، شکم یه کدو حلوایی رو خالی میکنه و انگور میذاره و شراب درست میکنه و با حیله به خوردش میده.
|
|
<آقای با> دوستان سلام، به باور مردم قدیم دوال پا نوعی نسناس (نیمی انس نیمی جن) است و تنها راه نجات از شرّ او اینه که اونو مست کنند تا برده از دستش خلاص بشه
|
|
<آرلینگتون> آخرش یادم نیست سندباد چطوری از دستش خلاص شد . لاغر بود ولی خیلی قوی بود . سندبادو اذییت میکرد . ازش سواری میگرفت
|
|
<آرلینگتون> یادم رفته چی بود اسمش . فکر کنم سندباد پیرمرد صداش میکرد . خیلی قوی بود . سندبادو اذییت میکرد .
|
|
<آرلینگتون> وای جناب شارینگهام جان اره اره . اصلا یادم رفته بود . اون پیره مرده که پرید روی شونه های سندباد ، دوال پا بود . ولی همون طور که سرگرد عزیز گفت اونجا اسمش یه چیز دیگه بود
|
|
<شارینگهام> درود بر همگی ، اون غول کوهستان در سندباد هم در واقع دوال پا بود، درسته؟
|
|
<سرگرد راینهارت> این دوال پا ریشه در افسانه های همه اقوام ایرانی داره و در هر منطقه اسمش فرق میکنه موحودی شر که کارش اذیت کردم آدمها هست.
|
|
<آرلینگتون> آره خیلی خوب بود . آرامش داشت سریالش . آدمو میبرد به روزگار قدیم ایران . دوال پا هم داشت سرگرد جان . دوست داشت تبدیل به انسان بشه .
|
|
<سرگرد راینهارت> مستوران رو دیدم افسانه کهن از وطن.در کنار صدای محمدرضا سرشار زیبا بود
|
|
<سرگرد راینهارت> در نمایشهای روایتی افای شهرستانی چند تیپ رو با مهارت میگه در نمایشهای نمایشی هم عالی هستن مثل نمایش تقدیر اثر تولستوی کبیر
|
|
<آرلینگتون> سرگرد مهربان اره . جدیدترین کار آقای سرشار ، روایت فصل دوم سریال مستوران بود . سه چهارماه پیش از تلویزیون نشون داد . متاسفانه کامل ندیدم . نفهمیدم آخره داستانو
|
|
<سرگرد راینهارت> محمدرضا سرشار راوی قصه ظهرجمعه بود.که بیشتر از فیلم سینمایی عصر جمعه دنیال کننده داشت.صدای خوب نعمتی هست
|
|
<آرلینگتون> یه ببر بود یادته تو کارتون میشا . آهنگر بود . بدن ساز هم بود . یادمه یه بار با سنگ وزنه میزد فکر کنم بتمن جان
|
|
<BATMAN> داستان ببری که در سکوت از جنگلهای ایران محو شد https://ifilo.net/v/8Dwnc0x واقعا چه حیف، سرزمین پارس دیگه ببری نداره البته به لطف قاجار!
|
<BATMAN> مچکر آرلینگتون عزیز بابت اسم فیلم / راستی دیروز روز جهانی ببر بود
|
|
<آرلینگتون> من چند سال پیش ، صدای آقای شهرستانی رو با صدای آقای سرشار قاطی پاطی میکردم . هنوز هم بعضی وقت ها گیج میشم . صداشون شبیه همه زیاد سرگرد عزیز
|
|
<آرلینگتون> آدم شاخ درمیاره مثل گوزن . عجیبه . دختر سروان حتما گوش میدم سرگرد مهربان . نمیگذرم از پیشنهادات کافه
|
|
<آرلینگتون> آره آره . خانوم افضلی بود سرگرد جان . خوش به حالشون . عجب هنری دارن . آقای شهرستانی واقعا عالی . چند نقش و تیپ در یه نمایش نامه اجرا میکنن
|
|
<سرگرد راینهارت> میکاییل شهرستان فوق العاده هست کافیه نمایش دختر سروان اثر الکساندر پوشکین رو گوش بدین تا ازهنر جناب شهرستانی حیرت کنید
|
|
<سرگرد راینهارت> آرلینگتون عزیز نمایش رادیو جذابیتی منحصر به فرد دارد.خاتم مهرخ افضلی با میکائیل شهرستانی راوی بودن
|
|
<آرلینگتون> منم خیلی دوست دارم معلم های کودکی یه بار دیگه میدیدم . ولی امکانش نیست . خیلی سال گذشته .فقط اسم دوتاشون یادمه . خانم یوسفی و خانم قاسمی .
|
|
<آرلینگتون> آقای بای مهربان .عیب نداره . اون کودک هم همون موقع از گریه ی شما فهمیده که شما چقدر دل رحم و مهربانید .
|
|
|