| جعبه پيام |
|
|
|
<کاپیتان اسکای> به تو اشاره می کرد و می گفت کاپیتان دنیا یعنی سروان ولی بیا من و تو دنیا رو کنار بگذاریم و بریم به اون اوج هزاران پایی
|
<سروان رنو>
|
|
<کاپیتان اسکای> درسته اهل دنیا و این حرف نبود در کل ضد دنیای کثیف اون روزگار بود
|
|
<سروان رنو> برعکس. همیشه می گفت سروان , وقتی در کنار تو هستم انگار دنیا مال منه. اما کنار کاپیتان که هستم انگار دنیا علیه منه ..
|
|
<کاپیتان اسکای> آره به منم می گفت همیشه نصف این فیلمای کلاسیک رو می بینه بعد خوابش می بره
|
|
<سروان رنو> همه اش می گفت سروان اگر تو نبودی , ریک چطور می تونست الزا را به سلامت روانه آمریکا کنه .
|
|
<کاپیتان اسکای> من بهش می گفتم برو با سروان، دلش نشکنه، خوشش نمی اومد زوری بود.
|
|
<سروان رنو> نصف این فیلم های کلاسیک رو من توی همون روزها کنار اون به اتفاق هم می دیدیم: اکثرا هم عاشقانه ها.
|
|
<کاپیتان اسکای> بغل می فهمی بغل
|
|
<سروان رنو> بعضی وقت ها زنگ می زد و می گفت کاپیتان امروز پرواز داره و نیست اش. قرار می ذاشت بریم شانزه لیزه بگردیم .
|
|
<کاپیتان اسکای> خوبیش به همین بود آخه تو از عشق سر در نمی آری، عشق جا نمی شناسه!
|
|
<سروان رنو> اسپیت فایر به زور یک نفر توی کابین فسقلی اش جا میشه. اونوقت تو چطور یک نفر دیگه هم کنارت می نشوندی ؟
|
|
<کاپیتان اسکای> یه بار کلاه کجت رو با مسلسل سوراخ کرد که دادت در آمد.
|
|
<کاپیتان اسکای> دیگه توی پرواز از من جدا نشدنی بود. دوتایی روی اون صندلی خشک فلزی. وقتی من ویراژ می دادم اون تیر می انداخت
|
|
<کاپیتان اسکای> با چه عشقی دونه دونه سوپاپ ها رو تمیز می کرد. قطار فشنگ توی هشت تا مسلسل می گذاشت. یاااادش به خوبی و خوشی
|
|
<سروان رنو> آره جون خودت. اصلا به این فکر کردی که وقتی تو در آسمان ها پرواز می کردی , اون روی زمین با کی بود ؟!
|
|
<کاپیتان اسکای> عاشق پرواز بود. از عطر تند فرانسوی و بزک خوشش نمی اومد. تازه وقتی لباس تکنیسین ها رو می پوشید زیبا می شد.
|
|
<کاپیتان اسکای> من به عشق اونه که هنوز دست به این سوپاپ نزدم.
|
|
<سروان رنو> آره. جلو تو اینطور وانمود می کرد. عاشق عطر فرانسوی من بود. می گفت فرانسوی ها رومانتیک اند.
|
|
<کاپیتان اسکای> می گفت سروان از صدای این سوپاپ کلافه ست یه وقت درستش نکنی ها
|
|
<کاپیتان اسکای> عاشق بوی بنزین بود؛ یه مدت تکنیسین من بود. ایده سوپاپ مال اون بود.
|
|
<سروان رنو> سنگ صبورش من بودم. حرف های دل اش رو به تو نمی زد . همه اش می گفت این کاپیتان همیشه بوی بنزین هواپیما میده .
|
|
<کاپیتان اسکای> تا اون استخوان ترقوه چپ رو داره بله
|
|
<کنتس پابرهنه> ممنونم سروان رنوی عزیز... کاپیتان عزیز من راه برگشت داشتم... به سروان هم امیدی هست؟
|
|
<سروان رنو> یادمه. همون عکس هایی که تا نصف شب توی خوابگاه بیدار می موندی و با فتوشاپ می ساختی ؟
|
|
|