[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> شانس آورده ای که اکتاویان رو با آنتونیوس اشتباه نگرفته ای وگرنه کارت زار بود ...[تصویر: 160.gif]
» <کلئوپاترا> همیشه کادر ارسال پیام رو با کادر جستجو اشتباه میگیرم [تصویر: 8.gif]
» <رابین‌هود> فیلم "کودکی ایوان" اثر اندره تارکوفسکی. امشب از برنامه سینما یک (ساعت 23) پخش میشود
» <دون دیه‌گو دلاوگا> پرونده‌ی تصویری فیلم بوکانیر(1958)؛ اولین و آخرین فیلمی که آنتونی کوئین کارگردانی کرد: http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...4#pid36344
» <کاپیتان اسکای> پیوند پیشنهادات http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...4#pid36314
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فیلم های ارزشمند ایرانی
نویسنده پیام
آناکین اسکای واکر آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 146
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۰/۴
اعتبار: 11


تشکرها : 184
( 676 تشکر در 142 ارسال )
شماره ارسال: #61
RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

" نور، صدا، دوربین و ... جنگ "

قسمت ششم و پایانی.

اینکه فیلمی در گیشه موفق عمل کند و استقبال خوبی از آن به عمل بیاید یک مطلب است، اما اینکه فیلمی به مدت 15 سال روی پرده سینماهای یک کشور اکران شود، داستانی دیگر است.

سال 1366، زنده یاد " سیف الله داد " فیلمی را می سازد که رکورد طول مدت اکران بر پرده را در ایران می شکند. " کانی مانگا " فیلمی که بر اساس داستانی به همین نام، نوشته " احمد رضا درویش " ساخته شد و در سال 1367 بر پرده نقره ای قرار گرفت.

تا قبل از 1367، فیلم هایی که در ژانر " دفاع مقدس " ساخته و اکران شده بودند یا به شدت از ضعف فیلمنامه و کارگردانی رنج میبردند و یا از کمبود امکانات لازم برای ساخت چنین فیلم هایی و یا از هر دو. ولی " سیف الله داد " با بهره گیری از همان امکانات و چه بسا کمتر از آن، ولی با داشتن یک فیلمنامه خوب، دکوپاژ مناسب، موسیقی متن خوب، ماکت سازی معقول و بازی قابل قبول هنر پیشه ها، به نوعی بهترین فیلم جنگی تا زمان خود را به تصویر می کشد.

" یک فروند هواپیمای شناسایی بمب افکن عراقی، پس از بمباران شهر مریوان، در حالی که سرگرم جمع آوری عکس و اطلاعات بوده، توسط پدافند خودی ساقط می شود و خلبان سالم با چتر نجات در ارتفاعات شرقی کانی مانگا فرود می آید. به نزدیک ترین یگان تکاوران " تیپ 23 نوهد " که توسط یک فروند هلی کوپتر بل 214 و یک فروند هلی کوپتر کبرا همراهی می شوند، ماموریت داده می شود خلبان را سالم به اسارت بگیرند.

تکاوران به فرماندهی سروان یاوری ( فرامرز قریبیان ) موفق به یافتن خلبان عراقی ( رضا رویگری ) می شوند ولی درست در لحظه ای که قصد دستگیری او را دارند با گروهی از شبه نظامیان تحت حمایت عراق که آنها نیز برای نجات خلبان عراقی گسیل شده اند، درگیر می شوند. هنگامیکه خلبان هلی کوپتر کبرا توسط تک تیرانداز هدف قرار می گیرد و مجبور به ترک صحنه می شود، تکاوران در تنگنا قرار می گیرند و قرار می شود 24 ساعت بعد در محل سقوط هواپیما، هلی کوپتر ها برای نجات آنها به منطقه باز گردند.

با هدف قرار گرفتن یکی دیگر از تکاوران توسط تک تیر انداز، سروان یاوری و همراهش ذبیح فراهانی ( عبدالرضا اکبری ) تصمیم به دور کردن خلبان از منطقه و پنهان شدن می گیرند ولی یک اتفاق داستان را پیچیده تر می کند.

سروان یاوری احساس می کند که سر دسته شبه نظامیان به نام کاک هوشنگ ( علی ثابت فر ) را قبلا دیده است و سرانجام پی می برد او همان کسی است که قبل از ناپدید شدن برادر بزرگترش سرگرد غلام حسین یاوری ( منصور والا مقام ) با او ارتباط داشته است، بنابر این تصمیم می گیرد هر طور شده او را نیز دستگیر کند تا بتواند سرنخی از برادرش بیابد.

پس از درگیری هایی پراکنده و اسارت کاک هوشنگ و کشته شدن پسرش تک تیراندازش اسد توسط سروان یاوری، او از در انکار درآمده و منکر آشنایی با سرگرد یاوری می شود. تکاوران روز بعد در حالیکه خلبان عراقی و کاک هوشنگ را همراه خود دارند و توسط باقی مانده شبه نظامیان تعقیب می شود به محل سقوط میگ عراقی باز می گردند و منتظر رسیدن هلی کوپتر های هوانیروز می مانند. با رسیدن نیروهای کمکی برای شبه نظامیان، حلقه محاصره تکاوران تنگ تر می شود ولی آنها همچنان امید دارند نیروهای خودی سر برسند. سرانجام هلی کوپترها از راه می رسند ولی آنهایی نیستند که تکاوران انتظارشان را می کشند، زیرا هلی کوپترها عراقی هستند و همه امید ها بر باد می رود.

در لحظاتی که دیگر امیدی برای سروان و همراهش باقی نمانده است، هلی کوپتر های هوانیروز و تعدادی از تکاوران ایرانی از راه می رسند. هلی کوپتر های عراقی یکی پس از دیگری با نیش شاه کبرا های هوانیروز از پا در آمده و شبه نظامیان نیز توسط تکاوران تارومار می شوند. "

مهمترین نقطه قوت " کانی مانگا " فیلمنامه جذاب آن است و تعلیق هایی که در آن وجود دارد بر جذابیت آن افزوده است. فیلمنامه خط روایی درستی دارد و آن را تا آخر حفظ می کند. شخصیت های اصلی به گونه ای مناسب تعریف می شوند و می توان گفت با در نظر گرفتن زمان و ژانر فیلم، شخصیت پردازی کارگردان به جا و کافیست. داستان موازی فیلم به اندازه ای کشش دارد که گاهی تماشاگر نگران فرجام آن می شود. درگیری های درونی سروان یاوری، خیره سری ها و عدم تمکین از دستورهای مافوق توسط فراهانی، شخصیت موذی خلبان عراقی و متلک پرانی های بین شبه نظامیان، همگی دست به دست هم می دهند تا " کانی مانگا " خسته کننده و شعار زده نباشد.

در بعد نظامی هیچ کدام از تیراندازی ها و درگیری ها بدون دلیل نیستند و مهمتر از همه اینکه تکاوران و نیروهای ایرانی نیز رویین تن نمایش داده نمی شوند و حتی خلبان هلی کوپتر کبرا نیز در امان نیست.  هیچ فیلمنامه ای بدون نقص نیست و " کانی مانگا " نیز از این مورد مستثنی نیست، ولی به راحتی می توان گفت یک سر و گردن نسبت به آثار ایرانی مشابه بالاتر می ایستد.

تماشاگر هنرنمایی تکاوران ایرانی را دوست دارد و فیلم در حدی که نیاز است آنرا به رخ تماشاگر می کشد، نه بیشتر و نه کمتر.

حضور هوانیروز نیز کاملا به اندازه است و هیچ هلی کوپتری بی دلیل در هوا چرخ نمی زند و شلیک نمی کند. هلی کوپترهای کبرا در این فیلم آنچنان تماشایی به نظر می رسند که ما را به یاد شعار کمپانی سازنده شان می اندازند : " آن را زیبا ساخته ایم، زیرا آخرین چیزی است که بعضی ها می بینند."

دکوپاژ های " سیف الله داد " در این فیلم واقعا درست و دیدنی هستند و تدوین خوب نیز ارزش افزوده ای برای این دکوپاژ ها خلق کرده اند.

" کانی مانگا " یکی از فیلم هایی است که برای ساخت آن از طراحی ماکت استفاده شد. کارگردان این مهم را بر عهده زنده یاد " ولی الله خاکدان " گذاشت و او نیز در حد استانداردهای سینمای ایران در این کار موفق بود. " ولی الله خاکدان " همان کسی است که مرحوم " علی حاتمی " ساخت دکورهای سریال " هزار دستان " را بر عهده او گذاشته بود و او نیز با کمک طراحان ایتالیایی دکوری ماندگار خلق کرد.

انتخاب درست دیگر کارگردان، " مجید انتظامی " در مقام آهنگساز فیلم بود. بسیاری از سازندگان فیلم های ژانر جنگی از موسیقی متن غافل می شوند ولی " کانی مانگا " در کنار همه نکات مثبتش، از موسیقی متن جذابی هم بهره می برد که لذت تماشای فیلم را دو چندان می کند.

بخش پایانی فیلم، یعنی صحنه رسیدن هلی کوپتر های عراقی و شوکی که فیلم به تماشاگر وارد می کند و سپس سر رسیدن هلی کوپتر های هوانیروز، هیجان انگیز ترین صحنه فیلم است و سالن سینما را غرق در سوت و کف می کند.

" کانی مانگا " را باید در استاندارد سینمای ایران دید و به خاطر خوش ساخت بودن، آن را تحسین کرد. فیلمی که 15 سال در سینماهای مختلف کشور در اکران های فرعی بر پرده درخشیده باشد حتما حرفی برای گفتن داشته است.

مرحوم " سیف الله داد " با " کانی مانگا " در ژانر دفاع مقدس در تاریخ سینمای ایران مانگار شد. برایش از خداوند طلب مغفرت دارم، روحش شاد.

پایان


نیرو همراهت باشه
۱۳۹۵/۱۲/۲۰ عصر ۰۷:۴۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مراد بیگ, ال سید, اسکورپان شیردل, خانم لمپرت, دون دیه‌گو دلاوگا, Classic, سروان رنو, BATMAN
آناکین اسکای واکر آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 146
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۰/۴
اعتبار: 11


تشکرها : 184
( 676 تشکر در 142 ارسال )
شماره ارسال: #62
RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

نقدی بر 6 پست " نور، صدا، دوربین و ... جنگ "

" حالا دیگر توپ ها غرش نمی کنند، تراژدی عظیمی پایان یافته و پیروزی بزرگی حاصل شده است. من برای آن لبهای خاموشی صحبت می کنم که برای همیشه در جنگل ها و اعماق اقیانوس آرام خفته اند. آنها راه را برای ما هموار کردند ." ژنرال داگلاس مک آرتور.

ژانر " سینمای جنگ " کم و بیش در آرشیو سینمایی همه کشورهایی که جنگی در تاریخ خود داشته اند به چشم می خورد. هر جا که جنگی رخ داده فیلمی نیز درباره آن ساخته شده، حال این ساختن و پرداختن همزمان رخ داده و یا سالها پس از آن.

شاید وقتی " گریفیس "  فیلم " فراری " به انگلیسی " The Fugitive " را در سال 1910 به صورت صامت ساخت تصور نمی کرد پایه گذار ژانری در سینما باشد که بسیاری را به دنبال خود خواهد کشید. اما برای اینکه به اولین تجربه ثبت جنگ و حاشیه های آن توسط سینما برسیم، باید از آن تاریخ 12 سال به عقب برگردیم.

در سال 1898 صحنه هایی مستند از " جنگ های اسپانیا و آمریکا " توسط دوربین ثبت شد. هر چند که این صحنه ها شامل عملیات نظامی نمی شد و بیشتر به صورت فیلم هایی کوتاه از سربازان در حال شستن ظروف و یا سوزاندن پتو های آلوده و کهنه، بود.

آمریکا با جنگ های داخلی، اروپا با تجربه دو جنگ جهانی، شبه جزیره کره با جنگ کره، روسیه با حماسه مقاومت در برابر ارتش رایش، ژاپن، چین، و ... همه حرفایی مشترک را به زبان های گوناگون در سینمای ژانر جنگ روایت کرده اند.

در فرم روایت، سینمای جنگ گاه به یک عملیات و یا نبرد خاص نظامی پرداخته است مانند فیلم " پرل هاربر " به انگلیسی " Pearl Harbor " و یا " نبرد رودخانه نرتوا " به انگلیسی " Battle of Neretva " .

گاهی نیز فقط صحنه های نبردهای پراکنده و محلی را در غالب یک داستان به تصویر کشیده است، که می توان فیلم هایی مانند " قلعه عقابها " به انگیسی " Where Eagles Dare " را که برای آن مثال زد.

زندگی افراد نیز می تواند در قاب سینمای جنگ روایت شود که فیلم " سوفی شول ،  روزهای پایانی  " به انگلیسی " Sophie Schol , The Final Days " یکی از زیباترین نمونه های آن است .

کارگردانان زیادی نیز سعی داشتند تا جنگ را در آثارشان به سخره بگیرند و از این ژانر برای نمایش یک داستان کمدی بهره ببرند. چنین فیلم هایی همیشه در سینمای کشورهایی که درگیر جنگی بوده اند در غالب آثاری سطح پایین پیدا می شوند. فیلم هایی که در آنها از دشمنی که حالا مغلوب شده، تصویر یک مشت احمق نشان داده می شود مانند فیلم " La Grande Vadrouille " .

فیلم هایی نیز با روایت خاص خود مانند یک کمدی سیاه سعی در به چالش کشیدن جنگ کرده اند که می توان از فیلم " سرزمین هیچ کس " به انگلیسی "  No man's Land " نام برد.

ساخت و نمایش فیلم های ژانر جنگ می تواند اهداف والاتری داشته باشد. به تصویر کشیدن رنج و دردی که یک ملت متحمل شده است و بیان فداکاری های افرادی که کنج خلوت و عافیت را رها کردند و برای باورهایشان، حال به هر چیزی ، وارد میدان نبرد شدند. بعضی کشته شدند، بعضی برای همیشه مفقود شدند و بعضی نیز با شخصیت متفاوتی باز گشتند.

" کودکان ناکازاکی " و " رم شهر بی دفاع " نمونه های خوبی برای این موارد هستند.

اما در ایران سینمای جنگ که از آن با نام " سینمای دفاع مقدس " نیز یاد می شود سعی در به تصویر کشیدن گوشه های مختلف جنگ عراق علیه ایران را داشت . در سالهای اولیه و در طول جنگ همانطور که در 6 نوشتار عنوان شد، فیلم هایی ساخته شد و به نمایش درآمد. بعضی از دیگری موفق تر بودند و بعضی نسبت به دیگری تاثیر گذار تر.

6 نوشتار بالا تنها بهانه ای بود برای پاسداشت و یادآوری رشادت ها و از خودگذشتگی همه افرادی که در آن سال ها از آنها به نام " رزمندگان " یاد می شد. کسانی که وقتی ما کودک بودیم رفتند تا ما کودک بمانیم و کودکی کنیم. کسانی که بعضا خود در ظاهر نوجوان بودند ولی مردانگی را باز تعریف کردند. " حسین فهمیده " ، " بهنام محمدی " و هزاران " مردی " که صورتشان نشانی از مردانگی نداشت ولی رفتند تا ایران بماند.

این نوشتار را با جمله ای از ژنرال مک آرتور آغاز کردم ولی آن را با جمله از سرلشگر شهید " حسین خلعتبری " به پایان می برم :

" اگر ذره ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خون خودم می شوویم ."


نیرو همراهت باشه
۱۳۹۵/۱۲/۲۷ عصر ۰۱:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, ال سید, مراد بیگ, BATMAN, Classic, خانم لمپرت, پرنسس آنا
رابین‌هود آنلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 15
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۱۲
اعتبار: 4


تشکرها : 30
( 70 تشکر در 12 ارسال )
شماره ارسال: #63
مروری بر دو فیلم

(خطر اسپویل)

دوران عاشقی محصول 1393. داستان فیلم بر مبنای خیانت زوجها بنا شده. بیتا (لیلا حاتمی) وکیل دعاوی است و با پرونده زنی (مینا وحید) مواجه میشود که همسر صیغه ای شوهر بیتا (شهاب حسینی) است! همین یک خط ، داستان جالب و درگیر کننده ای است. انتظار بحرانهای شدید و بنیان کنی هم در طول فیلم داریم اما اتفاق نمی افتند. با اینکه به لحاظ حسی به ماجرا و ناراحتی هر دو زن فیلم درگیر می شویم اما داستان کمی باورنکردنی است. واکنشهای بیتا و پدرش به مساله خیانت، رویایی و دور از انتظار است. گویی پدر قدیسی است در کمال بخشش و گذشت. و بیتا هم بر خلاف شغلش، آدمی است بی دست و پا و ناتوان در تصمیم گیری. فیلمنامه نتوانسته به درونیات ادمها ورود کند و علل چنین اتفاقی را بشکافد و حسی عمیقتر به مخاطب منتقل نماید. لذا به چند دیالوگ دم دستی بسنده میکند. البته بازی شهاب حسینی و لیلا حاتمی خوب بود ولی فیلمنامه اجازه عرض اندام بیشتر به ایشان نداده. بازی مینا وحید را اصلا نپسندیدم. نمی دانم علت انتخاب ایشان چه بوده ولی حلقه ضعیف بازیها قطعا ایشان است. شخصیت بیتا فرهی کاملا زاید است و می اید و میرود و سودی به روند فیلم نمی رساند. با همه احوال به یکبار دیدن می ارزید. بیشتر هم بخاطر بازی دو نقش اول. همچنین شخصیت فرهاد اصلانی عزیزِ دل که بازی خوبی ارائه داده [قلب]

(دیالوگ برگزیده)
شوهر: قول داده بودی پرونده ی شهرستان قبول نکنی. چی شد پس؟
بیتا: آدما خیلی قولا به هم میدن!

هلن محصول 1394. داستان دختری که در ابتدا به نظر میرسد شخصیت شر و آزار رسانی است (با تیپ پسرانه اش و مثلا سویی شرت سرخی که نماد زنان گستاخ است). اما روند فیلم نشان میدهد که زود قضاوت کرده ایم. اتفاقا او دختر خوبی است، خودخواه نیست، عاشق است اما خانواده رهایش کرده و در برابر مشکلات تنهاست. سودای رفتن به خارج را دارد و برای معاش دوندگی و تلاش زیادی میکند.. هلن فیلمی اجتماعی است و مبنای فیلمنامه، قصه زنان اسیب دیده است. هرچند فیلم داستان درست و حسابی ندارد اما شخصیتها جذابند. بازی خوب رویا نونهالی در نقش مادر و روشنک گرامی در نقش دخترش هلن، روان و بیاد ماندنی است. یکی دو سکانس جالب هم به لحاظ بازی این دو نفر دارد. فیلمنامه کمی کند است و سکانس اخر بنظر اضافی است. فیلم میتوانست در سکانس قبل (کتک خوردن و تنها ماندن هلن) تمام شود. پایان بندی هم میتوانست بهتر از این، دور باطل زندگی هلن را نشان دهد. اما در مجموع حس و حال فیلم درآمده و مخاطب با رنج و خوشی هلن همراه میشود..
فیلم را دوست داشتم. مخصوصا خنده های روشنک گرامی را [چشمک]

(دیالوگ برگزیده)
مادر: بهش نگفتی دخترشی؟
هلن: تا حالا شنیدی کسی خودشو به پدرش معرفی کنه؟!

۱۳۹۶/۷/۱۹ صبح ۰۱:۵۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : rahgozar_bineshan, سروان رنو, ال سید, آدری لاووا, مراد بیگ, پرنسس آنا, زرد ابری
ارسال پاسخ